0

پادکست انگلیسی آمریکایی 023 – مصاحبه با سونیا موری، آرایشگر مو

Hi everyone. In today’s episode we’re going to talk to my Aunt Sonia, who is a hairdresser and she’ll talk about her career working inside of a salon.
And that’s the first word I’d like to begin with.
So a salon is a location where you get your nails done possibly, where you get your toenails done possibly. But the most common thing to get done at a salon is your hair. And I emphasize “salon” because a lot of my students and some of my friends have said saloon which is kind of funny. I don’t normally like to laugh at anyone speaking a foreign language because obviously it takes a lot of effort to speak a foreign language and I would hate if someone ever laughed at me, but it is pretty funny when people say saloon instead of salon because a saloon is a bar in the Old West. And usually where they drink a lot of alcohol, there were a lot of cowboys and prostitutes usually. And so it’s kind of funny when people say oh, I’m going to the saloon because I just imagine them sitting around cowboys, that’s the first thought that comes to my mind. So salon, let’s go to the salon and, yeah, let’s talk to my Aunt Sonia. Hope you enjoy!

سلام به همه. در قسمت امروز قرار است با عمه سونیا، که آرایشگر است، صحبت کنیم و او در مورد حرفه‌اش که در یک سالن کار می‌کند، صحبت خواهد کرد.
و این اولین کلمه‌ای است که می‌خواهم با آن شروع کنم.
بنابراین، سالن جایی است که احتمالاً ناخن‌هایتان را درست می‌کنید، جایی که احتمالاً ناخن‌های پایتان را درست می‌کنید. اما رایج‌ترین کاری که در یک سالن انجام می‌شود، مو است. و من روی «سالن» تأکید می‌کنم چون بسیاری از شاگردانم و برخی از دوستانم گفته‌اند سالن که کمی خنده‌دار است. من معمولاً دوست ندارم به کسی که به زبان خارجی صحبت می‌کند بخندم، چون بدیهی است که صحبت کردن به یک زبان خارجی تلاش زیادی می‌برد و اگر کسی به من بخندد، متنفرم، اما وقتی مردم به جای سالن می‌گویند سالن، خیلی خنده‌دار است، چون سالن در غرب قدیم یک بار است. و معمولاً جایی که آنها الکل زیادی می‌نوشند، معمولاً کابوی‌ها و فاحشه‌های زیادی آنجا بودند. و خب یه جورایی خنده‌داره وقتی مردم میگن اوه، من میرم سالن، چون من فقط تصورشون می‌کنم که دور کابوی‌ها نشسته‌اند، این اولین فکریه که به ذهنم میاد. خب سالن، بیا بریم سالن و، آره، بیا با عمه سونیا حرف بزنیم. امیدوارم لذت ببری!

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید