It’s gettin’ darker on the road we’re on, I know, I know
میدانم، میدانم که مسیری که در آن قدم گذاشتهایم، هر لحظه تاریکتر میشود.
It’s gettin’ harder to believe in us, I know, I know
میدانم، میدانم که باور کردنِ رابطهمان هر روز سختتر میشود.
But we just left the car and I’m walkin’ all alone, alone
اما تازه از ماشین پیاده شدهایم و من کاملاً تنها، تنها قدم میزنم.
I thought forever meant we’d die together, I don’t know, don’t know
فکر میکردم «برای همیشه» یعنی تا آخر عمر کنار هم میمانیم و با هم میمیریم؛ حالا نمیدانم، نمیدانم.
Now you’re just letting go
حالا تو بهسادگی داری دست میکشی و رها میکنی.
I used to have you on your knees all night
قبلاً تمام شب تو را به زانو درمیآوردم.
But now, you never pray (now, you never pray)
اما حالا دیگر هرگز دعا نمیکنی (حالا دیگر دعا نمیکنی).
And when you looked at me, you saw the light
و وقتی به من نگاه میکردی، روشنایی را میدیدی.
But now, you’ve turned away (now, you’ve turned away)
اما حالا روی برگرداندهای (حالا روی برگرداندهای).
Hallelujah, hallelujah, hallelujah
هَلِلویا، هَلِلویا، هَلِلویا.
You used to hold me in a holy place
قبلاً مرا در مکانی مقدس در آغوش میگرفتی.
But now, you’ve lost your faith
اما حالا ایمانت را از دست دادهای.
I know it’s hard to stay in when you wanna walk away, away
میدانم وقتی دلت میخواهد بروی و رابطه را ترک کنی، ماندن سخت است، سخت است.
And I forgive you every time you’re leavin’ me in vain, in vain
و هر بار که بیهوده ترکم میکنی، تو را میبخشم، میبخشم.
And I’m the one who’s always fightin’ for us, that’s okay, okay
و این منم که همیشه برای رابطهمان میجنگم؛ اشکالی ندارد، اشکالی ندارد.
But I’m afraid we’re at the point there’s nothin’ left to save, to save
اما میترسم به جایی رسیده باشیم که دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نمانده باشد، باقی نمانده باشد.
And I can’t find a way
و نمیتوانم راهی پیدا کنم.
I used to have you on your knees all night
قبلاً تمام شب تو را به زانو درمیآوردم.
But now, you never pray (now, you never pray)
اما حالا دیگر هرگز دعا نمیکنی (حالا دیگر دعا نمیکنی).
And when you looked at me, you saw the light
و وقتی به من نگاه میکردی، روشنایی را میدیدی.
But now, you’ve turned away (now, you’ve turned away)
اما حالا روی برگرداندهای (حالا روی برگرداندهای).
Hallelujah, hallelujah, hallelujah
هَلِلویا، هَلِلویا، هَلِلویا.
You used to hold me in a holy place
قبلاً مرا در مکانی مقدس در آغوش میگرفتی.
But now, you’ve lost your faith
اما حالا ایمانت را از دست دادهای.
I used to have you on your knees all night
قبلاً تمام شب تو را به زانو درمیآوردم.
But now, you never pray
اما حالا دیگر هرگز دعا نمیکنی.
And when you looked at me, you saw the light
و وقتی به من نگاه میکردی، روشنایی را میدیدی.
But now, you’ve turned away (now, you’ve turned away)
اما حالا روی برگرداندهای (حالا روی برگرداندهای).
Hallelujah, hallelujah, hallelujah
هَلِلویا، هَلِلویا، هَلِلویا.
You used to hold me in a holy place
قبلاً مرا در مکانی مقدس در آغوش میگرفتی.
But now, you’ve lost your faith
اما حالا ایمانت را از دست دادهای.
بخش دوم: بازنویسی سادهتر انگلیسی
در این بخش، هر عبارت را با انگلیسی سادهتر بازنویسی کردهام تا معنی و کاربرد آن را بهتر یاد بگیری.
۱. تاریکتر شدن مسیر رابطه
It’s gettin’ darker on the road we’re on, I know, I know.
Simpler English: The situation in our relationship is getting worse, and I know it.
یعنی وضعیت رابطهمان بدتر و ناامیدکنندهتر میشود و من این را میدانم.
