You are to me
تو برای من…
A part of me just like anatomy
مثل بخشی از وجودم، درست مثل یکی از اجزای بدنم.
You’re pulling me
داری منو به سمت خودت میکشی…
You’re pulling me in like you’re gravity
مثل جاذبه داری منو به سمت خودت میکشی.
I’m notorious for thinking you’re full of beautiful
من به این معروفم که فکر میکنم تو سرشار از زیبایی هستی.
Instead of hollow
بهجای اینکه توخالی و بیمحتوا باشی.
Sugar on your lips, it starts to kill
شیرینیِ روی لبهات کمکم داره منو از پا درمیاره.
Jagged like a pill, so hard to swallow
تیز و ناهموار مثل یه قرص، که بلعیدنش خیلی سخته.
?Am I in love with you? Am I in love with you
آیا عاشق تو شدهام؟ آیا عاشق تو شدهام؟
?Or am I in love with the feeling
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
I’m trying to find the truth, trying to find the truth
دارم سعی میکنم حقیقت رو پیدا کنم، دارم سعی میکنم حقیقت رو بفهمم.
But sometimes the heart is deceiving
اما گاهی قلب آدم فریبش میده.
Can’t get out of my head and I need you to save me
این فکر نمیتونه از سرم بیرون بره و من به تو نیاز دارم که نجاتم بدی.
If I am delusional then maybe I’m crazy
اگر دارم دچار توهم میشم، پس شاید دیوانهام.
?In love with you, am I in love with you
عاشق تو شدهام؟ آیا واقعاً عاشق تو شدهام؟
?Or am I in love with the feeling
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
You give to me everything, anything that I could dream
تو همهچیز رو به من میدی؛ هر چیزی که میتونستم آرزوش رو داشته باشم.
And at least that’s what it seems
و دستکم، اینطور به نظر میرسه.
?Could it be I don’t know what’s good for me
ممکنه من ندونم چه چیزی واقعاً برای من خوبه؟
I’m notorious for thinking you’re full of beautiful
من به این معروفم که فکر میکنم تو سرشار از زیبایی هستی.
Instead of hollow
بهجای اینکه توخالی و بیمحتوا باشی.
Sugar on your lips, it starts to kill
شیرینیِ روی لبهات کمکم داره منو از پا درمیاره.
Jagged like a pill, so hard to swallow
تیز و ناهموار مثل یه قرص، که بلعیدنش خیلی سخته.
?Am I in love with you? Am I in love with you
آیا عاشق تو شدهام؟ آیا عاشق تو شدهام؟
?Or am I in love with the feeling
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
I’m trying to find the truth, trying to find the truth
دارم سعی میکنم حقیقت رو پیدا کنم، دارم سعی میکنم حقیقت رو بفهمم.
But sometimes the heart is deceiving
اما گاهی قلب آدم فریبش میده.
Can’t get out of my head and I need you to save me
این فکر نمیتونه از سرم بیرون بره و من به تو نیاز دارم که نجاتم بدی.
If I am delusional then maybe I’m crazy
اگر دارم دچار توهم میشم، پس شاید دیوانهام.
?In love with you, am I in love with you
عاشق تو شدهام؟ آیا واقعاً عاشق تو شدهام؟
?Or am I in love with the feeling
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
I’m sinking faster and faster
دارم سریعتر و سریعتر غرق میشم.
Between heaven and disaster
بین بهشت و فاجعه.
Sorry if I make you feel like
ببخش اگه باعث میشم احساس کنی که…
I’m standing on the borderline
من روی مرز ایستادهام.
?Am I in love with you? Am I in love with you
آیا عاشق تو شدهام؟ آیا عاشق تو شدهام؟
?Or am I in love with the feeling
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
I’m trying to find the truth, trying to find the truth
دارم سعی میکنم حقیقت رو پیدا کنم، دارم سعی میکنم حقیقت رو بفهمم.
But sometimes the heart is deceiving
اما گاهی قلب آدم فریبش میده.
Can’t get out of my head and I need you to save me
این فکر نمیتونه از سرم بیرون بره و من به تو نیاز دارم که نجاتم بدی.
If I am delusional then maybe I’m crazy
اگر دارم دچار توهم میشم، پس شاید دیوانهام.
?In love with you, am I in love with you
عاشق تو شدهام؟ آیا واقعاً عاشق تو شدهام؟
Or am I in love with the feeling?
یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
آموزش خطبهخط
- You are to me
ترجمه: تو برای من…
این جمله بهتنهایی ناقص است و در خط بعد کامل میشود.
- you = تو
- are = هستی
- to me = برای من / از نظر من
- A part of me just like anatomy
ترجمه: مثل بخشی از وجودم، درست مثل یکی از اجزای بدنم.
- a part of me = بخشی از وجود من
- just like = درست مثل
- anatomy = کالبدشناسی / ساختار بدن
part of me یعنی چیزی که آنقدر با انسان پیوند دارد که بخشی از وجود او محسوب میشود.
- You’re pulling me
ترجمه: داری منو به سمت خودت میکشی.
- pull = کشیدن
- pulling = در حال کشیدن
- you’re pulling = داری میکشی
- You’re pulling me in like you’re gravity
ترجمه: مثل جاذبه داری منو به سمت خودت میکشی.
- pull someone in = کسی را به سمت خود کشیدن
- gravity = جاذبه
pull me in میتواند معنای استعاری «جذب کردن» نیز داشته باشد.
مثلاً:
I’m drawn to her.
من به سمت او جذب میشوم.
- I’m notorious for thinking you’re full of beautiful
ترجمه: من به این معروفم که فکر میکنم تو سرشار از زیبایی هستی.
- notorious = بدنام / معروف به چیزی، معمولاً با بار منفی
- thinking = فکر کردن
- full of = سرشار از
- beautiful = زیبا
نکته: notorious معمولاً برای شهرت منفی استفاده میشود، اما در ترانه به شکل بازی زبانی استفاده شده است.
- Instead of hollow
ترجمه: بهجای اینکه توخالی و بیمحتوا باشی.
- instead of = بهجای
- hollow = توخالی، پوچ، بیمحتوا
اینجا hollow در مقابل full of beautiful قرار گرفته است.
یعنی:
«تو سرشار از زیبایی هستی، نه توخالی و پوچ.»
- Sugar on your lips, it starts to kill
ترجمه: شیرینی روی لبهات کمکم داره منو از پا درمیاره.
- sugar = شکر / شیرینی
- lips = لبها
- start to = شروع کردن به
- kill = کشتن
اینجا kill معنای واقعی «کشتن» ندارد؛ یک اغراق شاعرانه است.
- Jagged like a pill, so hard to swallow
ترجمه: تیز و ناهموار مثل یک قرص، که بلعیدنش خیلی سخته.
- jagged = ناهموار، دندانهدار، تیز
- pill = قرص
- hard to swallow = سخت برای بلعیدن
اما hard to swallow معنای استعاری هم دارد:
hard to swallow
= پذیرفتن چیزی سخت بودن.
مثلاً:
The truth was hard to swallow.
پذیرفتن حقیقت سخت بود.
- Am I in love with you?
ترجمه: آیا عاشق تو شدهام؟
- be in love with someone = عاشق کسی بودن
ساختار بسیار مهم:
I’m in love with you.
من عاشق تو هستم.
- Or am I in love with the feeling?
ترجمه: یا عاشق این احساسی شدهام که دارم؟
- or = یا
- feeling = احساس
اینجا گوینده بین دو احتمال مردد است:
«آیا واقعاً عاشق خودِ تو هستم، یا فقط عاشق احساسی هستم که در کنار تو دارم؟»
- I’m trying to find the truth
ترجمه: دارم سعی میکنم حقیقت رو پیدا کنم.
- try to + verb = سعی کردن برای انجام کاری
- find = پیدا کردن
- truth = حقیقت
I’m trying to understand.
دارم سعی میکنم بفهمم.
- But sometimes the heart is deceiving
ترجمه: اما گاهی قلب آدم فریبش میده.
- sometimes = گاهی
- heart = قلب / دل
- deceive = فریب دادن
- deceiving = فریبدهنده / در حال فریب دادن
the heart is deceiving
= قلب ممکن است انسان را گمراه کند.
- Can’t get out of my head
ترجمه: نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم.
این عبارت را میتوان به شکل کاملتر چنین در نظر گرفت:
It can’t get out of my head.
اما در ترانه، فاعل حذف شده است.
get out of my head
= از ذهن بیرون رفتن / دست از فکر کسی یا چیزی برداشتن
مثلاً:
I can’t get you out of my head.
نمیتونم تو رو از ذهنم بیرون کنم.
- And I need you to save me
ترجمه: و به تو نیاز دارم که نجاتم بدی.
ساختار مهم:
need + someone + to + verb
یعنی:
«نیاز داشتن به اینکه کسی کاری انجام دهد.»
مثال:
I need you to help me.
لازم دارم بهم کمک کنی.
- If I am delusional then maybe I’m crazy
ترجمه: اگر دارم دچار توهم میشم، پس شاید دیوانهام.
- if = اگر
- delusional = دچار توهم / خیالات غیرواقعی
- maybe = شاید
- crazy = دیوانه / غیرعاقلانه
- You give to me everything, anything that I could dream
ترجمه: تو همهچیز رو به من میدی؛ هر چیزی که میتونستم آرزوش رو داشته باشم.
- give = دادن
- everything = همهچیز
- anything = هر چیزی
- dream = رؤیا داشتن / آرزو کردن
anything I could dream
= هر چیزی که میتوانستم آرزویش را داشته باشم.
- And at least that’s what it seems
ترجمه: و دستکم، اینطور به نظر میرسه.
- at least = دستکم / حداقل
- seem = به نظر رسیدن
It seems good.
به نظر خوب میاد.
- Could it be I don’t know what’s good for me?
ترجمه: ممکنه من ندونم چه چیزی واقعاً برای من خوبه؟
- could it be…? = ممکنه…؟
- what’s good for me = چه چیزی برای من خوب است
ساختار مهم:
What’s good for me?
چه چیزی برای من خوبه؟
- I’m sinking faster and faster
ترجمه: دارم سریعتر و سریعتر غرق میشم.
- sink = غرق شدن / فرو رفتن
- faster and faster = سریعتر و سریعتر
ساختار:
comparative + and + comparative
برای نشان دادن افزایش تدریجی:
faster and faster
سریعتر و سریعتر
better and better
بهتر و بهتر
more and more
بیشتر و بیشتر
- Between heaven and disaster
ترجمه: بین بهشت و فاجعه.
- between = بین
- heaven = بهشت
- disaster = فاجعه
مفهوم شاعرانه این است که گوینده بین یک عشق فوقالعاده و یک پایان فاجعهآمیز گرفتار شده است.
- Sorry if I make you feel like
ترجمه: ببخش اگه باعث میشم احساس کنی که…
این جمله ناتمام است و در خط بعد ادامه پیدا میکند.
- sorry if = ببخش اگر
- make someone feel = باعث شدن کسی احساسی داشته باشد
ساختار بسیار مهم:
make + someone + verb/adjective
مثلاً:
You make me happy.
تو منو خوشحال میکنی.
- I’m standing on the borderline
ترجمه: من روی مرز ایستادهام.
- stand = ایستادن
- borderline = خط مرزی / مرز
در معنای استعاری:
«روی مرز بین دو حالت قرار دارم.»
یعنی گوینده نمیداند این رابطه او را به عشق و خوشبختی میرساند یا به فاجعه و شکست.
اصطلاحات و ساختارهای مهم این ترانه
عبارت | معنی |
a part of me | بخشی از وجودم |
pull someone in | کسی را جذب/به سمت خود کشیدن |
gravity | جاذبه |
notorious for | معروف بودن به چیزی، معمولاً با بار منفی |
full of | سرشار از |
instead of | بهجای |
hollow | توخالی، پوچ |
hard to swallow | سخت برای پذیرفتن |
be in love with | عاشق کسی/چیزی بودن |
the feeling | آن احساس |
try to | تلاش کردن برای |
deceive | فریب دادن |
get out of my head | از ذهنم بیرون رفتن |
need someone to do | نیاز داشتن که کسی کاری انجام دهد |
delusional | دچار توهم/خیالات غیرواقعی |
at least | حداقل، دستکم |
seem | به نظر رسیدن |
what’s good for me | چیزی که برای من خوب است |
sink | غرق شدن |
faster and faster | سریعتر و سریعتر |
between A and B | بین A و B |
make someone feel | باعث احساس خاصی در کسی شدن |
borderline | مرز، خط مرزی |
مفهوم کلی ترانه
گوینده درگیر یک کشمکش عاطفی است. از یک طرف آنقدر جذب شخص مقابل شده که او را مثل بخشی از وجود خودش و مانند جاذبهای که نمیتواند در برابرش مقاومت کند میبیند. از طرف دیگر، مطمئن نیست که واقعاً عاشق خود آن شخص شده یا فقط عاشق احساسی است که این رابطه در او ایجاد کرده.
به همین دلیل عبارت محوری ترانه:
Am I in love with you?
Or am I in love with the feeling?
