So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
Fall in love, fall in lie.
عاشق شو، یا دروغی را باور کن و در آن گرفتار شو.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
This is how it goes, not complicated,
ماجرا همینطوری پیش میرود؛ پیچیده نیست،
Want you tonight, like uhh.
امشب تو را میخواهم، آره، همینقدر.
Going with the flow, I can’t seem to stop this,
دارم با جریان پیش میروم و انگار نمیتوانم جلوی این وضعیت را بگیرم،
Scared to let you go, like uhh.
از رها کردنت میترسم، آره، همینطور.
All I need is my self-control,
تنها چیزی که لازم دارم، این است که خودم را کنترل کنم،
But you make me wanna lose it all.
اما تو باعث میشوی دلم بخواهد کنترل همهچیز را از دست بدهم.
Believe in everything you say,
هر چیزی را که میگویی باور میکنم،
I don’t wanna leave this way.
نمیخواهم کارمان به این شکل تمام شود.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can all in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
Promises we break, love can get tainted,
قولهایی که میشکنیم؛ عشق ممکن است آلوده و تباه شود،
Whispers in my ear be like uhh.
نجواهایی در گوشم، از این جنس که…
You could take me there, every second we can get
تو میتوانی مرا به آن حالوهوا ببری؛ از هر لحظهای که بتوانیم به دست بیاوریم،
A sweet love affair like uhh.
یک رابطهٔ عاشقانهٔ شیرین، آره، از همین جنس.
All I need is my self-control,
تنها چیزی که لازم دارم، این است که خودم را کنترل کنم،
But you make me wanna lose it all.
اما تو باعث میشوی دلم بخواهد کنترل همهچیز را از دست بدهم.
Believe in everything you say,
هر چیزی را که میگویی باور میکنم،
I don’t wanna leave this way.
نمیخواهم کارمان به این شکل تمام شود.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can all in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
Fall in love, fall in lie,
عاشق شو، یا در دام یک دروغ بیفت،
Fall in love or fall in lie.
عاشق شو یا در دام یک دروغ بیفت.
Fall in love, fall in lie,
عاشق شو، یا در دام یک دروغ بیفت،
Fall in love or fall in lie.
عاشق شو یا در دام یک دروغ بیفت.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can all in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
So forget the risk and leave it all behind,
پس خطر را فراموش کن و همهچیز را پشت سر بگذار،
We can fall in love or we can fall in lie.
ما میتوانیم عاشق شویم یا در دام یک دروغ بیفتیم.
نکات آموزشی زبان انگلیسی
اصطلاحات و عبارتهای مهم
۱. Leave it all behind — همهچیز را پشت سر گذاشتن
وقتی میخواهیم گذشته، مشکلات یا شرایط فعلی را رها کنیم و به سمت تجربهای تازه برویم، از این عبارت استفاده میکنیم.
- I want to leave my past behind.
- میخواهم گذشتهام را پشت سر بگذارم.
در ترانه، این عبارت به معنای کنار گذاشتن ترسها و خطرهای احتمالی برای تجربه کردن عشق است.
۲. Fall in love — عاشق شدن
این عبارت را بهصورت یک ترکیب ثابت یاد بگیر:
- I think I’m falling in love with you.
- فکر میکنم دارم عاشقت میشوم.
- They fell in love at first sight.
- آنها در نگاه اول عاشق هم شدند.
نکته: میگوییم fall in love with someone، نه fall in love to someone.
۳. Go with the flow — با جریان پیش رفتن
یعنی بدون تلاش برای کنترل همهچیز، اجازه بدهیم اتفاقها بهطور طبیعی پیش بروند.
- Let’s just go with the flow.
- بیا زیاد سخت نگیریم و بگذاریم اوضاع خودش پیش برود.
در ترانه، گوینده با وجود تردیدها و ترسهایش اجازه میدهد احساساتش مسیر رابطه را تعیین کنند.
۴. I can’t seem to… — انگار نمیتوانم…
این ساختار وقتی به کار میرود که با وجود تلاش، انجام کاری برایمان دشوار است.
- I can’t seem to sleep.
- انگار نمیتوانم بخوابم.
- I can’t seem to forget you.
- انگار نمیتوانم فراموشت کنم.
تفاوت ظریف آن با I can’t این است که گوینده با can’t seem to بر احساس ناتوانی یا دشواری تأکید میکند.
۵. Let someone go — کسی را رها کردن
در روابط عاطفی، این عبارت معمولاً به معنای پایان دادن به وابستگی یا اجازه دادن به رفتن طرف مقابل است.
- I’m scared to let you go.
- میترسم رهایت کنم / بگذارم از زندگیام بروی.
مثال دیگر:
- Sometimes you have to let go.
- گاهی باید رها کنی و بگذری.
۶. Self-control — خویشتنداری، کنترل خود
توانایی کنترل احساسات، خواستهها یا رفتارهای خود.
- You need self-control.
- باید خویشتنداری داشته باشی.
- I lost my self-control.
- کنترل خودم را از دست دادم.
در ترانه، گوینده میداند که باید احساساتش را کنترل کند، اما حضور طرف مقابل این کار را برایش دشوار میکند.
۷. Lose it — کنترل خود را از دست دادن
این عبارت محاورهای است و بسته به موقعیت میتواند به معنای از دست دادن کنترل عاطفی، عصبانی شدن شدید یا از شدت هیجان از خود بیخود شدن باشد.
- I almost lost it when I heard the news.
- وقتی خبر را شنیدم، نزدیک بود کنترل خودم را از دست بدهم.
در جملهٔ You make me wanna lose it all، منظور این است که طرف مقابل باعث میشود گوینده دلش بخواهد تمام خویشتنداریاش را کنار بگذارد.
۸. Get tainted — آلوده یا خدشهدار شدن
Tainted یعنی چیزی که پاکی، اعتبار یا کیفیت اولیهاش آسیب دیده باشد.
- Their relationship was tainted by lies.
- رابطهشان با دروغها خدشهدار شد.
در ترانه، love can get tainted میگوید عشق ممکن است بهخاطر دروغها و قولهای شکستهشده آسیب ببیند.
۹. Love affair — رابطهٔ عاشقانه
این عبارت به یک رابطهٔ عاطفی یا عاشقانه اشاره دارد و گاهی میتواند مفهوم رابطهای پنهانی یا خارج از چارچوب معمول را نیز داشته باشد.
- They had a brief love affair.
- آنها رابطهای عاشقانه و کوتاه داشتند.
در عبارت a sweet love affair، منظور یک رابطهٔ عاشقانهٔ شیرین و لذتبخش است.
نکات گرامری
۱. Make someone want to do something
در جملهٔ زیر:
You make me wanna lose it all.
ساختار اصلی این است:
\[ \text{make + object + verb} \]
و بعد از آن میتوان از want to + verb استفاده کرد:
- You make me smile.
- تو باعث میشوی لبخند بزنم.
- This song makes me want to dance.
- این آهنگ باعث میشود دلم بخواهد برقصم.
در زبان محاورهای، wanna شکل کوتاهشدهٔ want to است.
۲. Believe in در برابر Believe
- Believe someone: حرف کسی را باور کردن.
- Believe in someone: به کسی ایمان یا اعتماد داشتن؛ به توانایی یا شخصیت او باور داشتن.
- Believe something: چیزی را درست دانستن یا باور کردن.
در مصرع Believe in everything you say، استفاده از believe in حس اعتماد و باور داشتن به حرفهای طرف مقابل را منتقل میکند. با این حال، در انگلیسی طبیعیتر معمولاً میگوییم I believe everything you say اگر منظور صرفاً «هرچه میگویی باور میکنم» باشد.
۳. I don’t wanna… — نمیخواهم…
Wanna شکل غیررسمی want to است:
- I don’t wanna go.
- نمیخواهم بروم.
- I don’t wanna lose you.
- نمیخواهم از دستت بدهم.
در نوشتار رسمی، بهتر است از want to استفاده شود.
برداشت کلی از ترانه
ترانه دربارهٔ کشمکش میان میل شدید به یک رابطهٔ عاشقانه و ترس از خطرهای آن است. گوینده میخواهد ترسهایش را کنار بگذارد و تسلیم احساساتش شود، اما در عین حال میداند که دروغها و قولهای شکسته ممکن است عشق را خراب کنند.
بازی زبانی میان fall in love و fall in lie، محور اصلی ترانه است: آیا این رابطه به عشقی واقعی منتهی میشود یا فرد در دام فریب و توهم گرفتار خواهد شد؟ این تضاد، فضای همزمان هیجانانگیز و نگرانکنندهای به ترانه میدهد.





نظرات کاربران