- Gettin’: شکل محاورهای getting
- The road we’re on: مسیری که در آن هستیم؛ استعاره از وضعیت یا مسیر رابطه
- Get darker: تاریکتر شدن؛ در اینجا یعنی اوضاع بدتر شدن
It’s gettin’ harder to believe in us, I know, I know.
Simpler English: It’s becoming more difficult to believe that our relationship can work.
باور کردن اینکه رابطهمان میتواند موفق شود، سختتر میشود.
- Harder to: سختتر برای انجام دادن کاری
- Believe in us: به ما یا رابطهمان ایمان داشتن
مثال:
I still believe in us.
من هنوز به رابطهمان ایمان دارم.
But we just left the car and I’m walkin’ all alone, alone.
Simpler English: We have just got out of the car, and now I’m walking by myself.
ما تازه از ماشین پیاده شدهایم و حالا من بهتنهایی راه میروم.
- Get out of the car: از ماشین پیاده شدن
- All alone: کاملاً تنها
- By myself: بهتنهایی
I thought forever meant we’d die together, I don’t know, don’t know.
Simpler English: I thought we would stay together for our whole lives, but now I’m not sure.
فکر میکردم تا آخر عمر کنار هم میمانیم، اما حالا مطمئن نیستم.
- Forever: برای همیشه
- Meant: معنی میداد
- We’d: شکل کوتاه we would
- I’m not sure: مطمئن نیستم
۲. رها کردن و از دست دادن ایمان
Now you’re just letting go.
Simpler English: Now you’re giving up on our relationship.
حالا داری از رابطهمان دست میکشی.
- Let go: رها کردن یا دست کشیدن
- Give up on something: از چیزی ناامید شدن و دیگر برای آن تلاش نکردن
مثال:
Don’t give up on yourself.
از خودت ناامید نشو.
I used to have you on your knees all night.
Simpler English: You used to kneel before me for the whole night.
قبلاً تمام شب در برابر من زانو میزدی.
- Used to: برای بیان کاری که در گذشته انجام میشد، اما حالا دیگر انجام نمیشود
- On your knees: روی زانوها
این جمله در کنار اشاره به دعا و ایمان، میتواند بار معنایی عاطفی و مذهبی داشته باشد.
But now, you never pray.
Simpler English: But now you don’t pray anymore.
اما حالا دیگر دعا نمیکنی.
- Pray: دعا کردن
- Not anymore: دیگر نه
And when you looked at me, you saw the light.
Simpler English: When you looked at me in the past, you saw something special, good, or full of hope.
وقتی در گذشته به من نگاه میکردی، چیزی خاص، خوب یا سرشار از امید در من میدیدی.
- Saw: گذشتهٔ فعل see
- The light: روشنایی؛ استعاره از امید، عشق یا خوبی
But now, you’ve turned away.
Simpler English: But now you’ve stopped looking at me and have moved away emotionally.
اما حالا روی برگرداندهای و از نظر عاطفی از من فاصله گرفتهای.
- Turn away: روی برگرداندن یا فاصله گرفتن
- You’ve turned: شکل کوتاه you have turned؛ زمان حال کامل
Hallelujah, hallelujah, hallelujah.
این واژه ریشهٔ عبری دارد و در کاربرد مذهبی به معنای «خدا را ستایش کنید» است. در ترانه، تکرار آن میتواند حالوهوایی مذهبی، غمگین یا طعنهآمیز ایجاد کند.
You used to hold me in a holy place.
Simpler English: You used to hold me somewhere that felt sacred and special.
قبلاً مرا در جایی که مقدس و ویژه به نظر میرسید، در آغوش میگرفتی.
- Hold someone: کسی را در آغوش گرفتن یا نگه داشتن
- Holy: مقدس
- Sacred: مقدس و محترم
But now, you’ve lost your faith.
Simpler English: But now you no longer believe in us or in what we had.
اما حالا دیگر به ما یا چیزی که بینمان بود، ایمان نداری.
- Lose faith: ایمان یا امید را از دست دادن
- Faith: ایمان، باور یا اعتماد عمیق
۳. بخش دوم ترانه: تلاش برای نجات رابطه
I know it’s hard to stay in when you wanna walk away, away.
Simpler English: I know it’s difficult to stay in a relationship when you want to leave.
میدانم وقتی میخواهی رابطه را ترک کنی، ماندن سخت است.
- Stay in: در یک رابطه یا موقعیت ماندن
- Wanna: شکل محاورهای want to
- Walk away: ترک کردن یا کنار کشیدن
مثال:
Sometimes it’s better to walk away.
گاهی بهتر است آدم کنار بکشد و برود.
And I forgive you every time you’re leavin’ me in vain, in vain.
Simpler English: I forgive you every time you leave me, even though it seems pointless or changes nothing.
هر بار که ترکم میکنی، تو را میبخشم؛ حتی اگر این بخشش بینتیجه به نظر برسد یا چیزی را تغییر ندهد.
- Forgive: بخشیدن
- Every time: هر بار که
- In vain: بیهوده، بینتیجه
مثال:
All our efforts were in vain.
تمام تلاشهای ما بینتیجه بود.
And I’m the one who’s always fightin’ for us, that’s okay, okay.
Simpler English: I’m always the person trying to save our relationship, and I accept that.
همیشه من هستم که برای نجات رابطهمان تلاش میکنم و این را میپذیرم.
- I’m the one who…: من همان کسی هستم که…
- Fight for us: برای رابطهمان تلاش کردن
- That’s okay: اشکالی ندارد
But I’m afraid we’re at the point there’s nothin’ left to save, to save.
Simpler English: I’m afraid our relationship has reached a stage where nothing can fix it anymore.
میترسم رابطهمان به مرحلهای رسیده باشد که دیگر هیچچیزی نتواند آن را درست کند.
- I’m afraid: میترسم یا نگرانم
- Reach a point: به مرحلهای رسیدن
- Nothing left: هیچچیزی باقی نمانده
- Save a relationship: رابطهای را نجات دادن
And I can’t find a way.
Simpler English: And I can’t find a solution.
و نمیتوانم راهحلی پیدا کنم.
- Find a way: راهی پیدا کردن
- Solution: راهحل
بخش سوم: واژگان مهم
عبارت انگلیسی | معنی فارسی |
Get darker | تاریکتر شدن؛ بدتر شدن اوضاع |
Believe in us | به رابطهمان ایمان داشتن |
All alone | کاملاً تنها |
Forever | برای همیشه |
Let go | رها کردن |
Used to | قبلاً کاری را انجام دادن |
On your knees | روی زانوها |
Pray | دعا کردن |
Turn away | روی برگرداندن |
Holy | مقدس |
Lose faith | ایمان یا امید را از دست دادن |
Walk away | ترک کردن یا کنار کشیدن |
Forgive | بخشیدن |
In vain | بیهوده، بینتیجه |
Fight for | برای چیزی یا کسی تلاش کردن |
Reach a point | به مرحلهای رسیدن |
Nothing left | هیچچیزی باقی نمانده |
Find a way | راهی پیدا کردن |
بخش چهارم: نکات گرامری
۱. Used to برای عادتهای گذشته
مثال از ترانه:
I used to have you on your knees all night.
ساختار:
Subject + used to + base verb
مثالها:
- I used to live in London. — قبلاً در لندن زندگی میکردم.
- We used to talk every day. — قبلاً هر روز صحبت میکردیم.
- She used to believe in me. — قبلاً به من ایمان داشت.
از used to زمانی استفاده میکنیم که کاری در گذشته تکرار میشده یا وضعیتی وجود داشته، اما حالا دیگر ادامه ندارد.
۲. زمان حال کامل (Present Perfect)
مثال:
You’ve turned away.
ساختار:
Subject + have/has + past participle
مثالها:
- You’ve changed. — تو تغییر کردهای.
- I’ve lost hope. — امیدم را از دست دادهام.
- She’s left. — او رفته است.
این زمان معمولاً به اتفاقی در گذشته اشاره میکند که نتیجهاش هنوز به زمان حال مربوط است.
۳. Wanna و Gonna
- Wanna = want to — خواستن
- Gonna = going to — قرار است
مثال:
I wanna stay.
میخواهم بمانم.
I’m gonna leave.
قرار است بروم.
این شکلها در گفتوگوهای روزمره و ترانهها رایجاند؛ در نوشتار رسمی، بهتر است شکل کامل آنها را بنویسی.
۴. عبارت In vain
In vain یعنی «بیهوده» یا «بدون نتیجه».
مثال:
I tried in vain to contact him.
بیهوده تلاش کردم با او تماس بگیرم.
۵. ساختار There is nothing left to…
مثال مرتبط با ترانه:
There’s nothing left to save.
دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نمانده است.
ساختار:
There is/are + nothing left + to + verb
مثال:
There’s nothing left to say.
دیگر چیزی برای گفتن باقی نمانده است.





نظرات کاربران