Blue moon,
ماه آبی
you saw me standing alone,
تو منو دیدی که تنها ایستاده بودم
without a dream in my heart,
بیهیچ رؤیایی در قلبم
without a love of my own.
بیهیچ عشقی برای خودم
Blue moon,
ماه آبی
you knew just what I was there for
تو دقیقاً میدونستی برای چه کاری اونجا بودم
you heard me saying a prayer for
تو شنیدی که برای کسی دعا میکردم
someone I really could care for.
کسی که واقعاً میتونستم دوستش داشته باشم.
And suddenly there appeared before me
و ناگهان در مقابلم ظاهر شد
the only one my arms could ever hold
تنها کسی که آغوشم میتونست در بر بگیره.
I heard someone whisper, “Please, adore me”
شنیدم کسی زمزمه کرد: «لطفاً دوستم داشته باش.»
And when I looked my moon had turned to gold.
و وقتی نگاه کردم، ماه من به طلا تبدیل شده بود.
Blue moon,
ماه آبی،
now I’m no longer alone
حالا دیگه تنها نیستم،
without a dream in my heart,
بیهیچ رؤیایی در قلبم،
without a love of my own
بیهیچ عشقی برای خودم.
(Repeat last two verses)
(دو بند پایانی تکرار میشوند)
Blue moon,
ماه آبی،
now I’m no longer alone
حالا دیگه تنها نیستم،
without a dream in my heart,
بیهیچ رؤیایی در قلبم،
without a love of my own
بیهیچ عشقی برای خودم.





نظرات کاربران