Feeling the reminisce
احساس کردنِ خاطرات گذشته
Gone in an instance
در یک لحظه از بین رفت
Blink of an eye
در یک چشم به هم زدن
No goodbye
بدون هیچ خداحافظی
I had a notion
من یک باور / تصور داشتم
Deep as the ocean
عمیق مثل اقیانوس
Blue like the sky
آبی مثل آسمان
Oh my
وای…
Like a permanent stain
مثل یک لکهی همیشگی
Wishing I could just wash away, away
آرزو میکنم میتوانستم فقط آن را بشویم و از بین ببرم، از بین ببرم
Hate our love was in vain
متأسفم / دردناکه که عشق ما بیهوده بود
But we’re to blame
اما خودِ ما مقصریم
For all the pain
برای تمام این دردها
For all the pain
برای تمام این دردها
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
(Woah, woah, woah)
If I had the chance
اگر فرصت داشتم
If I had the chance
اگر فرصت داشتم
I’d make us brand new
ما را از نو میساختم
I never wanted to be
من هرگز نمیخواستم
Wanted to be
نمیخواستم که باشم
Your enemy, no, no
دشمنت، نه، نه
But if
اما اگر…
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
Been you
تو میتوانستی باشی
The repercussion
پیامدِ
Of missing your loving
دلتنگِ محبتت بودن
Haunts me at night
شبها رهایم نمیکند
The ghosts are alive
ارواح هنوز زندهاند
All of the memories of serenity
تمام خاطرات آرامش
Dwindle in my mind
در ذهنم کمکم کمرنگ میشوند
All the time
همیشه / تمام مدت
Like a permanent stain
مثل یک لکهی همیشگی
Wishing I could just wash away, away
آرزو میکنم میتوانستم فقط آن را بشویم و از بین ببرم، از بین ببرم
Hate our love was in vain
دردناکه که عشق ما بیهوده بود
Who was to blame
چه کسی مقصر بود؟
For all the pain
برای تمام این دردها
For all the pain
برای تمام این دردها
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
If I had a chance
اگر فرصت داشتم
If I had a chance
اگر فرصت داشتم
I’d make us brand new
ما را از نو میساختم
I never wanted to be
من هرگز نمیخواستم
Wanted to be
نمیخواستم که باشم
Your enemy, no, no
دشمنت، نه، نه
But if I
اما اگر من…
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
Been you
تو میتوانستی باشی
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
If I had a chance
اگر فرصت داشتم
If I had a chance
اگر فرصت داشتم
I’d make us brand new
ما را از نو میساختم
I never wanted to be
من هرگز نمیخواستم
Wanted to be
نمیخواستم که باشم
Your enemy, no, no
دشمنت، نه، نه
But if I
اما اگر من…
If I would have known
اگر میدانستم
If I would have known
اگر میدانستم
It could have been you
میتوانستی تو باشی
Been you
تو میتوانستی باشی
آموزش خطبهخط
- Feeling the reminisce
ترجمه: احساس کردنِ خاطرات گذشته
- feeling = احساس کردن / احساس
- reminisce = خاطرات گذشته را به یاد آوردن
reminisce بیشتر به معنای «با یادآوری گذشته، خاطرات را مرور کردن» است.
- Gone in an instance
ترجمه: در یک لحظه از بین رفت.
- gone = رفته / از بین رفته
- instance = لحظه / مورد
in an instant عبارت رایجتری است و یعنی:
در یک لحظه / فوراً
Gone in an instant.
در یک لحظه از بین رفت.
- Blink of an eye
ترجمه: در یک چشم به هم زدن.
این یک اصطلاح بسیار مهم است:
in the blink of an eye
= در یک چشم به هم زدن / خیلی سریع
- blink = پلک زدن
- eye = چشم
- No goodbye
ترجمه: بدون هیچ خداحافظی.
یعنی رابطه یا اتفاق بدون اینکه طرفین فرصت خداحافظی داشته باشند، تمام شده است.
- I had a notion
ترجمه: من یک باور / تصور داشتم.
- notion = تصور، باور، عقیده، برداشت
مثلاً:
I had a notion that he loved me.
تصور میکردم که او من را دوست دارد.
- Deep as the ocean
ترجمه: عمیق مثل اقیانوس.
as … as برای مقایسه استفاده میشود:
as deep as the ocean
= به عمیقی اقیانوس
- Blue like the sky
ترجمه: آبی مثل آسمان.
- blue = آبی
- like = مثل
- sky = آسمان
در ترانه، احتمالاً blue علاوه بر رنگ، مفهوم غمگین / افسرده نیز دارد.
- Like a permanent stain
ترجمه: مثل یک لکهی همیشگی.
- permanent = دائمی، همیشگی
- stain = لکه
اینجا یک استعاره است:
خاطره یا درد مانند لکهای است که پاک نمیشود.
- Wishing I could just wash away
ترجمه: آرزو میکنم میتوانستم فقط آن را بشویم و از بین ببرم.
- wish = آرزو کردن
- could = میتوانستم
- wash away = شستن و از بین بردن
wash away فقط «شستن» نیست؛ میتواند یعنی:
چیزی را کاملاً از بین بردن / محو کردن
مثلاً:
Time can’t wash away the memories.
زمان نمیتواند خاطرات را از بین ببرد.
- Hate our love was in vain
ترجمه: دردناکه که عشق ما بیهوده بود.
نکته بسیار مهم:
in vain = بیهوده / بینتیجه / بیثمر
پس:
Our love was in vain.
عشق ما بیهوده بود.
ترجمه قبلی «نفرت از عشقمون تو رگامون بود» اشتباه است.
vein = رگ
اما عبارت ترانه vain است، نه vein.
- But we’re to blame
ترجمه: اما خودمان مقصریم.
be to blame
= مقصر بودن
مثال:
Who’s to blame?
چه کسی مقصر است؟
- For all the pain
ترجمه: برای تمام این دردها.
pain = درد، رنج
در ترکیب با خط قبل:
We’re to blame for all the pain.
ما برای تمام این دردها مقصریم.
- If I would have known
ترجمه: اگر میدانستم.
این ساختار در ترانهها و گفتار غیررسمی زیاد دیده میشود. شکل استاندارد شرطی گذشته معمولاً:
If I had known…
است.
یعنی:
اگر میدانستم…
- It could have been you
ترجمه: میتوانستی تو باشی.
ساختار:
could have + past participle
برای بیان یک امکان در گذشته که اتفاق نیفتاده است.
It could have been you.
میتوانستی تو باشی.
- If I had the chance
ترجمه: اگر فرصت داشتم.
- chance = فرصت / شانس
If I had the chance, I’d…
اگر فرصت داشتم، … میکردم.
- I’d make us brand new
ترجمه: ما را از نو میساختم.
I’d = I would
- make = ساختن / کردن
- brand new = کاملاً نو / از نو
make us brand new معنای شاعرانه دارد:
رابطهمان را از نو شروع میکردم / همهچیز را بینمان تازه میکردم.
- I never wanted to be your enemy
ترجمه: من هرگز نمیخواستم دشمنت باشم.
- never = هرگز
- want to = خواستن
- enemy = دشمن
I never wanted to be your enemy.
من هرگز نمیخواستم دشمن تو باشم.
- The repercussion of missing your loving
ترجمه: پیامدِ دلتنگِ محبتت بودن…
- repercussion = پیامد، عواقب
- missing = دلتنگ بودن / از دست دادن
- loving = محبت / عشق ورزیدن
repercussion به معنای «انعکاس» به معنای ساده نیست؛ بیشتر یعنی:
پیامد یا اثر منفی یک اتفاق.
- Haunts me at night
ترجمه: شبها رهایم نمیکند.
این عبارت بسیار زیبا و کاربردی است.
haunt someone
= کسی را رها نکردن / مدام در ذهن کسی بودن / آزار دادن
مثلاً:
The memory haunts me.
آن خاطره رهایم نمیکند.
پس haunts me at night:
شبها این خاطره دست از سرم برنمیدارد.
- The ghosts are alive
ترجمه: ارواح هنوز زندهاند.
اما احتمالاً منظور شاعرانه خاطرات گذشته است، نه ارواح واقعی.
یعنی:
خاطرات گذشته هنوز زندهاند و هنوز مرا دنبال میکنند.
- All of the memories of serenity
ترجمه: تمام خاطرات آرامش.
- memories = خاطرات
- serenity = آرامش، سکون
serenity واژهای ادبیتر از peace است.
peace = آرامش / صلح
serenity = آرامش عمیق و ذهنی
- Dwindle in my mind
ترجمه: در ذهنم کمکم کمرنگ میشوند.
- dwindle = کم شدن، کاهش یافتن، کمرنگ شدن
- in my mind = در ذهنم
dwindle معمولاً یک روند تدریجی را نشان میدهد.
- All the time
ترجمه: تمام مدت / همیشه.
مثلاً:
I think about you all the time.
من همیشه به تو فکر میکنم.
- Who was to blame?
ترجمه: چه کسی مقصر بود؟
Who was to blame?
یعنی:
چه کسی مسئول این همه درد و اتفاق بود؟
نکته مهم گرامری ترانه
یکی از مهمترین ساختارهای این آهنگ:
If + past perfect → would/could have + past participle
مثلاً:
If I had known, I could have changed things.
اگر میدانستم، میتوانستم اوضاع را تغییر بدهم.
در ترانه:
If I would have known…
It could have been you.
معنای کلی:
اگر آن موقع میدانستم، شاید همهچیز جور دیگری پیش میرفت و شاید تو همان کسی بودی که میتوانست کنار من بماند.
چند عبارت بسیار مهم برای یادگیری
عبارت | معنی |
in an instant | در یک لحظه |
in the blink of an eye | در یک چشم به هم زدن |
have a notion | تصور/باور داشتن |
permanent stain | لکه دائمی |
wash away | شستن و از بین بردن |
in vain | بیهوده، بینتیجه |
be to blame | مقصر بودن |
all the pain | تمام درد و رنج |
could have been | میتوانست … باشد |
have the chance | فرصت داشتن |
brand new | کاملاً نو، از نو |
be someone’s enemy | دشمن کسی بودن |
repercussion | پیامد، عواقب |
miss someone’s loving | دلتنگ محبت کسی بودن |
haunt someone | کسی را رها نکردن |
serenity | آرامش عمیق |
dwindle | کمکم کاهش یافتن / کمرنگ شدن |
مفهوم اصلی ترانه: راوی بعد از پایان یک رابطه، مدام به گذشته فکر میکند و حسرت میخورد که اگر زودتر حقیقت را میدانست، شاید میتوانست رابطه را از نو بسازد. خاطرات مثل یک لکه دائمی در ذهنش ماندهاند و شبها او را رها نمیکنند.





نظرات کاربران