در واقع سؤال اصلی کل ترانه است:
«واقعاً عاشق تو شدهام، یا فقط عاشق احساسی شدهام که به من میدهی؟»
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- I lost the signal and put you away
ترجمه: ارتباط رو از دست دادم و تو رو کنار گذاشتم.
- lose the signal = سیگنال/ارتباط را از دست دادن
- put someone away = کسی را کنار گذاشتن، دور کردن
- lost = گذشتهٔ lose
نکته:
در اینجا signal میتواند استعاری باشد؛ یعنی ارتباط عاطفی یا ارتباط بین دو نفر.
- Swore upon the sun I’d save you for a rainy day
ترجمه: قسم خوردم که تو رو برای روز مبادا نگه دارم.
swore = قسم خوردم
گذشتهٔ:
swear → swore
save something for a rainy day
یک اصطلاح بسیار مهم است:
روز مبادا نگه داشتن
مثلاً:
Save some money for a rainy day.
مقداری پول برای روز مبادا پسانداز کن.
بنابراین rainy day در اینجا الزاماً «روز بارانی» نیست.
- Loosened the noose, then let go of the rope
ترجمه: طناب دار رو شل کردم و بعد طناب رو رها کردم.
- loosen = شل کردن
- noose = طناب دار / حلقهٔ طناب
- let go of = رها کردن
ساختار:
let go of something
یعنی:
«چیزی را رها کردن.»
Let go of my hand.
دستم رو رها کن.
- I know if it’s never coming back, it has to go
ترجمه: میدونم اگه قرار نیست برگرده، باید رهاش کرد.
come back = برگشتن
has to = باید
ساختار:
If it isn’t coming back, it has to go.
مفهوم شاعرانهٔ جمله:
اگر چیزی قرار نیست دوباره برگردد، باید پذیرفت که باید رهایش کرد.
- I keep calling your name
ترجمه: مدام اسمت رو صدا میکنم.
keep + -ing
یکی از ساختارهای بسیار مهم انگلیسی:
keep doing something
یعنی:
«به انجام کاری ادامه دادن / مدام کاری را انجام دادن.»
مثلاً:
I keep thinking about you.
مدام به تو فکر میکنم.
She keeps calling me.
او مدام به من زنگ میزند.
- I wanna hold you close
ترجمه: میخوام نزدیک خودم نگهت دارم.
wanna = want to
hold = نگه داشتن / در آغوش گرفتن
hold someone close = کسی را نزدیک خود نگه داشتن / در آغوش گرفتن
- But I never wanna feel ashamed
ترجمه: اما هیچوقت نمیخوام احساس شرمندگی کنم.
- never = هرگز
- feel = احساس کردن
- ashamed = شرمنده / خجالتزده
تفاوت:
ashamed = شرمنده بودن از یک کار یا رفتار
shy = خجالتی بودن
- So I keep calling at night
ترجمه: برای همین شبها مدام صدات میکنم.
so = بنابراین / پس / برای همین
at night = شب / در شب
- I just never wanna hold you tight
ترجمه: فقط هیچوقت نمیخوام محکم بهت بچسبم.
hold someone tight = محکم در آغوش گرفتن / محکم نگه داشتن
تفاوت جالب:
hold you close
نزدیک خودم نگهت دارم
hold you tight
محکم نگهت دارم
- Goodness gracious
ترجمه: خدای من! / وای خدای من!
یک عبارت تعجبی است.
Goodness gracious!
Oh my goodness!
هر دو میتوانند برای تعجب، ناراحتی یا درماندگی استفاده شوند.
- I can’t seem to stop calling it off
ترجمه: انگار نمیتونم دست از بههم زدنش بردارم.
این خط یکی از مهمترین خطوط ترانه است.
can’t seem to + verb
یعنی:
«انگار نمیتوانم…»
مثلاً:
I can’t seem to understand.
انگار نمیتونم بفهمم.
call something off
اصطلاح بسیار مهم:
call something off = لغو کردن / بههم زدن
مثلاً:
They called off the wedding.
آنها عروسی را بههم زدند.
در این ترانه، calling it off احتمالاً به معنی بههم زدن رابطه است.
- Calling it off just to keep crawlin’ to your arms
ترجمه: رابطه رو بههم میزنم فقط برای اینکه دوباره به آغوشت برگردم.
just to = فقط برای اینکه
crawl = خزیدن
اما:
crawl to someone’s arms
در اینجا معنای شاعرانه دارد:
«با درماندگی و اشتیاق دوباره به آغوش کسی برگشتن.»
crawlin’ شکل محاورهای crawling است.
- I found the weakness and put it to play
ترجمه: نقطهضعف رو پیدا کردم و ازش استفاده کردم.
- found = پیدا کردم
- weakness = نقطهضعف
- put it to play = آن را به کار گرفتن / مورد استفاده قرار دادن
- Swore upon the stars I’d keep you till the night was day
ترجمه: قسم خوردم که تا وقتی شب به روز تبدیل بشه، تو رو نگه دارم.
till = until = تا وقتی که
I’ll wait till morning.
تا صبح منتظر میمونم.
- Shake my head dizzy so I’ll never know
ترجمه: سرم رو آنقدر تکون میدم که گیج بشم تا هیچوقت نفهمم.
dizzy = گیج
shake my head = سرم را تکان دادن
در اینجا جمله حالت شاعرانه دارد و بیانگر سردرگمی ذهنی راوی است.
- You said if you’re never coming back, you have to go
ترجمه: تو گفتی اگر قرار نیست برگردی، باید بری.
- you said = تو گفتی
- if = اگر
- come back = برگشتن
- have to = مجبور بودن / باید
- Oh, my goodness, here I go again
ترجمه: اوه، خدای من، دوباره شروع کردم.
Here I go again
یک عبارت رایج:
«باز دوباره شروع شد!»
«دوباره دارم همون کار رو میکنم!»
مثلاً:
Here I go again, thinking about her.
باز دوباره دارم بهش فکر میکنم.
- Pulling you back to me
ترجمه: دوباره تو رو به سمت خودم میکشم.
pull someone back = کسی را دوباره برگرداندن / به سمت خود کشیدن
- Pulling you back into my arms so selfishly
ترجمه: خودخواهانه تو رو دوباره به آغوش خودم میکشم.
- into my arms = به آغوش من
- selfishly = خودخواهانه
پسوند:
selfish → selfishly
- I don’t think I understand
ترجمه: فکر نمیکنم خودم هم بفهمم.
ساختار بسیار پرکاربرد:
I don’t think + جمله
مثلاً:
I don’t think I know.
فکر نمیکنم بدونم.
I don’t think it’s right.
فکر نمیکنم درست باشه.
- ‘Cause I don’t really know myself
ترجمه: چون واقعاً خودم رو نمیشناسم.
’cause = because
really = واقعاً
know myself = خودم را شناختن
در اینجا راوی میگوید خودش هم دلیل رفتارهایش را کاملاً نمیفهمد.
- I keep calling you up
ترجمه: مدام بهت زنگ میزنم.
call someone up
یعنی:
«به کسی تلفن کردن.»
I’ll call you up later.
بعداً بهت زنگ میزنم.
در زبان امروزی، call you نیز بسیار رایج است.
مهمترین اصطلاحات این ترانه
عبارت | معنی |
put someone away | کسی را کنار گذاشتن |
save for a rainy day | برای روز مبادا نگه داشتن |
let go of | رها کردن |
come back | برگشتن |
keep doing | مدام/همچنان کاری را انجام دادن |
hold someone close | کسی را نزدیک خود نگه داشتن |
hold someone tight | کسی را محکم در آغوش گرفتن |
Goodness gracious! | خدای من! / وای! |
can’t seem to | انگار نمیتوانم |
call something off | لغو کردن / بههم زدن |
just to | فقط برای اینکه |
till | تا وقتی که |
Here I go again | دوباره شروع کردم / باز دوباره همون کار |
pull someone back | کسی را دوباره برگرداندن |
into my arms | به آغوش من |
call someone up | به کسی زنگ زدن |
نکتهٔ گرامری بسیار مهم
در این ترانه چند بار ساختار keep + verb-ing آمده:
I keep calling your name.
مدام اسمت را صدا میکنم.
I keep calling you up.
مدام بهت زنگ میزنم.
فرمول:
Subject + keep + verb-ing
یعنی:
فاعل + به انجام مداوم یک کار ادامه میدهد.
مثال:
I keep thinking about you.
مدام به تو فکر میکنم.
She keeps asking the same question.
او مدام همان سؤال را میپرسد.
این ساختار برای فهم ترانههای انگلیسی بسیار کاربردی است.
:::
اگر بخواهی این ترانه را برای یادگیری زبان استفاده کنی، مهمترین بخش آن برای شروع، یادگیری این ۶ عبارت است: keep doing، call it off، let go، save for a rainy day، hold someone close، و can’t seem to.





نظرات کاربران