Human, behave yourself
انسان، خودت را کنترل کن / درست رفتار کن.
You have burst at the seams
از درون از هم گسیختهای / از شدت فشار داری منفجر میشوی.
Let it all fall out, open your mouth
بگذار همهچیز بیرون بریزد، دهانت را باز کن.
Often I lie wide awake
اغلب دراز میکشم و کاملاً بیدار میمانم.
Think of things I can make
و به چیزهایی فکر میکنم که میتوانم بسازم.
But I don’t seem to have the parts to build them
اما انگار قطعات لازم برای ساختنشان را ندارم.
Human, I wonder why you’re a better make
انسان، نمیدانم چرا تو موجود بهتری برای ساختن هستی.
Than I could ever build or create
بهتر از هر چیزی که من بتوانم بسازم یا خلق کنم.
You know not love or hate
تو عشق یا نفرت را نمیشناسی.
I am so scared of what will kill me
من خیلی از چیزی که قرار است مرا بکشد میترسم.
In the end, for I am not prepared
در نهایت، چون برای آن آماده نیستم.
I hope I will get the chance to be someone
امیدوارم فرصتی پیدا کنم که کسی باشم / به کسی تبدیل شوم.
To be human
تا انسان باشم.
Look what we’ve done
ببین چه کار کردهایم.
Look what we’ve done
ببین چه بر سر خودمان آوردهایم.
________________________________________
I would give my life, to be human
حاضرم جانم را بدهم تا انسان باشم.
I would give my life, to be human
حاضرم جانم را بدهم تا انسان باشم.
I would give my life, to be human
حاضرم جانم را بدهم تا انسان باشم.
I would give my life, to be
حاضرم جانم را بدهم تا… باشم.
________________________________________
Human, I’m trying to come clean
انسان، دارم سعی میکنم با خودم صادق باشم / همهچیز را صادقانه بیان کنم.
I will be a better me
نسخه بهتری از خودم خواهم شد.
I will not drink until I’m dead
آنقدر نمینوشم که خودم را به کشتن بدهم.
I’ll make the most of it
از زندگی نهایت استفاده را خواهم کرد.
I don’t know what it’s like to be alive
نمیدانم زنده بودن واقعاً چه حسی دارد.
To say goodbye
اینکه خداحافظی کنی.
To cry a thousand tears
اینکه هزاران اشک بریزی.
Because my ears won’t listen
چون گوشهایم نمیخواهند بشنوند.
________________________________________
Human, I’m trying not to lose my faith in you
انسان، سعی میکنم ایمانم را به تو از دست ندهم.
I’ve sussed out all that I’ve seen through
تمام چیزهایی را که دیدهام بررسی کردهام و سعی کردهام حقیقت پشتشان را بفهمم.
I’ve sailed an ocean
من اقیانوسی را پیمودهام.
________________________________________
I am so scared of what I’ll look like in the end
خیلی میترسم که در پایان چه شکلی خواهم شد.
For I am not prepared
چون آماده نیستم.
I hope I will get the chance to be someone
امیدوارم فرصتی پیدا کنم که کسی باشم.
To be human
تا انسان باشم.
Look what we’ve done
ببین چه کار کردهایم.
Look what we’ve done
ببین چه بر سر خودمان آوردهایم.
________________________________________
I used to hear it all so loud
قبلاً همهچیز را با صدای بسیار بلندی میشنیدم.
The sound of my heart breaking
صدای شکستن قلبم را.
The truth is waiting to be found
حقیقت منتظر است تا کشف شود.
I trust that I will take it
اعتماد دارم که آن را خواهم پذیرفت / با آن روبهرو خواهم شد.
________________________________________
I would give my life
حاضرم جانم را بدهم.
I would give my life
حاضرم جانم را بدهم.
I would give my life
حاضرم جانم را بدهم.
I would give my life
حاضرم جانم را بدهم.
I would give my life, to be
حاضرم جانم را بدهم تا…
I would give my life, to be
حاضرم جانم را بدهم تا…
I would give my life, to be
حاضرم جانم را بدهم تا…
I would give my life, to be human
حاضرم جانم را بدهم تا انسان باشم
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- Human, behave yourself
Human = انسان
behave yourself = درست رفتار کن / خودت را کنترل کن
behave yourself یک عبارت بسیار رایج است و وقتی به کسی میگوییم رفتارش را کنترل کند استفاده میشود.
مثلاً:
Behave yourself!
درست رفتار کن!
پس:
Human, behave yourself.
انسان، خودت را کنترل کن.
- You have burst at the seams
burst = ترکیدن / منفجر شدن
seams = درزها
عبارت burst at the seams اصطلاحی است.
یعنی چیزی آنقدر پر یا تحت فشار باشد که از درزهایش در حال ترکیدن باشد.
در این ترانه، معنای استعاری دارد:
You have burst at the seams.
از شدت فشار از هم گسیختهای.
- Let it all fall out, open your mouth
let = اجازه دادن
it all = همه آن / همه چیز
fall out = بیرون ریختن
open your mouth = دهانت را باز کن
let + object + verb
ساختار:
Let it fall out.
بگذار بیرون بریزد.
بنابراین:
Let it all fall out.
بگذار همهچیز بیرون بریزد.
مفهوم جمله این است که احساسات و حرفهای درونت را پنهان نکن.
- Often I lie wide awake
often = اغلب
lie = دراز کشیدن
wide awake = کاملاً بیدار
نکته مهم:
wide awake یعنی «کاملاً بیدار»، نه «بیدارِ گسترده»!
I lie wide awake.
دراز کشیدهام و کاملاً بیدارم.
- Think of things I can make
think of = به چیزی فکر کردن
things = چیزها
make = ساختن
I think of things I can make.
به چیزهایی فکر میکنم که میتوانم بسازم.
- But I don’t seem to have the parts to build them
seem to = به نظر رسیدن که
have = داشتن
parts = قطعات
build = ساختن
ساختار بسیار مهم:
seem to + verb
مثلاً:
He seems to know.
به نظر میرسد که او میداند.
در ترانه:
I don’t seem to have the parts…
به نظر نمیرسد قطعات لازم را داشته باشم…
- You know not love or hate
love = عشق
hate = نفرت
ترتیب جمله کمی شاعرانه و غیرمعمول است.
مفهوم:
تو عشق و نفرت را نمیشناسی.
- I am so scared of what will kill me
scared of = ترسیده از / ترس داشتن از
what = چیزی که / آنچه
will kill me = مرا خواهد کشت
ساختار مهم:
be scared of + noun
یا:
be scared of + what/doing
مثلاً:
I’m scared of losing you.
از دست دادنت میترسم.
- In the end
in the end = در نهایت / سرانجام
این عبارت با at the end کمی متفاوت است.
in the end = در نهایت
at the end of the movie = در پایان فیلم
- I hope I will get the chance to be someone
hope = امیدوار بودن
get the chance = فرصت پیدا کردن
to be someone = کسی شدن / به فردی تبدیل شدن
ساختار مهم:
get the chance to + verb
مثلاً:
I got the chance to meet him.
فرصت پیدا کردم او را ملاقات کنم.
- I would give my life to be human
would give my life = حاضرم جانم را بدهم
to be human = برای اینکه انسان باشم
to + verb در اینجا هدف را نشان میدهد:
I would give my life to be human.
یعنی:
حاضرم جانم را بدهم تا انسان باشم.
- I’m trying to come clean
این عبارت بسیار مهم است.
come clean یک اصطلاح است و به معنی:
حقیقت را گفتن / اعتراف کردن / صادقانه همهچیز را بیان کردن
است.
مثلاً:
I need to come clean with you.
باید همهچیز را صادقانه به تو بگویم.
- I will be a better me
a better me یعنی:
نسخه بهتری از خودم
ساختار:
a better + person/self/me
یعنی فرد یا نسخه بهتری از خود.
- I’ll make the most of it
این هم یک اصطلاح بسیار مهم است.
make the most of something
یعنی:
از چیزی نهایت استفاده را کردن
مثلاً:
Make the most of your time.
از وقتت نهایت استفاده را ببر.
در ترانه:
I’ll make the most of it.
از زندگی / فرصتی که دارم نهایت استفاده را خواهم کرد.
