Fall out, fight all the way down
از هم بپاش، تا آخرین لحظه بجنگ
Just the way they want you to
دقیقاً همانطور که آنها میخواهند
Knocked down
زمینخورده
Burned out ’til there’s no room to feel
آنقدر فرسوده و از پا افتادهای که دیگر جایی برای احساس کردن باقی نمانده
To feel like me
برای اینکه مثل من احساس کنی
________________________________________
The enemy
دشمن
But what if I’m not the enemy?
اما اگر من دشمن نباشم چه؟
________________________________________
Where’s the line? Where’s the line?
مرز کجاست؟ مرز کجاست؟
Somewhere under the blood
جایی در زیر این همه خون
Say you won’t change your mind
بگو نظرت را عوض نخواهی کرد
As they break everything you love
در حالی که آنها هر چیزی را که دوست داری نابود میکنند
Tell me when you’ve had enough
وقتی دیگه به اندازهٔ کافی تحمل کردی، بهم بگو
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه طاقتت تموم شده
________________________________________
Never mind the chemicals
بیخیال مواد شیمیایی
Breathe in, breathe out, it’s all a lie
نفس بکش، نفس را بیرون بده؛ همهاش یک دروغ است
Choose your own reality
واقعیت خودت را انتخاب کن
One day there’ll be no more sacrifice
یک روز دیگر خبری از فداکاری و قربانی شدن نخواهد بود
‘Cause there’s nothing left to lose
چون دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده
________________________________________
Where’s the line? Where’s the line?
مرز کجاست؟ مرز کجاست؟
Somewhere under the blood
جایی در زیر این همه خون
Say you won’t change your mind
بگو نظرت را عوض نخواهی کرد
As they break everything you love
در حالی که آنها هر چیزی را که دوست داری نابود میکنند
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه طاقتت تموم شده
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه به اندازهٔ کافی تحمل کردی
________________________________________
Where’s the line? Where’s the line? (Where’s the line?)
مرز کجاست؟ مرز کجاست؟ (مرز کجاست؟)
Was there ever a line?
اصلاً هیچوقت مرزی وجود داشت؟
This is the moment of truth
این لحظهٔ حقیقت است
This is our time
این زمان ماست
________________________________________
Where’s the line? Where’s the line?
مرز کجاست؟ مرز کجاست؟
Somewhere under the blood
جایی در زیر این همه خون
Say you won’t change your mind
بگو نظرت را عوض نخواهی کرد
As they break everything you love
در حالی که آنها هر چیزی را که دوست داری نابود میکنند
Crush every dream into dust
هر رؤیایی را به خاک تبدیل میکنند
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه طاقتت تموم شده
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه به اندازهٔ کافی تحمل کردی
Tell me when you’ve had enough
بهم بگو کی دیگه دیگه نمیتونی تحمل کنی
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- Fall out, fight all the way down
fall out چند معنی دارد، اما اینجا در فضای ترانه بیشتر مفهوم از هم پاشیدن / سقوط کردن / درگیر شدن و فروپاشیدن دارد.
- fall = افتادن
- fall out = از هم پاشیدن / اختلاف پیدا کردن
- fight = جنگیدن
- all the way = تا آخر راه / تا آخرین حد
- down = به سمت پایین
fight all the way down یعنی:
تا آخرین لحظه بجنگ، حتی در هنگام سقوط.
- Just the way they want you to
ساختار بسیار مهم:
the way + someone + wants
یعنی:
همانطور که کسی میخواهد.
اینجا جمله کامل نیست و ادامهٔ جملهٔ قبل است:
Fall out, fight all the way down, just the way they want you to.
یعنی:
از پا بیفت و تا آخر بجنگ، درست همانطور که آنها میخواهند.
want you to + verb
ساختار:
I want you to stay.
میخواهم بمانی.
They want you to fight.
آنها میخواهند بجنگی.
- Knocked down
knock down = زمین زدن / سرنگون کردن
knocked down = زمینخورده / سرنگونشده
مثلاً:
He was knocked down.
او زمین زده شد.
