Each and every day, it’s the same old game
هر روز و هر روز، همان بازیِ همیشگی است.
And I play along
و من هم با آن همراهی میکنم.
Round and round we go
مدام دور خودمان میچرخیم / این چرخه را بارها تکرار میکنیم.
But we never know when we should get off
اما هیچوقت نمیدانیم چه زمانی باید از این چرخه بیرون بیاییم.
And we both tried, but that’s just life
و هر دوی ما تلاش کردیم، اما زندگی همین است.
And now, coming to an end
و حالا دارد به پایان میرسد.
The tears have dried, made up my mind
اشکهایم خشک شده و تصمیمم را گرفتهام.
And I’m ready to begin
و آمادهام که شروع کنم.
Gotta let go
باید رها کنم.
Even though I’m scared to death
حتی اگر از ترس بهشدت وحشتزده باشم.
I’m here alone
اینجا تنها هستم.
But I still got one thing left
اما هنوز یک چیز برایم باقی مانده است.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I got a brave heart
من قلبی شجاع دارم.
I guess the safer play would’ve been to stay
فکر میکنم انتخاب امنتر این بود که میماندم.
Just make it work
فقط سعی میکردم رابطه را سرِ پا نگه دارم / کاری میکردم که جواب بدهد.
But the other side is calling me tonight
اما امشب سوی دیگر مرا فرامیخواند.
Even though it hurts
حتی اگر دردناک باشد.
And we both tried, but that’s just life
و هر دوی ما تلاش کردیم، اما زندگی همین است.
And now, coming to an end
و حالا دارد به پایان میرسد.
The tears have dried, made up my mind
اشکهایم خشک شده و تصمیمم را گرفتهام.
And now, I’m ready to begin
و حالا آمادهام که شروع کنم.
Gotta let go
باید رها کنم.
Even though I’m scared to death
حتی اگر از شدت ترس وحشتزده باشم.
I’m here alone
اینجا تنها هستم.
But I still got one thing left
اما هنوز یک چیز برایم باقی مانده است.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I got a brave heart
من قلبی شجاع دارم.
I don’t know, know where we’re going
نمیدانم، نمیدانم به کجا میرویم.
I can’t read, read our fate in the stars
نمیتوانم سرنوشتمان را از روی ستارهها بخوانم.
I don’t know, know where I’m heading
نمیدانم، نمیدانم به کدام سو میروم.
So just know, know you’re still in my heart
پس فقط بدان، بدان که هنوز در قلب من هستی.
I wouldn’t change a single page of my history
حتی یک صفحه از گذشتهام را هم تغییر نمیدادم.
I’m gonna keep all the letters you wrote to me
تمام نامههایی را که برایم نوشتی نگه خواهم داشت.
Each and every day, it’s the same old game
هر روز و هر روز، همان بازی همیشگی است.
And I play along
و من هم با آن همراهی میکنم.
Round and round we go
مدام این چرخه را تکرار میکنیم.
But we never know when we should get off
اما هیچوقت نمیدانیم چه زمانی باید از آن خارج شویم.
Gotta let go
باید رها کنم.
Even though I’m scared to death
حتی اگر از شدت ترس وحشتزده باشم.
I’m here alone
اینجا تنها هستم.
But I still got one thing left
اما هنوز یک چیز برایم باقی مانده است.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
I got a brave heart
من قلبی شجاع دارم.
(I can’t read, read our fate in the stars)
(نمیتوانم سرنوشتمان را از روی ستارهها بخوانم.)
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
(I don’t know, know where I’m heading)
(نمیدانم به کدام سو میروم.)
I’ve got a brave heart
قلبی شجاع دارم.
(So just know, know you’re still in my heart)
(پس فقط بدان که هنوز در قلب من هستی.)
بخش دوم: نکات آموزشی، واژگان و اصطلاحات
- Each and every day
Each and every day = هر روز، تکتک روزها، هر روز بدون استثنا
عبارت each and every برای تأکید بیشتر از every استفاده میشود.
- I think about you each and every day.
هر روز و هر روز به تو فکر میکنم.
نکته:
در فارسی معمولاً همان «هر روز» کافی است، اما در انگلیسی each and every بار تأکیدی دارد.
- the same old game
the same old + noun
یعنی «همان چیز همیشگی و تکراری».
