My double vision
دید دوگانهی من
Is only amplifyin’ everythin’ he isn’t
فقط داره تمام چیزهایی که اون نیست رو بزرگنمایی میکنه
‘Til I feel less attached and bored to death, but listen
تا جایی که احساس وابستگی کمتری میکنم و تا حد مرگ کسل شدم، اما گوش کن
It’s no one’s fault, it’s just my terrible condition, mm
تقصیر هیچکس نیست، این فقط وضعیت افتضاح منه، هوم
And I’ve been thinkin’
و داشتم فکر میکردم
If I move out this year, I’ll feel my parents slippin’
اگه امسال از اینجا برم، حس میکنم پدر و مادرم دارن از دستم در میرن (دور میشن)
Away and also, I’m just scared of that commitment
دور میشن و همچنین، من فقط از اون تعهد میترسم
I really think sometimes there’s somethin’ that I’m missin’, mm
گاهی واقعاً فکر میکنم چیزی هست که دارم از دستش میدم، هوم
Oh, I know
اوه، میدونم
Spiralin’ is miserable
این چرخهی افکار، عذابآوره
I should probably go back home
احتمالاً باید برگردم خونه
Why does that feel difficult, difficult?
چرا این کار سخت، خیلی سخت به نظر میاد؟
And oh, I hope
و اوه، امیدوارم
I wake up invisible
که نامرئی از خواب بیدار بشم
I’d be someone no one knows
کسی باشم که هیچکس نمیشناستش
I guess I’m just difficult
حدس میزنم فقط آدم سختگیری هستم
To name this feelin’
نامگذاری این احساس
Would take a hundred thousand years, some kind of grievin’
صد هزار سال طول میکشه، یه جور سوگواریه
But over what I never had, so I’ve been speakin’
اما برای چیزی که هیچوقت نداشتم، برای همین شروع کردم به صحبت کردن
To my therapist, I call her every weekend, mm
با روانشناسم، هر آخر هفته بهش زنگ میزنم، هو
I meant to tell you
میخواستم بهت بگم
How I’ve hated how we left things when it fell through
که چقدر از اینکه چطور همهچیز رو بعد از شکست رابطهمون رها کردیم متنفرم
‘Cause you were everythin’ to me, where did you run to?
چون تو همهچیزِ من بودی، کجا فرار کردی؟
Was it somethin’ that I said that colored you blue? Mm
آیا حرفی که زدم باعث شد دلت بگیره (غمگینت کنه)؟ هوم
Oh, I know
اوه، میدونم
Spiralin’ is miserable
این چرخهی افکار، عذابآوره
I should probably go back home
احتمالاً باید برگردم خونه
Why does that feel difficult, difficult?
چرا این کار سخت، خیلی سخت به نظر میاد؟
And oh, I hope
و اوه، امیدوارم
I wake up invisible
که نامرئی از خواب بیدار بشم
I’d be someone no one knows
کسی باشم که هیچکس نمیشناستش
I guess I’m just difficult, difficult
حدس میزنم فقط آدم سختگیری هستم، خیلی سختگیر
Difficult (I)
سختگیر (من)
Difficult
سختگیر
I’ve been drinkin’
داشتم مینوشیدم
And stayin’ up too late, relivin’ bad decisions
و تا دیروقت بیدار میموندم، تصمیمات اشتباه گذشته رو دوباره مرور میکردم
I thought eventually, my ranting here would fix it
فکر میکردم بالاخره، این گلهگذاریهای من همهچیز رو درست میکنه
I really think sometimes there’s somethin’ that I’m missin’ (Mm)
گاهی واقعاً فکر میکنم چیزی هست که دارم از دستش میدم (هوم)
Oh, I know
اوه، میدونم
Spiralin’ is miserable
این چرخهی افکار، عذابآوره
I should probably go back home
احتمالاً باید برگردم خونه
Why does that feel difficult, difficult?
چرا این کار سخت، خیلی سخت به نظر میاد؟
And oh, I hope
و اوه، امیدوارم
I wake up invisible
که نامرئی از خواب بیدار بشم
I’d be someone no one knows
کسی باشم که هیچکس نمیشناستش
I guess I’m just difficult, difficult
حدس میزنم فقط آدم سختگیری هستم، خیلی سختگیر
Oh, I know
اوه، میدونم
Spiralin’ is miserable
این چرخهی افکار، عذابآوره
I should probably go back home
احتمالاً باید برگردم خونه
Why does that feel difficult, difficult?
چرا این کار سخت، خیلی سخت به نظر میاد؟
And oh, I hope
و اوه، امیدوارم
I wake up invisible
که نامرئی از خواب بیدار بشم
I’d be someone no one knows
کسی باشم که هیچکس نمیشناستش
I guess I’m just difficult, difficult
حدس میزنم فقط آدم سختگیری هستم، خیلی سختگیر





نظرات کاربران