When I was at university, I did a business course that covered advertising, marketing, sales and public relations. I’m really glad I did this particular course as, although it was vast, it gave me an overview of business in general and the different careers in communications.
While I was studying, I realised that I was most interested in public relations, and so I joined a couple of associations so I could start networking before leaving university. Through one of the organisations I joined, I was able to meet lots of experienced professionals, who gave me advice on getting into the industry. I was also offered an internship in my final year. This meant I could build up my portfolio even before I’d finished studying. I think that it’s extremely important, especially today when there are so many people wanting to work in PR, to do an internship to a) get a foot in the door and b) have more on your CV than simply your studies. You have to show willing and prove that you’re an enthusiastic, ambitious person who wants to succeed. It was hard studying and working at the same time, but at least it prepared me for the deadlines and long hours you’re expected to put in with a PR job.
My internship also meant that I built up a list of contacts in the media and PR industry itself. Both areas were very important in helping me get my first job as an account co-ordinator with a corporate public relations agency. I had to write and proofread flyers, keep track of media databases and other admin-type stuff. It wasn’t the most exciting of jobs, but at least it gave me a better insight into PR and helped me decide what I wanted to do after. I didn’t have much journalism experience either before working for this company, so I learned that as I went along.
After about nine months, when I felt ready to tackle something a bit meatier, I applied for a job, still within the same company, with more responsibility. I became an account executive and very quickly felt at home in my new job. That was about two years ago. I’ve much more contact with our clients and I play a large role in developing public relations strategies. I still do a lot of writing with press releases, but I’m also more involved in organising special events like press conferences.
I love what I do because I get to meet loads of different, interesting people every day. You have to be quite outgoing and able to communicate easily, which I guess is more of a talent than a skill. If I had to start again I’d choose to do a journalism option at university, as employers like you to have a journalism background. Otherwise, getting an internship was the best thing I’ve ever done and I’d do it again, no problem.
وقتی در دانشگاه بودم، یک دوره آموزشی کسب و کار گذراندم که شامل تبلیغات، بازاریابی، فروش و روابط عمومی میشد. واقعاً خوشحالم که این دوره خاص را گذراندم، زیرا اگرچه بسیار گسترده بود، اما به من یک نمای کلی از کسب و کار به طور کلی و مشاغل مختلف در ارتباطات داد.
در حین تحصیل، متوجه شدم که بیشتر به روابط عمومی علاقه دارم و بنابراین به چند انجمن پیوستم تا بتوانم قبل از ترک دانشگاه، شبکهسازی را شروع کنم. از طریق یکی از سازمانهایی که به آن پیوستم، توانستم با متخصصان باتجربه زیادی آشنا شوم که در مورد ورود به این صنعت به من مشاوره دادند. همچنین در سال آخر تحصیلم به من یک دوره کارآموزی پیشنهاد شد. این بدان معنا بود که میتوانستم حتی قبل از اتمام تحصیل، نمونه کارهایم را افزایش دهم. فکر میکنم بسیار مهم است، به خصوص امروز که افراد زیادی مایل به کار در روابط عمومی هستند، کارآموزی برای الف) ورود به عرصه و ب) داشتن رزومهای فراتر از تحصیلات، بسیار مهم است. شما باید تمایل خود را نشان دهید و ثابت کنید که فردی مشتاق و جاهطلب هستید که میخواهد موفق شود. همزمان درس خواندن و کار کردن سخت بود، اما حداقل من را برای ضربالاجلها و ساعات طولانی که از شما انتظار میرود در یک شغل روابط عمومی بگذرانید، آماده کرد.
کارآموزی من همچنین به این معنی بود که فهرستی از مخاطبین در صنعت رسانه و روابط عمومی تهیه کردم. هر دو حوزه در کمک به من برای گرفتن اولین شغلم به عنوان هماهنگکننده حساب در یک آژانس روابط عمومی شرکتی بسیار مهم بودند. من مجبور بودم آگهیها را بنویسم و ویرایش کنم، پایگاههای داده رسانهای و سایر کارهای اداری را پیگیری کنم. این کار هیجانانگیزترین کار نبود، اما حداقل به من بینش بهتری در مورد روابط عمومی داد و به من کمک کرد تا تصمیم بگیرم که بعد از آن میخواهم چه کار کنم. من هم قبل از کار در این شرکت تجربه روزنامهنگاری زیادی نداشتم، بنابراین این را با پیشرفت کار یاد گرفتم.
بعد از حدود نه ماه، وقتی احساس کردم آمادهام تا با چیزی کمی جدیتر روبرو شوم، برای شغلی در همان شرکت با مسئولیت بیشتر درخواست دادم. من مدیر حساب شدم و خیلی سریع در شغل جدیدم احساس راحتی کردم. این حدود دو سال پیش بود. من ارتباط بسیار بیشتری با مشتریان خود دارم و نقش بزرگی در توسعه استراتژیهای روابط عمومی ایفا میکنم. من هنوز هم در مورد اطلاعیههای مطبوعاتی زیاد مینویسم، اما بیشتر درگیر سازماندهی رویدادهای ویژه مانند کنفرانسهای مطبوعاتی هستم. من عاشق کاری هستم که انجام میدهم چون هر روز با کلی آدمهای مختلف و جالب آشنا میشوم. باید کاملاً برونگرا باشید و بتوانید به راحتی ارتباط برقرار کنید، که فکر میکنم بیشتر یک استعداد است تا یک مهارت. اگر مجبور باشم دوباره شروع کنم، رشته روزنامهنگاری را در دانشگاه انتخاب میکنم، چون کارفرماها دوست دارند شما سابقه روزنامهنگاری داشته باشید. در غیر این صورت، کارآموزی بهترین کاری بود که تا به حال انجام دادهام و دوباره هم انجامش میدهم، مشکلی نیست.





نظرات کاربران