در این ترانه میتواند استعاری باشد:
شکستخورده، زمینخورده، از پا افتاده.
- Burned out ’til there’s no room to feel
burned out یکی از اصطلاحات بسیار مهم انگلیسی است.
یعنی:
از نظر جسمی یا روحی کاملاً فرسوده و خسته شدن.
مثلاً:
I’m completely burned out.
کاملاً فرسوده و خستهام.
’til = until
یعنی:
تا زمانی که
no room to feel ترجمهٔ تحتاللفظی «جایی برای احساس کردن نیست» است، اما معنای استعاری آن:
آنقدر فرسوده شدهای که دیگر توان احساس کردن نداری.
- To feel like me
feel like + noun/pronoun
یعنی:
مثل … احساس کردن
I feel like myself.
احساس میکنم خودم هستم.
اینجا:
feel like me
یعنی:
مثل من احساس کردن.
- The enemy / But what if I’m not the enemy?
enemy = دشمن
What if…? ساختار بسیار مهمی است و یعنی:
اگر … چه؟
مثلاً:
What if I’m wrong?
اگر اشتباه کنم چه؟
What if he doesn’t come?
اگر او نیاید چه؟
پس:
But what if I’m not the enemy?
یعنی:
اما اگر من دشمن نباشم چه؟
این جمله نوعی تردید و زیر سؤال بردن تصور دیگران را نشان میدهد.
- Where’s the line?
Where’s = Where is
- where = کجا
- line = خط / مرز
در اینجا line به معنی مرز اخلاقی، انسانی یا حد تحمل است.
بنابراین:
Where’s the line?
میتواند یعنی:
مرز کجاست؟
حد و مرز کجاست؟
تا کجا میتوان پیش رفت؟
- Somewhere under the blood
- somewhere = جایی
- under = زیر
- blood = خون
ترجمهٔ تحتاللفظی:
جایی زیر خون
اما تصویر شاعرانهٔ جمله میتواند اشاره به این داشته باشد که مرز و حقیقت در میان خشونت و خون پنهان شده است.
- Say you won’t change your mind
change your mind یک اصطلاح بسیار مهم است:
تغییر عقیده دادن / تغییر تصمیم دادن
مثلاً:
I changed my mind.
نظرم را عوض کردم.
بنابراین:
Say you won’t change your mind.
یعنی:
بگو نظرت را عوض نمیکنی.
- As they break everything you love
- as = در حالی که / هنگامی که
- break = شکستن / نابود کردن
- everything you love = هر چیزی که دوست داری
everything + clause
everything you love
یعنی:
هر چیزی که تو دوست داری.
- Tell me when you’ve had enough
این خط یکی از مهمترین اصطلاحات متن است.
have had enough یعنی:
دیگر به اندازهٔ کافی تحمل کردن / دیگر طاقت نداشتن
مثلاً:
I’ve had enough!
دیگه بسه!
دیگه نمیتونم تحمل کنم!
پس:
Tell me when you’ve had enough.
یعنی:
وقتی دیگه طاقتت تموم شد، بهم بگو.
- Never mind the chemicals
Never mind یک اصطلاح بسیار پرکاربرد است.
معانی آن بسته به موقعیت:
بیخیال
مهم نیست
ولش کن
بهش توجه نکن
chemicals = مواد شیمیایی
پس:
Never mind the chemicals.
یعنی:
بیخیال مواد شیمیایی.
در فضای شاعرانهٔ ترانه، chemicals میتواند اشارهای به مواد شیمیایی، داروها یا حتی مواد مخدر داشته باشد.
- Breathe in, breathe out
دو عبارت بسیار کاربردی:
breathe in = نفس را داخل کشیدن
breathe out = نفس را بیرون دادن
Breathe in.
نفس بکش / نفس را داخل بکش.
Breathe out.
نفس را بیرون بده.
- It’s all a lie
It’s = It is
- all = همه
- lie = دروغ
It’s all a lie.
یعنی:
همهاش دروغ است.
- Choose your own reality
- choose = انتخاب کردن
- your own = مال خودت / خودِ خودت
- reality = واقعیت
your own برای تأکید است.
Make your own choice.
انتخاب خودت را بکن.
Choose your own reality.
واقعیت خودت را انتخاب کن.
این جمله کاملاً استعاری است و میتواند به معنای خودت تصمیم بگیر چه چیزی را حقیقت بدانی و چگونه با جهان روبهرو شوی باشد.
- One day there’ll be no more sacrifice
there’ll = there will
- one day = یک روز
- there will be = وجود خواهد داشت
- no more = دیگر هیچ / دیگر خبری از … نخواهد بود
- sacrifice = فداکاری / قربانی شدن
ساختار:
There’ll be no more problems.
یعنی:
دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت.
پس:
One day there’ll be no more sacrifice.
یعنی:
یک روز دیگر خبری از فداکاری و قربانی شدن نخواهد بود.
- ‘Cause there’s nothing left to lose
‘Cause = because
nothing left = هیچ چیز باقی نمانده
nothing left to lose:
دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده.
این یک عبارت بسیار رایج است.
مثلاً:
I’ve got nothing left to lose.
دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.
- Was there ever a line?
ساختار:
Was there…?
یعنی:
آیا وجود داشت؟
ever = هیچوقت / اصلاً
پس:
Was there ever a line?
یعنی:
آیا اصلاً هیچوقت مرزی وجود داشت؟
این جمله نسبت به Where’s the line? حتی شدیدتر است؛ گوینده دیگر فقط دنبال مرز نیست، بلکه وجود داشتن آن مرز را زیر سؤال میبرد.
- This is the moment of truth
moment of truth یک اصطلاح بسیار مهم است.
معنی:
لحظهٔ حقیقت
لحظهای که حقیقت مشخص میشود
لحظهٔ تصمیم نهایی
مثلاً:
This is the moment of truth.
یعنی:
این لحظهٔ حقیقت است.
- This is our time
- this = این
- our = مال ما
- time = زمان
This is our time.
یعنی:
این زمان ماست.
حالا نوبت ماست.
در ترانه، بیشتر مفهوم «اکنون زمان ایستادگی و عمل ماست» را منتقل میکند.
- Crush every dream into dust
- crush = خرد کردن / له کردن
- dream = رؤیا
- into dust = به خاک / گرد و غبار
crush something into dust
یعنی:
چیزی را آنقدر خرد کردن که تبدیل به خاک شود.
در اینجا استعاری است:
هر رؤیایی را نابود و خاکستر میکنند.
مهمترین اصطلاحات این بخش
عبارت | معنی |
fall out | از هم پاشیدن / اختلاف پیدا کردن |
fight all the way | تا آخر جنگیدن |
knocked down | زمینخورده / سرنگونشده |
burned out | کاملاً فرسوده و از پاافتاده |
What if…? | اگر … چه؟ |
change your mind | تغییر عقیده/نظر دادن |
have had enough | دیگر طاقت نداشتن |
Never mind | بیخیال / ولش کن |
breathe in | نفس را داخل کشیدن |
breathe out | نفس را بیرون دادن |
no more | دیگر هیچ / دیگر خبری از |
nothing left to lose | دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتن |
moment of truth | لحظهٔ حقیقت |
one day | یک روز / روزی |
one’s own | متعلق به خود |
crush into dust | کاملاً خرد و نابود کردن |
جمعبندی مفهوم ترانه
محور اصلی این بخش، مقاومت در برابر فشار و خشونت و پیدا کردن حد و مرز تحمل است. پرسش تکرارشوندهٔ “?Where’s the line” در واقع میپرسد:
«حد تحمل ما کجاست؟ چه زمانی باید بایستیم و بگوییم دیگر کافی است؟»
و عبارت “Tell me when you’ve had enough” همین مفهوم را تقویت میکند؛ یعنی زمانی فرا میرسد که فرد دیگر نمیخواهد صرفاً قربانی شرایط باشد.
در پایان، “This is the moment of truth / This is our time” نوعی نقطهٔ عطف ایجاد میکند: لحظهای که باید حقیقت را پذیرفت و تصمیم گرفت که چه باید کرد.





نظرات کاربران