0

دانلود آهنگ Explosions از Ellie Goulding با متن و ترجمه آموزشی

You trembled like you’d seen a ghost
تو مثل کسی که یک روح دیده باشد، به لرزه افتادی.

And I gave in
و من تسلیم شدم.

I lack the things you need the most
من چیزهایی را که تو بیش از همه به آن‌ها نیاز داری، ندارم.

You said, “Where have you been?”
تو گفتی: «کجا بودی؟»

You wasted all that sweetness to run and hide
تو تمام آن شیرینی و لطافتی را که داشتی، صرف فرار کردن و پنهان شدن کردی.

I wonder why
نمی‌دانم چرا.

I remind you of the days you poured your heart into
من تو را یاد روزهایی می‌اندازم که تمام قلب و احساست را وقفشان کردی.

But you never tried
اما تو هیچ‌وقت تلاش نکردی.

I’ve fallen from grace
من از جایگاه و آرامش سابقم سقوط کرده‌ام.

Took a blow to my face
ضربه‌ای به صورتم خورده است.

I’ve loved and I’ve lost
عاشق شده‌ام و از دست داده‌ام.

I’ve loved and I’ve lost
عاشق شده‌ام و از دست داده‌ام.

Explosions on the day you wake up
انفجارهایی در روزی که از خواب بیدار می‌شوی.

Needing somebody and you’ve learned
وقتی به کسی نیاز پیدا می‌کنی و فهمیده‌ای

It’s okay to be afraid
که ترسیدن اشکالی ندارد،

But it will never be the same
اما دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد بود.

It will never be the same
دیگر هیچ‌وقت مثل قبل نخواهد شد.

You left my soul bleeding in the dark
تو روح مرا در تاریکی، در حالی که خون‌ریزی می‌کرد، رها کردی.

So you could be king, ah
تا خودت بتوانی پادشاه باشی.

The rules you set are still untold to me
قوانینی که تعیین کردی هنوز برای من ناگفته و نامشخص‌اند.

And I’ve lost my faith in everything
و من ایمانم را به همه‌چیز از دست داده‌ام.

The nights you could cope
شب‌هایی که از پسِ شرایط برمی‌آمدی،

Your intentions were gold
نیت‌ها و مقاصدت پاک و ارزشمند بودند.

But the mountains will shake
اما کوه‌ها خواهند لرزید.

I need to know I can still make
باید بدانم که هنوز می‌توانم…

Explosions on the day you wake up
انفجارهایی در روزی که از خواب بیدار می‌شوی.

Needing somebody and you’ve learned
وقتی به کسی نیاز پیدا می‌کنی و فهمیده‌ای

It’s okay to be afraid
که ترسیدن اشکالی ندارد،

But it will never be the same
اما دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد بود.

And as the floods move in
و وقتی سیلاب‌ها پیش می‌آیند،

And your body starts to sink
و بدنت شروع به فرو رفتن می‌کند،

I was the last thing on your mind
من آخرین چیزی بودم که به ذهنت می‌رسید.

I know you better than you think
من تو را بهتر از آنچه فکر می‌کنی می‌شناسم.

‘Cause it’s simple, darling, I gave you a warning
چون موضوع ساده است، عزیزم؛ من به تو هشدار داده بودم.

Now everything you own is falling from the sky in pieces
حالا هر چیزی که داری، تکه‌تکه از آسمان فرو می‌ریزد.

So watch them fall with you, in slow motion
پس تماشا کن که آن‌ها همراه با تو، در حرکت آهسته، سقوط می‌کنند.

I pray that you will find peace of mind
دعا می‌کنم آرامش ذهنی پیدا کنی.

And I’ll find you another time
و زمانی دیگر تو را پیدا خواهم کرد.

I’ll love you, another time
زمانی دیگر دوستت خواهم داشت.

Explosions on the day you wake up
انفجارهایی در روزی که از خواب بیدار می‌شوی.

Needing somebody and you’ve learned
وقتی به کسی نیاز پیدا می‌کنی و فهمیده‌ای

It’s okay to be afraid
که ترسیدن اشکالی ندارد،

But it will never be the same
اما دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد بود.

بخش دوم — آموزش خط‌به‌خط

  1. You trembled like you’d seen a ghost

tremble = لرزیدن، به لرزه افتادن
like = مثل / انگار
you’d seen = مخفف you had seen = دیده بودی
a ghost = یک روح / شبح

ساختار مهم:

like + جمله
= انگار که…

مثلاً:

He looked at me like he’d seen a ghost.
طوری به من نگاه کرد انگار روح دیده بود.

ترجمه مفهومی:
تو چنان به لرزه افتادی که انگار یک روح دیده بودی.

  1. And I gave in

give in یک فعل عبارتی بسیار مهم است.

give in = تسلیم شدن / کوتاه آمدن

مثلاً:

Don’t give in.
تسلیم نشو.

I gave in
= من تسلیم شدم / کوتاه آمدم.

  1. I lack the things you need the most

lack = نداشتن / فاقد چیزی بودن
the things = چیزهایی که
you need = تو نیاز داری
the most = بیش از همه

ساختار:

need + something + the most
= بیش از همه به چیزی نیاز داشتن

I lack… کمی رسمی‌تر از I don’t have… است.

I lack the experience.
من تجربه ندارم.

  1. You said, “Where have you been?”

Where have you been?
= کجا بودی؟

این جمله در Present Perfect است:

have/has + past participle

Where have you been?

در مکالمه معمولاً زمانی گفته می‌شود که شخص تازه برگشته و گوینده می‌پرسد در این مدت کجا بوده است.

  1. You wasted all that sweetness to run and hide

waste = هدر دادن
all that = تمام آن
sweetness = شیرینی، لطافت
run and hide = فرار کردن و پنهان شدن

waste something to do something
= چیزی را صرف انجام کاری کردن، معمولاً با مفهوم منفی

اینجا sweetness لزوماً به معنی «شیرینی» فیزیکی نیست؛ استعاری است و می‌تواند به لطافت، مهربانی و احساسات خوب اشاره کند.

  1. I remind you of the days you poured your heart into

remind somebody of something
= کسی را یاد چیزی انداختن

You remind me of my childhood.
تو من را یاد دوران کودکی‌ام می‌اندازی.

pour your heart into something
یک اصطلاح بسیار مهم است:

= تمام احساس و انرژی خود را وقف چیزی کردن.

She poured her heart into her work.
او تمام قلب و احساسش را وقف کارش کرد.

  1. I’ve fallen from grace

fall from grace یک اصطلاح است.

grace = لطف، جایگاه، شأن، حالت مطلوب

fall from grace
= سقوط از جایگاه یا موقعیت مطلوب

در متن، منظور بیشتر یک سقوط عاطفی و روحی است.

  1. Took a blow to my face

take a blow
= ضربه خوردن / متحمل ضربه شدن

blow = ضربه

He took a heavy blow.
او ضربه سختی خورد.

  1. I’ve loved and I’ve lost

I’ve loved = عاشق شده‌ام / دوست داشته‌ام
I’ve lost = از دست داده‌ام

love and lose در اینجا یک مفهوم عاطفی دارد:

عاشق شدن و سپس از دست دادن کسی که دوستش داشته‌ای.

  1. It’s okay to be afraid

ساختار بسیار کاربردی:

It’s okay to + verb

= اشکالی ندارد که…

It’s okay to make mistakes.
اشکالی ندارد که اشتباه کنی.

پس:

It’s okay to be afraid.
= ترسیدن اشکالی ندارد.

  1. But it will never be the same

be the same
= مثل قبل بودن / همان بودن

never = هرگز

Things will never be the same.
دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد بود.

این یکی از عبارت‌های بسیار رایج انگلیسی است.

  1. You left my soul bleeding in the dark

leave + object + adjective/participle

یعنی کسی یا چیزی را در حالتی رها کردن.

leave me alone
= مرا تنها بگذار.

leave my soul bleeding
= روح مرا در حالی که زخمی و خونین است رها کردن.