- I don’t know what it’s like to be alive
what it’s like = چه حسی دارد / چگونه است
این ساختار بسیار مهم است:
What is it like?
چه حسی دارد؟ / چگونه است؟
مثلاً:
What is it like to live alone?
تنها زندگی کردن چه حسی دارد؟
پس:
I don’t know what it’s like to be alive.
نمیدانم زنده بودن چه حسی دارد.
- Human, I’m trying not to lose my faith in you
try not to = تلاش کردن که کاری را انجام ندهی
lose = از دست دادن
faith in = ایمان / اعتماد به
lose faith in someone
اعتماد یا ایمان خود را به کسی از دست دادن.
پس:
I’m trying not to lose my faith in you.
سعی میکنم اعتمادم را به تو از دست ندهم.
- I’ve sussed out all that I’ve seen through
suss out یک عبارت محاورهای است.
یعنی:
سر درآوردن از چیزی / کشف کردن حقیقت چیزی / فهمیدن موضوع
مثلاً:
I’ll suss it out.
سر از کارش درمیآورم.
I’ve seen through نیز به مفهوم «پی بردن به حقیقت پشت چیزی» نزدیک است.
بنابراین مفهوم کلی این بخش:
تمام چیزهایی را که دیدهام بررسی کردهام و سعی کردهام حقیقت پشت آنها را بفهمم.
- I’ve sailed an ocean
sail = با کشتی/قایق حرکت کردن
ocean = اقیانوس
ترجمه تحتاللفظی:
من در یک اقیانوس دریانوردی کردهام.
اما در فضای ترانه، میتواند استعارهای از پشت سر گذاشتن یک مسیر بسیار سخت و طولانی باشد.
- I used to hear it all so loud
used to + verb = کاری که در گذشته بهطور معمول انجام میشده اما اکنون دیگر انجام نمیشود.
I used to hear…
قبلاً میشنیدم…
مثلاً:
I used to live here.
قبلاً اینجا زندگی میکردم.
در اینجا:
I used to hear it all so loud.
قبلاً همهچیز را با صدای خیلی بلندی میشنیدم.
- The sound of my heart breaking
sound = صدا
heart breaking = شکستن قلب
اینجا heart breaking استعاری است.
the sound of my heart breaking
صدای شکستن قلبم
یعنی درد عاطفی و شکست عشقی.
- The truth is waiting to be found
truth = حقیقت
is waiting = منتظر است
to be found = کشف شدن
این ساختار:
to be + past participle
ساختار مجهول است.
to be found
= پیدا شدن / کشف شدن
پس:
The truth is waiting to be found.
حقیقت منتظر است تا کشف شود.
نکات مهم واژگان و اصطلاحات این ترانه
عبارت | معنی |
behave yourself | درست رفتار کردن / خودت را کنترل کردن |
burst at the seams | از شدت فشار منفجر/ازهمگسیخته شدن |
fall out | بیرون ریختن |
wide awake | کاملاً بیدار |
think of | به چیزی فکر کردن |
seem to | به نظر رسیدن که |
scared of | ترسیدن از |
in the end | در نهایت |
get the chance | فرصت پیدا کردن |
give my life | جانم را دادن |
come clean | صادقانه اعتراف کردن / حقیقت را گفتن |
a better me | نسخه بهتری از خودم |
make the most of | نهایت استفاده را کردن |
what it’s like | چه حسی دارد / چگونه است |
lose faith in | اعتماد/ایمان را از دست دادن |
suss out | سر از چیزی درآوردن |
used to | قبلاً عادت داشتن / در گذشته انجام دادن |
heart breaking | شکستن قلب، بهصورت استعاری |
be found | پیدا/کشف شدن |
نکته مفهومی: این ترانه از زبان موجودی غیرانسانی یا مصنوعی روایت میشود که آرزو دارد «انسان» باشد. بنابراین بسیاری از جملات درباره چیزهایی مثل عشق، درد، گریه، ترس، خداحافظی و تجربه زنده بودن، در واقع بیانگر اشتیاق به تجربه احساسات انسانی هستند.





نظرات کاربران