Hi, everyone! So here we go again with one of the “Chats with Shana” episodes. And this is where I don’t really have any direction for what I’m saying. I just talk. And the reason for that is I want you to get a good understanding of how someone can ramble in English. Ramble is when you talk with very little direction, and that helps you see how thoughts are connected, what sorts of words can be used to connect, you know, this sort of spontaneous word vomit you can say.
Today we’re going to be talking about my trip up to, well, more north of where I’m from. I mentioned in a previous episode that I am from Woodland, California. Woodland is a town with 50,000 people, about 50,000, in the north of California. So right between San Francisco and Sacramento, kind of close to Davis.
If you’re familiar with the university there… it’s a very big university for agriculture and also I think for medicine.
And so I live in Woodland, and I decided recently that it would be nice to take a road trip with my daughter. So I had a little girl named Julia in January of this year and so she’s coming up to six months and it’s about time to get out and see things. I wanted to see how possible it was to put her in a car seat and drive for miles and miles. I just wanted to see how long she would last without screaming her head off.
سلام به همه! خب، دوباره با یکی از قسمتهای «گفتگو با شانا» شروع میکنیم. و اینجا جایی است که من واقعاً هیچ جهتی برای حرفهایم ندارم. فقط حرف میزنم. و دلیلش این است که میخواهم شما درک خوبی از نحوهی بیان پراکندهی یک نفر به زبان انگلیسی داشته باشید. پراکندهگویی زمانی است که شما با جهت بسیار کمی صحبت میکنید و این به شما کمک میکند تا ببینید افکار چگونه به هم مرتبط هستند، از چه نوع کلماتی میتوان برای ارتباط استفاده کرد، میدانید، این نوع استفراغ خودجوش کلمات را میتوانید بگویید.
امروز قرار است در مورد سفر من به شمال جایی که از آنجا آمدهام صحبت کنیم. در قسمت قبلی اشاره کردم که اهل وودلند، کالیفرنیا هستم. وودلند شهری با ۵۰،۰۰۰ نفر جمعیت، حدود ۵۰،۰۰۰ نفر، در شمال کالیفرنیا است. بنابراین درست بین سانفرانسیسکو و ساکرامنتو، تقریباً نزدیک به دیویس.
اگر با دانشگاه آنجا آشنا هستید… این یک دانشگاه بسیار بزرگ برای کشاورزی و همچنین فکر میکنم برای پزشکی است.
و من در وودلند زندگی میکنم، و اخیراً تصمیم گرفتم که خوب است با دخترم به یک سفر جادهای بروم. من در ژانویه امسال صاحب یک دختر کوچک به نام جولیا شدم و او تا شش ماهگی به دنیا میآید و وقت آن است که بیرون بروم و همه چیز را ببینم. میخواستم ببینم چقدر ممکن است که او را در صندلی ماشین بگذارم و کیلومترها رانندگی کنم. فقط میخواستم ببینم چقدر میتواند بدون جیغ زدن دوام بیاورد.





نظرات کاربران