Maybe I was too young to fully understand
شاید خیلی کم سن و سال بودم که بتونم همهچیزو کامل درک کنم
So I never healed from it healthy, why I never trusted the man
واسه همین هیچوقت درستودرمون التیام پیدا نکردم، واسه همینه که هیچوقت به هیچ مردی اعتماد نکردم
You gotta love all that you have, and I’ll take that to my grave
باید هرچیزی که داری رو دوست داشته باشی، و من این حرف رو با خودم به گور میبرم
Soon you’ll open up your eyes, and it’ll all be gone one day
به زودی چشماتو باز میکنی و میبینی یه روزی همهچیز از دست رفته و تموم شده
And I’m sitting here convincing you to pick up the phone and call
و من اینجا نشستم و دارم التماست میکنم که گوشی رو برداری و زنگ بزنی
I am my father’s daughter, but I’m nothing like him at all
من دخترِ بابامم، اما اصلاً و ابداً هیچ شباهتی به اون ندارم
And I hear him in the way I speak, or when I look in the mirror
ولی صداشو توی طرز حرف زدنم میشنوم، یا وقتی به آینه نگاه میکنم میبینمش
The anger’s growing in me, it shows, could it be any clearer?
خشم درون من داره بزرگتر میشه، کاملاً مشخصه، مگه از این واضحتر هم میشه؟
That I’m like him ’cause he made me the way I am
که من شبیه اونم، چون اون منو این شکلی بار آورده و ساخته
When we’re fighting, and all I need is somebody
…وقتی داریم دعوا میکنیم، و تمام چیزی که نیاز دارم یه نفره که
And I’m crying on my mama’s floor, why don’t you want this anymore?
و من کف اتاق مامانم افتادم و دارم گریه میکنم، چرا دیگه این رابطه رو نمیخوای؟
And I’m craving you to change for me
و با تمام وجود ازت تمنا دارم که به خاطر من عوض بشی
You’re saying, “I hear you, and I love you, but my heart, it hurts for you
تو داری میگی: «صداتو میشنوم و دوستت دارم، ولی قلبم به خاطر تو به درد میاد
And I just cannot give you what you need”
«و من واقعاً نمیتونم چیزی که لازم داری رو بهت بدم
Am I too much? Am I enough? ‘Cause you said you wouldn’t give up
آیا من زیادیام؟ آیا اصلاً کافیام؟ آخه خودت گفتی هیچوقت جا نمیزنی
Now I’m numb on my knees, praying to God you’d talk to me
حالا بیحس روی زانوهام افتادم و به درگاه خدا التماس میکنم که باهام حرف بزنی
Wondering what it takes for you to stay off my mind and far out of my bloodstream
توی این فکرم که چی لازمه تا دیگه به ذهنم نیای و از توی رگ و خونم کاملاً پاک بشی
You never laid your hands on me, and that’s something that I’m grateful for
هیچوقت دستت روم بلند نشد، و این چیزیه که بابتش شکرگزارم
But I should’ve known that you’d gone mad when I saw the way you punched your doors
اما باید همون موقعی که دیدم چطوری با مشت میکوبی به درها، میفهمیدم که عقلت رو از دست دادی
And I don’t regret loving you, ’cause I know that you needed it
و از دوست داشتنت پشیمون نیستم، چون میدونم که به این عشق احتیاج داشتی
But the way you treated me made me feel like a little kid
اما رفتاری که باهام داشتی باعث میشد حس یه بچهی کوچیک و بیپناه رو پیدا کنم
And something deep inside of me tells me that you’re not better now
و یه چیزی ته دلم بهم میگه که اوضاعت هنوزم بهتر نشده
And I’m sorry that I couldn’t help, but I’m so glad I made it out
و متأسفم که نتونستم نجاتت بدم، اما خیلی خوشحالم که تونستم خودم رو از اون جهنم بکشم بیرون
And I’m crying on my mama’s floor, why don’t you want this anymore?
و من کف اتاق مامانم افتادم و دارم گریه میکنم، چرا دیگه این رابطه رو نمیخوای؟
And I’m craving you to change for me
و با تمام وجود ازت تمنا دارم که به خاطر من عوض بشی
You’re saying, “I hear you, and I love you, but my heart, it hurts for you
تو داری میگی: «صداتو میشنوم و دوستت دارم، ولی قلبم به خاطر تو به درد میاد
And I just cannot give you what you need”
«و من واقعاً نمیتونم چیزی که لازم داری رو بهت بدم
Am I too much? Am I enough? ‘Cause you said you wouldn’t give up
آیا من زیادیام؟ آیا اصلاً کافیام؟ آخه خودت گفتی هیچوقت جا نمیزنی
Now I’m numb on my knees, praying to God you’d talk to me
حالا بیحس روی زانوهام افتادم و به درگاه خدا التماس میکنم که باهام حرف بزنی
Wondering what it takes for you to stay off my mind and far out of my bloodstream
توی این فکرم که چی لازمه تا دیگه به ذهنم نیای و از توی رگ و خونم کاملاً پاک بشی





نظرات کاربران