در اینجا game به معنی بازی واقعی نیست؛ بلکه استعارهای از یک رفتار یا چرخهٔ تکراری در یک رابطه است.
- It’s the same old story.
همان داستان همیشگی است. - It’s the same old problem.
همان مشکل همیشگی است.
- play along
play along = همراهی کردن، وانمود کردن که با چیزی موافقی، همراه جریان شدن
در ترانه:
And I play along
یعنی راوی با وجود اینکه میداند این وضعیت تکراری است، همچنان با آن همراه میشود.
مثال:
- I don’t agree with him, but I played along.
با او موافق نبودم، اما همراهی کردم.
- Round and round we go
round and round = مدام دور زدن / تکرار کردن یک چرخه
این عبارت معمولاً برای شرایطی استفاده میشود که چیزی بارها و بارها تکرار میشود بدون اینکه نتیجهای حاصل شود.
مثلاً:
We argue about the same thing round and round.
مدام دربارهٔ همان موضوع بحث میکنیم.
در این ترانه، مفهوم عمیقتر آن این است:
رابطه مدام وارد همان چرخهٔ قبلی میشود.
- get off
get off معانی مختلفی دارد. در اینجا:
when we should get off
یعنی:
چه زمانی باید از این چرخه خارج شویم / دست از ادامه دادن برداریم.
تصویر ذهنی جمله شبیه سوار بودن بر یک وسیله یا قطار است:
get on → سوار شدن
get off → پیاده شدن
اما اینجا کاربرد استعاری دارد.
- We both tried
both = هر دو
We both tried.
یعنی:
هر دوی ما تلاش کردیم.
ساختار مهم:
both + subject + verb
- We both know.
هر دوی ما میدانیم. - They both agreed.
هر دوی آنها موافقت کردند.
- That’s just life
That’s just life.
یعنی:
زندگی همین است. / گاهی زندگی همینطور است.
عبارتی رایج برای پذیرفتن اتفاقی ناخوشایند که نمیتوان آن را تغییر داد.
مثلاً:
Sometimes things don’t work out. That’s just life.
گاهی چیزها آنطور که میخواهیم پیش نمیروند. زندگی همین است.
- coming to an end
come to an end = به پایان رسیدن
یکی از عبارات بسیار مهم سطح B1/B2:
- The relationship came to an end.
رابطه به پایان رسید. - The meeting is coming to an end.
جلسه دارد به پایان میرسد.
تفاوت:
end = پایان
come to an end = به پایان رسیدن
- dry / have dried
dry = خشک کردن / خشک شدن
The tears have dried.
یعنی:
اشکها خشک شدهاند.
در اینجا have dried زمان Present Perfect است:
have/has + past participle
مثلاً:
- The rain has stopped.
باران متوقف شده است. - The tears have dried.
اشکها خشک شدهاند.
- make up my mind
یکی از مهمترین اصطلاحات این ترانه:
make up one’s mind = تصمیم گرفتن
I’ve made up my mind.
یعنی:
تصمیمم را گرفتهام.
مثال:
- Have you made up your mind?
تصمیم خودت را گرفتهای؟ - I can’t make up my mind.
نمیتوانم تصمیم بگیرم.
- Gotta
gotta = got to
در زبان محاورهای:
I gotta go.
= باید بروم.
در ترانه:
Gotta let go.
= باید رها کنم.
شکل رسمیتر:
I have to let go.
- let go
let go = رها کردن
اما در روابط عاطفی، let go of someone/something معمولاً معنای عمیقتری دارد:
از کسی یا چیزی دل کندن / دست کشیدن / رها کردن
- It’s time to let go.
وقت آن است که رها کنم. - You need to let go of the past.
باید گذشته را رها کنی.
- scared to death
scared to death یک اصطلاح است.
معنی تحتاللفظی:
از ترس تا حد مرگ ترسیده
اما در کاربرد طبیعی:
خیلی وحشتزده / بهشدت ترسیده
I’m scared to death.
= از شدت ترس دارم میمیرم.
- one thing left
left در اینجا از فعل leave نیست، بلکه صفت/اسممصدرگونه به معنای باقیمانده است.
I’ve still got one thing left.
= هنوز یک چیز برایم باقی مانده است.
مثال:
- I’ve got ten dollars left.
ده دلار برایم باقی مانده. - There are only two tickets left.
فقط دو بلیت باقی مانده.
- the safer play
play اینجا به معنی «بازی» نیست.
the safer play = انتخاب / اقدام کمخطرتر
The safer play would’ve been to stay.
یعنی:
انتخاب امنتر این بود که بمانم.
ساختار:
would have been + to-infinitive
برای صحبت دربارهٔ یک انتخاب فرضی در گذشته:
- The better choice would’ve been to wait.
انتخاب بهتر این بود که صبر کنم.
- would’ve been
would’ve = would have
The safer play would’ve been to stay.
این ساختار به یک وضعیت فرضی در گذشته اشاره میکند.
یعنی:
«اگر به گذشته نگاه کنم، ماندن انتخاب امنتری میبود.»
- make it work
یکی از اصطلاحات بسیار کاربردی:
make something work = کاری کردن که چیزی جواب بدهد / موفق شود
در رابطه:
We tried to make it work.
= سعی کردیم رابطه را حفظ کنیم و کاری کنیم که جواب بدهد.
مثال:
- We’ll make this relationship work.
کاری میکنیم این رابطه موفق شود. - Let’s make it work.
بیا کاری کنیم که جواب بدهد.
- the other side is calling me
call فقط «زنگ زدن» نیست.
The other side is calling me.
در اینجا calling استعاری است:
سوی دیگر مرا به خود فرامیخواند / زندگی جدید مرا جذب میکند.
the other side میتواند نمادی از:
- زندگی جدید
- آینده
- مسیر ناشناخته
- شروعی دوباره
باشد.
- I don’t know where we’re going
ساختار مهم:
know + question word + clause
I don’t know where we’re going.
= نمیدانم به کجا میرویم.
توجه کنید که بعد از where ترتیب جمله خبری است:
❌ I don’t know where are we going.
✅ I don’t know where we are going.
- where I’m heading
head بهعنوان فعل:
head somewhere = به سمت جایی رفتن / عازم جایی شدن
I don’t know where I’m heading.
= نمیدانم به کدام سو میروم.
مثال:
- Where are you heading?
کجا میروی؟ - I’m heading home.
دارم به خانه میروم.
- fate in the stars
fate = سرنوشت
read someone’s fate in the stars
= سرنوشت کسی را از روی ستارگان خواندن
این عبارت به باورهای طالعبینی اشاره دارد.
I can’t read our fate in the stars.
ترجمهٔ مفهومی:
نمیتوانم بفهمم سرنوشت ما چه خواهد شد.
- still in my heart
be in someone’s heart
= در قلب کسی بودن / هنوز برای کسی عزیز بودن
You’re still in my heart.
= تو هنوز در قلب من هستی.
عبارت بسیار رایج و احساسی:
- You’ll always be in my heart.
همیشه در قلب من خواهی بود.
- a single page
a single + noun برای تأکید بر «حتی یک مورد» استفاده میشود.
I wouldn’t change a single page.
= حتی یک صفحه را هم تغییر نمیدادم.
مثال:
- I wouldn’t change a single thing.
حتی یک چیز را هم تغییر نمیدادم. - Not a single person came.
حتی یک نفر هم نیامد.
- history
در اینجا:
my history
منظور تاریخ به معنای تاریخ کشورها نیست؛ بلکه:
گذشتهٔ زندگی من / گذشتهٔ شخصی من
است.
I wouldn’t change a single page of my history.
یعنی:
هیچ بخشی از گذشتهام را تغییر نمیدادم.
جمعبندی معنایی ترانه
این ترانه دربارهٔ جسارت برای پایان دادن به یک چرخهٔ تکراری و شروع دوباره است.
راوی میداند که ماندن شاید انتخاب امنتری باشد، اما دیگر نمیخواهد در رابطهای بماند که بارها همان مشکلات را تکرار میکند. با وجود ترس از آینده و تنهایی، تصمیم گرفته let go کند.
در عین حال، این جدایی به معنی انکار گذشته نیست:
I wouldn’t change a single page of my history.
یعنی گذشته ارزش خود را داشته و قرار نیست پاک شود. خاطرات و نامهها باقی میمانند، اما راوی تصمیم دارد به جلو حرکت کند.
به همین دلیل عبارت اصلی ترانه:
I’ve got a brave heart
در واقع خلاصهٔ پیام آن است:
«از آینده میترسم، اما آنقدر شجاعت دارم که رها کنم و شروع دوبارهای داشته باشم.»





نظرات کاربران