I’ll show you all of the places I’m dreaming of
تمام جاهایی را که در رؤیاهایم میبینم، به تو نشان خواهم داد.
I’ll take you to the ocean, I’ll bring the sun
تو را به اقیانوس خواهم برد و خورشید را برایت خواهم آورد.
We are seventeen, we have just begun
ما هفدهسالهایم و تازه شروع کردهایم.
I have loved a five, four and then some, but you are the one
من پنج، چهار نفر و حتی بیشتر را دوست داشتهام، اما تو همان یک نفری.
The one, the one, the one, the one
همان یک نفر، همان یک نفر، همان یک نفر، همان یک نفر.
The one, the one, the one
همان یک نفر، همان یک نفر، همان یک نفر.
Wake up in the morning, we’re paralysed
صبح از خواب بیدار میشویم، در حالی که انگار از حرکت بازماندهایم.
We’ll fly into the garden like butterflies
مثل پروانهها به سوی باغ پرواز خواهیم کرد.
There will be no blood and there’ll be no pain
نه خونی خواهد بود و نه دردی.
I want to fall in love with you again, again, again
میخواهم دوباره، دوباره و دوباره عاشقت شوم.
Again, again, again, again
دوباره، دوباره، دوباره، دوباره.
Again, again, again
دوباره، دوباره، دوباره.
You have stolen all my senses
تو تمام حواس مرا از من ربودهای.
There’s a fever in my heart
تب و هیجانی در قلبم وجود دارد.
And you are taking my defences
و تو داری تمام دفاعها و مقاومتهای مرا از بین میبری.
You are pulling me apart
داری مرا از درون متلاشی میکنی.
Forever we’re young and we are dying
ما برای همیشه جوانیم و در عین حال در حال مردن هستیم.
And we will be spilling all our blood
و تمام خونمان را خواهیم ریخت.
So I will take away my feelings
پس احساساتم را کنار خواهم گذاشت.
I will be an animal
من تبدیل به یک حیوان خواهم شد.
An animal
یک حیوان.
An animal
یک حیوان.
I’ll tie you in my arms, I will smother you
تو را در آغوشم خواهم گرفت و آنقدر در آغوشم نگهت میدارم که راه نفس کشیدنت را میبندم.
We’ll tell each other lies like we tell the truth
به یکدیگر دروغهایی خواهیم گفت، درست همانطور که حقیقت را میگوییم.
I’ll colour in the sky and I’ll colour you
آسمان را رنگآمیزی خواهم کرد و تو را هم رنگ خواهم کرد.
I want to draw on your skin again, again, again
میخواهم دوباره، دوباره و دوباره روی پوستت نقاشی بکشم.
Again, again, again
دوباره، دوباره، دوباره.
Again, again, again
دوباره، دوباره، دوباره.
You have stolen all my senses
تو تمام حواس مرا از من ربودهای.
There’s a fever in my heart
تب و هیجانی در قلبم وجود دارد.
And you are taking my defences
و تو داری تمام مقاومتهای مرا از بین میبری.
You are pulling me apart
داری مرا از درون متلاشی میکنی.
Forever we’re young and we are dying
ما برای همیشه جوانیم و در عین حال در حال مردن هستیم.
And we will be spilling all our blood
و تمام خونمان را خواهیم ریخت.
So I will take away my feelings
پس احساساتم را کنار خواهم گذاشت.
I will be an animal
من تبدیل به یک حیوان خواهم شد.
An animal
یک حیوان.
We will run away from danger
ما از خطر فرار خواهیم کرد.
We will run away
ما فرار خواهیم کرد.
I have loved a five, four
من پنج، چهار نفر را دوست داشتهام.
You have stolen all my senses
تو تمام حواس مرا از من ربودهای.
There’s a fever in my heart
تب و هیجانی در قلبم وجود دارد.
And you are taking my defences
و تو داری تمام مقاومتهای مرا از بین میبری.
You are pulling me apart
داری مرا از درون متلاشی میکنی.
Forever we’re young and we are dying
ما برای همیشه جوانیم و در عین حال در حال مردن هستیم.
And we will be spilling all our blood
و تمام خونمان را خواهیم ریخت.
So I will take away my feelings
پس احساساتم را کنار خواهم گذاشت.
I will be an animal
من تبدیل به یک حیوان خواهم شد.
An animal
یک حیوان
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- I’ll show you all of the places I’m dreaming of
I’ll = I will → من خواهم
show you → به تو نشان خواهم داد
places → مکانها / جاها
I’m dreaming of → در رؤیای آنها هستم / آرزویشان را دارم
ساختار مهم:
dream of + noun / V-ing
رؤیای چیزی را داشتن / آرزوی چیزی را کردن
مثلاً:
I’m dreaming of travelling around the world.
رؤیای سفر به دور دنیا را دارم.
- I’ll take you to the ocean, I’ll bring the sun
take someone to somewhere → کسی را به جایی بردن
ocean → اقیانوس
bring → آوردن
the sun → خورشید
تفاوت مهم:
take → بردن
bring → آوردن
- We are seventeen, we have just begun
seventeen → هفده
have just begun → تازه شروع کردهایم
اینجا Present Perfect داریم:
have + past participle
begin → began → begun
مثلاً:
We have just begun.
ما تازه شروع کردهایم.
کلمه just در اینجا یعنی «تازه / همین الان».
- I have loved a five, four and then some, but you are the one
این خط کمی محاورهای و از نظر معنایی عمداً مبهم است.
I have loved → من دوست داشتهام
a five, four and then some → پنج، چهار نفر و حتی بیشتر
but you are the one → اما تو همان یک نفر هستی / تو همان فرد خاص هستی.
عبارت بسیار مهم:
You are the one.
یعنی:
تو همان کسی هستی که میخواهم.
تو فرد خاص زندگی من هستی.
- Wake up in the morning, we’re paralysed
wake up → از خواب بیدار شدن
in the morning → صبح
paralysed → فلج / ناتوان از حرکت
اینجا paralysed احتمالاً بیشتر معنای استعاری دارد؛ یعنی آنقدر تحت تأثیر احساسات قرار گرفتهاند که انگار قادر به حرکت نیستند.
- We’ll fly into the garden like butterflies
We’ll = We will → ما خواهیم
fly → پرواز کردن
garden → باغ
like → مانند
butterflies → پروانهها
ساختار:
like + noun
مانندِ …
مثلاً:
She runs like the wind.
او مثل باد میدود.
- There will be no blood and there’ll be no pain
There will be… → … وجود خواهد داشت
no blood → هیچ خونی
pain → درد
there’ll = there will
ساختار بسیار مهم:
There will be + noun
چیزی وجود خواهد داشت.
و:
There will be no pain.
هیچ دردی وجود نخواهد داشت.
- I want to fall in love with you again
want to + verb → خواستنِ انجام کاری
fall in love with someone → عاشق کسی شدن
again → دوباره
نکته مهم:
fall in love with
عاشق شدن
با love معمولی فرق دارد:
I love you.
دوستت دارم.
اما:
I fell in love with you.
عاشقت شدم.
- You have stolen all my senses
have stolen → ربودهای / دزدیدهای
senses → حواس
steal → دزدیدن
stolen → شکل سوم steal
عبارت:
steal someone’s senses
در اینجا استعاری است؛ یعنی:
آنقدر تحت تأثیر تو هستم که انگار تمام حواسم را از دست دادهام.
- There’s a fever in my heart
There’s = There is → وجود دارد
fever → تب
heart → قلب
ترجمه تحتاللفظی:
در قلبم تب وجود دارد.
اما مفهوم شاعرانه:
قلبم از شدت عشق و هیجان میسوزد.
- You are taking my defences
take → گرفتن
defences → دفاعها / مقاومتها
take away someone’s defences یعنی:
مقاومت کسی را از بین بردن
کسی را از حالت دفاعی خارج کردن.
در این ترانه منظور این است که عشق، مقاومت و محافظهای عاطفی گوینده را از بین برده است.
- You are pulling me apart
pull → کشیدن
pull apart → از هم جدا کردن / متلاشی کردن
ترجمه طبیعی:
داری مرا از درون متلاشی میکنی.
این یک phrasal verb مهم است:
pull apart
مثلاً:
The argument pulled them apart.
آن دعوا آنها را از هم جدا کرد.
- Forever we’re young and we are dying
forever → برای همیشه
young → جوان
dying → در حال مردن
این جمله یک تضاد شاعرانه دارد:
جوان بودن ↔ مردن
یعنی عشق و زندگی آنها همزمان سرشار از جوانی، هیجان و آسیبپذیری است.
- So I will take away my feelings
so → بنابراین / پس
take away → کنار گذاشتن / از بین بردن
feelings → احساسات
I will take away my feelings.
یعنی:
احساساتم را کنار میگذارم / سعی میکنم احساساتم را سرکوب کنم.
- I’ll be an animal
I’ll be = I will be
→ خواهم بود / تبدیل خواهم شد
animal → حیوان
در اینجا animal معنای واقعی ندارد؛ بیشتر به معنای رها شدن از منطق، کنترل و محدودیتهای انسانی است.
- I’ll tie you in my arms
tie → بستن
in my arms → در آغوشم
یعنی:
تو را در آغوشم محکم نگه خواهم داشت.
- I will smother you
smother → خفه کردن / زیر فشار قرار دادن
اما در این متن، در کنار tie you in my arms معنای شاعرانه و اغراقآمیز دارد:
آنقدر در آغوشم میفشارمت که انگار راه نفست را میبندم.
- We’ll tell each other lies like we tell the truth
each other → یکدیگر
lies → دروغها
truth → حقیقت
ساختار:
tell someone a lie
به کسی دروغ گفتن
و:
tell someone the truth
حقیقت را به کسی گفتن
جمله از یک تشبیه و تضاد استفاده میکند:
lies ↔ truth
یعنی:
به یکدیگر دروغهایی میگوییم، همانقدر طبیعی که حقیقت را میگوییم.
- I’ll colour in the sky and I’ll colour you
colour in → رنگ کردن / رنگآمیزی کردن
sky → آسمان
جمله کاملاً شاعرانه است:
آسمان را رنگ میکنم و تو را هم رنگ میکنم.
یعنی گوینده میخواهد دنیای اطراف و حتی معشوق را با تخیل خودش بازآفرینی کند.
- I want to draw on your skin
draw → نقاشی کردن
on your skin → روی پوستت
draw on something
روی چیزی نقاشی کشیدن.
- We will run away from danger
run away → فرار کردن
danger → خطر
عبارت مهم:
run away from + something/someone
یعنی:
از چیزی یا کسی فرار کردن.
مثال:
They ran away from the danger.
آنها از خطر فرار کردند.
نکات مهم گرامری این ترانه
آینده با Will
در متن بارها داریم:
I’ll = I will
We’ll = We will
مثلاً:
I’ll show you…
به تو نشان خواهم داد.
We’ll run away…
فرار خواهیم کرد.
Present Perfect
I have loved…
ساختار:
have/has + past participle
و:
have just begun
یعنی:
تازه شروع کردهایم.
افعال عبارتی (Phrasal Verbs)
چند مورد بسیار کاربردی در متن:
عبارت | معنی |
dream of | رؤیای چیزی را داشتن |
fall in love | عاشق شدن |
wake up | بیدار شدن |
take away | از بین بردن / کنار گذاشتن |
pull apart | از هم جدا کردن / متلاشی کردن |
run away | فرار کردن |
colour in | رنگآمیزی کردن |
چند عبارت بسیار کاربردی برای یادگیری مکالمه
You are the one.
تو همان کسی هستی که میخواهم.
I want to fall in love with you again.
میخواهم دوباره عاشقت شوم.
You have stolen all my senses.
تمام حواس مرا از من ربودهای.
I don’t know what to do.
نمیدانم چه کار کنم.
We will run away from danger.
از خطر فرار خواهیم کرد.





نظرات کاربران