البته bleeding در اینجا استعاری است و منظور رنج عمیق عاطفی است.

  1. The rules you set are still untold to me

set rules
= قانون تعیین کردن

untold = گفته‌نشده / ناگفته

still = هنوز

یعنی:

«قوانینی که خودت تعیین کرده‌ای، هنوز برای من توضیح داده نشده‌اند.»

  1. I’ve lost my faith in everything

lose faith in something/somebody

= اعتماد یا ایمان خود را به چیزی/کسی از دست دادن

I’ve lost my faith in him.
اعتمادم را به او از دست داده‌ام.

I’ve lost my faith in everything.
= من ایمانم را به همه‌چیز از دست داده‌ام.

  1. Your intentions were gold

intention = نیت / قصد

gold در اینجا معنای استعاری دارد:

= ارزشمند، پاک، خوب

بنابراین:

Your intentions were gold.
= نیتت پاک و ارزشمند بود.

  1. And as the floods move in

flood = سیل
floods move in = سیلاب‌ها پیشروی می‌کنند / وارد می‌شوند

as در اینجا یعنی:

= وقتی که / همان‌طور که

  1. Your body starts to sink

start to + verb
= شروع به انجام کاری کردن

sink = فرو رفتن / غرق شدن

The boat started to sink.
قایق شروع به غرق شدن کرد.

  1. I was the last thing on your mind

یک اصطلاح بسیار مهم:

be on someone’s mind
= در ذهن کسی بودن / فکر کسی را مشغول کردن

the last thing on your mind
= آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنی

پس:

I was the last thing on your mind.
= من آخرین چیزی بودم که به آن فکر می‌کردی.

  1. I know you better than you think

ساختار:

know somebody better than…

= کسی را بهتر از… شناختن

I know you better than you think.
من تو را بهتر از آنچه فکر می‌کنی می‌شناسم.

  1. ‘Cause it’s simple, darling

’cause شکل محاوره‌ای because است.

darling = عزیزم

It’s simple
= موضوع ساده است / قضیه ساده است.

  1. I gave you a warning

give somebody a warning

= به کسی هشدار دادن

I gave you a warning.
به تو هشدار داده بودم.

  1. Everything you own is falling from the sky in pieces

everything you own
= هر چیزی که داری / تمام دارایی‌هایت

fall apart / in pieces
با مفهوم تکه‌تکه شدن و از هم پاشیدن ارتباط دارد.

در این ترانه، سقوط اشیا از آسمان بیشتر استعاره‌ای از فروپاشی زندگی و شرایط فرد است.

  1. Watch them fall with you, in slow motion

watch + object + verb

= تماشای انجام کاری توسط چیزی/کسی

slow motion
= حرکت آهسته / اسلوموشن

I watched him walk away.
تماشا کردم که او دور شد.

  1. I pray that you will find peace of mind

pray = دعا کردن
peace of mind = آرامش خاطر / آرامش ذهنی

find peace of mind
= به آرامش خاطر رسیدن

I hope you find peace of mind.
امیدوارم به آرامش برسی.

  1. I’ll find you another time

another time
= زمانی دیگر / یک وقت دیگر

اینجا عبارت می‌تواند معنای شاعرانه داشته باشد؛ گوینده می‌گوید شاید در زمانی دیگر دوباره او را پیدا کند.

نکته مهم درباره عنوان و فضای ترانه

Explosions در این ترانه لزوماً به معنای انفجارهای واقعی نیست. «انفجار» بیشتر تصویری شاعرانه از فروپاشی ناگهانی، درد عاطفی، بیدار شدن به یک واقعیت تلخ و تغییر برگشت‌ناپذیر رابطه است.

عبارت کلیدی ترانه:

It will never be the same.

یعنی:

«دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد بود

این جمله، یکی از مهم‌ترین پیام‌های عاطفی ترانه است.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید