0

دانلود آهنگ Belong از Hilary Duff با متن و ترجمه آموزشی

I once heard that if your dreams don’t scare you
یک‌بار شنیده بودم که اگر رؤیاهایت تو را نترسانند،
You’re not dreaming big enough
به اندازهٔ کافی بزرگ رؤیاپردازی نمی‌کنی.
Save your pennies for a rainy day
پول‌هایت را برای روز مبادا پس‌انداز کن.
?What if the rain never comes
اما اگر آن روز مبادا هیچ‌وقت از راه نرسد چه؟
And if it pours, just let it pour down from the sky
و اگر باران سیل‌آسا بارید، بگذار از آسمان فرو بریزد.
Cause we weren’t born to run
چون ما برای فرار کردن به دنیا نیامده‌ایم.
We can never second count
ما هرگز نمی‌توانیم لحظه‌ها را بشماریم / فرصت‌ها را از دست بدهیم.
Cause we’re the young, brave hearted ones
چون ما جوان‌هایی با قلب‌های شجاع هستیم.
________________________________________
And we can leave our story like nothing ever told
و می‌توانیم داستان خودمان را به جا بگذاریم، انگار که هیچ‌گاه داستانی گفته نشده است.
Until we taste our glory, we’ll bare our skin and bones
تا وقتی طعم افتخار و پیروزی‌مان را بچشیم، با تمام وجود و بدون پنهان شدن مبارزه خواهیم کرد.
This is our territory, it’s all we’ve ever known
این قلمرو ماست؛ این تمام چیزی است که همیشه شناخته‌ایم.
We’re right we’re we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم.
________________________________________
When seasons change and “maybe’s” turn to “never’s”
وقتی فصل‌ها تغییر می‌کنند و «شایدها» به «هرگزها» تبدیل می‌شوند،
You learn that nothing lasts
می‌آموزی که هیچ‌چیز برای همیشه دوام ندارد.
Looking ahead, it seems like life will last forever
وقتی به آینده نگاه می‌کنی، به نظر می‌رسد زندگی تا ابد ادامه خواهد داشت،
But time, it moves so fast
اما زمان، خیلی سریع می‌گذرد.
________________________________________
You can dream or you can wish upon a star
می‌توانی رؤیاپردازی کنی یا آرزویت را از یک ستاره بخواهی.
And toss your coins into a well
و سکه‌هایت را درون یک چاه بیندازی.
Or you can stare down all your fears right in their eyes
یا می‌توانی با تمام ترس‌هایت مستقیماً روبه‌رو شوی و در چشم‌هایشان نگاه کنی،
Leaving an echo that will yell
و پژواکی بر جای بگذاری که فریاد خواهد زد.
________________________________________
And we can leave our story like nothing ever told
و می‌توانیم داستان خودمان را به جا بگذاریم، انگار که هیچ داستانی پیش از آن گفته نشده است.
Until we taste our glory, we’ll bare our skin and bones
تا وقتی طعم افتخارمان را بچشیم، با تمام وجود پای آن خواهیم ایستاد.
This is our territory, it’s all we’ve ever known
این قلمرو ماست؛ این تمام چیزی است که همیشه شناخته‌ایم.
We’re right we’re we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم.
________________________________________
Belong
تعلق داشتن.
We’re right where we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم.
________________________________________
?When was the last time you did something for the first time
آخرین بار چه زمانی کاری را برای اولین بار انجام دادی؟
?When was the first time you did something for the last time
اولین بار چه زمانی کاری را انجام دادی که قرار بود آخرین بارت باشد؟
Let’s find a million things that we could do the first time
بیایید یک میلیون کار پیدا کنیم که بتوانیم برای اولین بار انجام دهیم.
You never know, oohh this could be the last time
هیچ‌وقت نمی‌دانی؛ شاید این آخرین بار باشد.
________________________________________
?When was the last time you did something for the first time
آخرین بار چه زمانی کاری را برای اولین بار انجام دادی؟
?When was the first time you did something for the last time
اولین بار چه زمانی کاری را انجام دادی که قرار بود آخرین بارت باشد؟
Let’s find a million things that we could do the first time
بیایید یک میلیون کار پیدا کنیم که بتوانیم برای اولین بار انجام دهیم.
You never know, oohh this could be the last time
هیچ‌وقت نمی‌دانی؛ شاید این آخرین بار باشد.
________________________________________
And we can leave our story like nothing ever told
و می‌توانیم داستان خودمان را به جا بگذاریم، انگار که هیچ داستانی پیش از آن گفته نشده است.
Until we taste our glory, we’ll bare our skin and bones
تا وقتی طعم افتخارمان را بچشیم، با تمام وجود برای آن تلاش خواهیم کرد.
This is our territory, it’s all we’ve ever known
این قلمرو ماست؛ این تمام چیزی است که همیشه شناخته‌ایم.
We’re right where we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم.
Belong
تعلق داشتن.
We’re right where we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم.
Belong
تعلق داشتن.
We’re right where we belong
ما درست در جایی هستیم که به آن تعلق داریم

بخش دوم: نکات آموزشی

  1. I once heard that…

once = زمانی / یک بار / روزگاری

I once heard that…
یک بار شنیده بودم که…

در اینجا once بیشتر به معنی «یک زمانی در گذشته» است.

مثال:

  • I once lived in London.
    زمانی در لندن زندگی می‌کردم.
  • I once heard a similar story.
    یک بار داستان مشابهی شنیده بودم.
  1. If your dreams don’t scare you

ساختار:

If + Present Simple, Present Simple

If your dreams don’t scare you, you’re not dreaming big enough.

این جمله یک ساختار شرطی دارد، اما نکته مهم‌تر عبارت:

dream big

= بزرگ فکر کردن / رؤیاهای بزرگ داشتن

dream big enough
= به اندازهٔ کافی بزرگ رؤیاپردازی کردن.

مفهوم جمله:

اگر رؤیاهایت آن‌قدر بزرگ نیستند که کمی تو را بترسانند، احتمالاً بیش از حد محتاطانه رؤیاپردازی می‌کنی.

  1. Save your pennies

penny = پِنی، واحد پول خرد در بریتانیا و برخی کاربردهای آمریکایی

save your pennies
= پولت را پس‌انداز کن، حتی اگر مقدار کمی باشد.

اما عبارت کامل:

Save your pennies for a rainy day

یک اصطلاح بسیار مهم است.

for a rainy day
= برای روز مبادا

مثال:

You should save some money for a rainy day.

باید مقداری پول برای روز مبادا پس‌انداز کنی.

  1. What if…?

What if…?
= اگر … چه؟ / اگر چنین اتفاقی بیفتد چه؟

ساختار بسیار رایج:

What if the rain never comes?

اگر آن روز مبادا هیچ‌وقت نرسد چه؟

مثال:

  • What if he doesn’t come?
    اگر او نیاید چه؟
  • What if we’re wrong?
    اگر اشتباه کرده باشیم چه؟
  1. pour

pour = با شدت ریختن / سرازیر شدن

برای باران:

It’s pouring.

= باران شدید می‌بارد / باران سیل‌آساست.

مقایسه:

It’s raining.
باران می‌بارد.

It’s pouring.
باران خیلی شدیدی می‌بارد.

  1. let it pour

let + object + verb

یعنی اجازه دادن که چیزی اتفاق بیفتد.

Let it pour.

= بگذار ببارد / بگذار باران هرچقدر می‌خواهد ببارد.

ساختار:

let + someone/something + base verb

  • Let me go.
    بگذار بروم.
  • Let him speak.
    بگذار صحبت کند.
  • Let it happen.
    بگذار اتفاق بیفتد.
  1. born to…

be born to + verb

= برای انجام کاری به دنیا آمدن / ذاتاً برای کاری ساخته شدن

We weren’t born to run.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی:

«ما برای دویدن به دنیا نیامده‌ایم.»

اما مفهوم ترانه‌ای:

ما برای فرار کردن و تسلیم شدن ساخته نشده‌ایم.

مثال:

She was born to sing.

او برای خوانندگی به دنیا آمده است.

  1. brave-hearted

brave = شجاع
heart = قلب

brave-hearted = دلیر، شجاع‌دل

the young, brave-hearted ones

= جوان‌های شجاع‌دل

ones در اینجا جایگزین یک اسم جمع است:

the brave ones
افراد شجاع

  1. leave our story

leave a story در اینجا معنای تحت‌اللفظی «ترک کردن داستان» ندارد.

مفهوم:

داستانی از خود به جا گذاشتن / اثری از خود بر جای گذاشتن

مثلاً:

We want to leave a story worth telling.

می‌خواهیم داستانی از خود به جا بگذاریم که ارزش گفتن داشته باشد.

  1. bare our skin and bones

bare = برهنه کردن / آشکار کردن

اما:

bare our skin and bones

در این ترانه بیشتر یک تصویر شاعرانه است.

skin and bones = پوست و استخوان / تمام وجود انسان

بنابراین مفهوم کلی:

با تمام وجود خود را در معرض خطر گذاشتن و بدون پنهان شدن مبارزه کردن

است.

توجه:

barebear

  • bare = عریان / آشکار کردن
  • bear = تحمل کردن / به دوش کشیدن
  1. territory

territory = قلمرو، محدوده

This is our territory.

= این قلمرو ماست.

اما به صورت استعاری می‌تواند یعنی:

جایی که به آن تعلق داریم / محیط آشنا و متعلق به ما

  1. all we’ve ever known

یکی از ساختارهای مهم B2:

all + subject + have/has ever + past participle

It’s all we’ve ever known.

= این تمام چیزی است که ما در تمام عمر شناخته‌ایم.

ever اینجا تأکید می‌کند:

«در تمام تجربهٔ زندگی‌مان».

مثال:

This is the only home I’ve ever known.

این تنها خانه‌ای است که در تمام عمرم شناخته‌ام.

  1. right where…

right where = دقیقاً جایی که

We’re right where we belong.

= ما دقیقاً جایی هستیم که به آن تعلق داریم.

right در اینجا به معنی «درست» به معنای اخلاقی نیست؛ برای تأکید آمده است.

مقایسه:

We’re where we belong.
ما جایی هستیم که به آن تعلق داریم.

We’re right where we belong.
ما دقیقاً همان جایی هستیم که به آن تعلق داریم.

  1. when seasons change

season = فصل

When seasons change…

= وقتی فصل‌ها تغییر می‌کنند…

در ترانه، تغییر فصل استعاره‌ای از تغییر شرایط زندگی و گذر زمان است.

  1. maybe → never

“maybe’s” turn to “never’s”

این یک بازی شاعرانه با کلمات است.

maybe = شاید
never = هرگز

یعنی:

چیزهایی که زمانی می‌گفتیم:

Maybe someday…

«شاید یک روز…»

ممکن است با گذشت زمان تبدیل شوند به:

Never.

«هرگز.»

  1. nothing lasts

last = دوام آوردن / ادامه داشتن

Nothing lasts.

= هیچ‌چیز دوام نمی‌آورد.

عبارت بسیار کاربردی:

  • Nothing lasts forever.
    هیچ‌چیز برای همیشه دوام ندارد.
  • The pain won’t last forever.
    این درد برای همیشه ادامه نخواهد داشت.
  1. Looking ahead

look ahead = به آینده نگاه کردن / آینده را در نظر گرفتن

Looking ahead, it seems like life will last forever.

= وقتی به آینده نگاه می‌کنی، به نظر می‌رسد زندگی تا ابد ادامه خواهد داشت.

مخالف آن:

look back = به گذشته نگاه کردن.

  1. wish upon a star

wish upon a star یک عبارت شاعرانه و فرهنگی است:

= آرزو کردن و امید داشتن که آرزو برآورده شود.

You can wish upon a star.

= می‌توانی آرزویت را از یک ستاره بخواهی.

عبارت معروف:

When you wish upon a star…

یعنی:

«وقتی با دیدن ستاره آرزو می‌کنی…»

  1. toss your coins into a well

toss = پرت کردن / انداختن

well = چاه

toss a coin into a well
= سکه‌ای در چاه انداختن و آرزو کردن.

این هم یک تصویر فرهنگی از آرزو کردن است.

  1. stare down your fears

این یکی از مهم‌ترین اصطلاحات ترانه است.

stare = خیره شدن
stare down = با خیره شدن و بدون عقب‌نشینی با کسی/چیزی روبه‌رو شدن

stare down your fears

= با ترس‌هایت مستقیم روبه‌رو شو.

یعنی به جای فرار از ترس:

با آن مواجه شو و اجازه نده بر تو غلبه کند.

  1. right in their eyes

right in someone’s eyes

= مستقیماً در چشم‌های کسی

Look him right in the eyes.

مستقیماً در چشم‌هایش نگاه کن.

در ترانه:

stare down all your fears right in their eyes

ترجمهٔ مفهومی:

مستقیم به چشم ترس‌هایت نگاه کن و عقب‌نشینی نکن.

  1. leave an echo

echo = پژواک

Leaving an echo…

= پژواکی از خود بر جای گذاشتن.

در اینجا استعاری است:

کاری انجام بده که اثرش باقی بماند و صدایش شنیده شود.

بخش مهم ترانه: بازی زبانی با First و Last

این قسمت از نظر آموزشی بسیار جالب است:

When was the last time you did something for the first time?

ساختار:

When was the last time + subject + past verb…?

= آخرین بار چه زمانی …؟

اما خواننده با last و first بازی می‌کند:

last time → first time

یعنی:

«آخرین باری که کاری را برای اولین بار انجام دادی، چه زمانی بود؟»

سپس:

When was the first time you did something for the last time?

یعنی:

اولین باری که کاری را انجام دادی که در نهایت آخرین بار بود، چه زمانی بود؟

پیام فلسفی این بخش بسیار زیباست:

ما معمولاً نمی‌دانیم آخرین بار که کاری را انجام می‌دهیم، آخرین بار است.

مثلاً ممکن است آخرین بار باشد که:

  • با کسی صحبت می‌کنیم،
  • به جایی سفر می‌کنیم،
  • کاری را انجام می‌دهیم،
  • کسی را می‌بینیم.

اما در همان لحظه نمی‌دانیم که آن تجربه دیگر تکرار نخواهد شد.

به همین دلیل:

You never know, this could be the last time.

یعنی:

هیچ‌وقت نمی‌دانی؛ شاید این آخرین بار باشد.

واژگان مهم ترانه

واژه / عبارت

معنی

dream big

رؤیای بزرگ داشتن

scare

ترساندن

penny

پِنی / پول خرد

save

پس‌انداز کردن

rainy day

روز مبادا

pour

شدید باریدن / سرازیر شدن

born to

برای کاری به دنیا آمدن

brave-hearted

شجاع‌دل

glory

افتخار، شکوه، پیروزی

territory

قلمرو، محدوده

belong

تعلق داشتن

season

فصل

last

دوام آوردن

ahead

پیش رو، آینده

wish

آرزو کردن

star

ستاره

toss

انداختن، پرت کردن

well

چاه

stare

خیره شدن

stare down

با چیزی/کسی بدون ترس روبه‌رو شدن

fear

ترس

echo

پژواک

taste

چشیدن

story

داستان

skin and bones

پوست و استخوان / تمام وجود

change

تغییر کردن

fate

سرنوشت

history

گذشته / تاریخچه

belong

تعلق داشتن

چند عبارت کلیدی برای یادگیری

dream big
بزرگ فکر کردن و رؤیای بزرگ داشتن

for a rainy day
برای روز مبادا

let it pour
بگذار هرچه می‌خواهد ببارد / بگذار اتفاق بیفتد

be born to do something
برای انجام کاری ساخته شدن

all I’ve ever known
تمام چیزی که در تمام عمرم شناخته‌ام

right where I belong
دقیقاً جایی که به آن تعلق دارم

look ahead
به آینده نگاه کردن

wish upon a star
آرزو کردن با امید به برآورده شدن آن

stare down your fears
مستقیم با ترس‌هایت روبه‌رو شدن

nothing lasts
هیچ‌چیز دوام ندارد

You never know
هیچ‌وقت نمی‌دانی / از کجا معلوم

نکتهٔ مهم دربارهٔ پیام ترانه

هستهٔ معنایی ترانه در چند عبارت خلاصه می‌شود:

Dream big.
بزرگ رؤیا ببین.

Don’t run from your fears.
از ترس‌هایت فرار نکن.

Nothing lasts forever.
هیچ‌چیز برای همیشه دوام ندارد.

You never know — this could be the last time.
هیچ‌وقت نمی‌دانی؛ شاید این آخرین بار باشد.

We’re right where we belong.
ما دقیقاً جایی هستیم که به آن تعلق داریم.

در مجموع، ترانه مخاطب را تشویق می‌کند بزرگ زندگی کند، از ترس‌هایش فرار نکند، منتظر «زمان مناسب» نماند و از فرصت‌های زندگی استفاده کند؛ چون ممکن است لحظه‌ای که اکنون عادی به نظر می‌رسد، بعدها معلوم شود که آخرین فرصت بوده است.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید