0

دانلود آهنگ Salt Skin از Ellie Goulding با متن و ترجمه آموزشی

You’re as sharp as a knife and you fit like a glove
تو به تیزی یک چاقویی و مثل یک دستکش کاملاً اندازه و مناسب هستی.

That is no way to live, that is no way to love
این راهِ زندگی کردن نیست؛ این راهِ عشق ورزیدن هم نیست.

Full of fear in your skin and the weakness in giving in
ترس سراسر وجودت را فرا گرفته و تسلیم شدن، ضعف تو را نشان می‌دهد.

You’re stabbed in the back, but you feel no pain
از پشت به تو خنجر زده‌اند، اما هیچ دردی احساس نمی‌کنی.

Push the heaviest doors that you can’t open
سنگین‌ترین درهایی را هل می‌دهی که نمی‌توانی بازشان کنی.

Yeah, they tied me up and my body lies still again
آره، آنها مرا بستند و بدنم دوباره بی‌حرکت افتاده است.

You’re as bright as the sun and as calm as the moon
تو به درخشندگی خورشیدی و به آرامی ماه.

I don’t know when you’ll break, but it’s gonna be soon
نمی‌دانم کی از پا درمی‌آیی، اما به‌زودی این اتفاق می‌افتد.

If my will caves in, I’ll be in the same boat as you
اگر اراده‌ام فرو بریزد، من هم در همان وضعیت تو قرار خواهم گرفت.

I’ve got the salt skin
پوستی آغشته به نمک دارم.

Running to where he is
به سوی جایی که اوست می‌دوم.

Never going to give in
هرگز تسلیم نخواهم شد.

Even with the strength
حتی با وجود نیرویی که…

He’s stealing salt skin
او از من می‌گیرد؛ پوستی آغشته به نمک.

Telling me I’m winning
به من می‌گوید که دارم پیروز می‌شوم.

Wars they created
جنگ‌هایی که خودشان به راه انداختند.

Just to understand the meaning
فقط برای اینکه معنی و مفهومش را درک کنم.

Hands on strings and my mouth open
دست‌هایم روی سیم‌هاست و دهانم باز مانده است.

Find the perfect words that I’ve not spoken
دنبال کلمات کاملی می‌گردم که هرگز به زبان نیاورده‌ام.

And I won’t tell the truth, unless you want me to
و حقیقت را نخواهم گفت، مگر اینکه تو از من بخواهی.

For all of the times that I lost my head
برای تمام دفعاتی که کنترل خودم را از دست دادم.

When it rolled to the floor and I found it again
وقتی سرم روی زمین غلتید و دوباره آن را پیدا کردم.

But when it came back, no, I didn’t know my own name
اما وقتی دوباره برگشت، نه، حتی اسم خودم را هم نمی‌دانستم.

I’ve got the salt skin
پوستی آغشته به نمک دارم.

Running to where he is
به سوی جایی که اوست می‌دوم.

Never going to give in
هرگز تسلیم نخواهم شد.

Even with the strength
حتی با وجود نیرویی که…

He’s stealing salt skin
او از من می‌گیرد؛ پوستی آغشته به نمک.

Telling me I’m winning
به من می‌گوید که دارم پیروز می‌شوم.

Wars they created
جنگ‌هایی که خودشان به راه انداختند.

Just to understand the meaning
فقط برای اینکه معنی و مفهومش را درک کنم.

I’ve got the salt skin
پوستی آغشته به نمک دارم.

Running to where he is
به سوی جایی که اوست می‌دوم.

Never going to give in
هرگز تسلیم نخواهم شد.

Even with the strength
حتی با وجود نیرویی که…

He’s stealing salt skin
او از من می‌گیرد؛ پوستی آغشته به نمک.

Telling me I’m winning
به من می‌گوید که دارم پیروز می‌شوم.

Wars they created
جنگ‌هایی که خودشان به راه انداختند.

Just to understand
فقط برای اینکه درک کنم.

I’ve got the salt skin
پوستی آغشته به نمک دارم.

Running to where he is
به سوی جایی که اوست می‌دوم.

Never going to give in
هرگز تسلیم نخواهم شد.

Even with the strength
حتی با وجود نیرویی که…

He’s stealing salt skin
او از من می‌گیرد؛ پوستی آغشته به نمک.

Telling me I’m winning
به من می‌گوید که دارم پیروز می‌شوم.

Wars they created
جنگ‌هایی که خودشان به راه انداختند.

Just to understand the meaning
فقط برای اینکه معنی و مفهومش را درک کنم.

(The meaning)
(معنی و مفهومش)

بخش دوم: آموزش خط‌به‌خط

  1. You’re as sharp as a knife

معنی تحت‌اللفظی:

تو به تیزی یک چاقویی.

ساختار مهم:

as + adjective + as

= به اندازه / به همان اندازه … بودن

مثلاً:

She is as beautiful as her sister.
او به زیبایی خواهرش است.

He is as strong as a lion.
او به نیرومندی یک شیر است.

در اینجا:

sharp = تیز

اما درباره انسان می‌تواند معنای دیگری هم داشته باشد:

  • باهوش
  • زیرک
  • تند و تیز
  • بُرنده

پس:

You’re as sharp as a knife

هم می‌تواند تصویری از شخصی تیز و خطرناک باشد.

  1. You fit like a glove

fit = اندازه بودن / متناسب بودن

glove = دستکش

fit like a glove

یک اصطلاح بسیار مهم:

fit like a glove = کاملاً اندازه و مناسب بودن

مثلاً:

This jacket fits me like a glove.
این کت کاملاً اندازه من است.

پس در ترانه:

You fit like a glove

یعنی:

تو کاملاً مناسب و اندازه هستی.

این جمله در کنار sharp as a knife یک تضاد جالب ایجاد می‌کند: شخص هم تیز و خطرناک است و هم کاملاً مناسب و جذاب.

  1. That is no way to live

معنی:

این راهِ زندگی کردن نیست.

no way to + verb

یعنی:

راه مناسبی برای انجام کاری نیست.

مثلاً:

That’s no way to treat someone.
این روش مناسبی برای رفتار با کسی نیست.

live

= زندگی کردن

  1. That is no way to love

معنی:

این راهِ عشق ورزیدن نیست.

یعنی:

این رابطه و شیوه برخورد با عشق، روش درستی نیست.

  1. Full of fear in your skin

fear = ترس

full of = پر از

full of fear
پر از ترس

in your skin

skin = پوست

اما عبارت:

in your skin

در اینجا بیشتر به معنای در وجودت / سراسر وجودت است.

بنابراین:

Full of fear in your skin

یعنی:

ترس سراسر وجودت را فرا گرفته است.

  1. The weakness in giving in

weakness

= ضعف

give in

یکی از مهم‌ترین اصطلاحات این ترانه:

give in = تسلیم شدن / کوتاه آمدن

مثلاً:

Don’t give in.
تسلیم نشو.

She finally gave in.
او سرانجام تسلیم شد.

پس:

the weakness in giving in

= ضعفِ تسلیم شدن.

  1. You’re stabbed in the back

stab = با چاقو زدن / خنجر زدن

stab someone in the back

هم معنای واقعی دارد و هم معنای استعاری.

معنای استعاری:

به کسی خیانت کردن.

مثلاً:

He stabbed me in the back.
او از پشت به من خنجر زد / به من خیانت کرد.

پس اینجا:

You’re stabbed in the back

= به تو خیانت شده / از پشت به تو خنجر زده‌اند.

  1. But you feel no pain

feel = احساس کردن

pain = درد

I feel pain.
درد احساس می‌کنم.

I feel no pain.
هیچ دردی احساس نمی‌کنم.

no pain یعنی «هیچ دردی».

  1. Push the heaviest doors

push = هل دادن

heavy = سنگین

heaviest = سنگین‌ترین

این ساختار صفت عالی است:

heavy → heavier → heaviest

مثل:

strong → stronger → strongest

  1. That you can’t open

open = باز کردن

I can’t open the door.
نمی‌توانم در را باز کنم.

کل تصویر:

Push the heaviest doors that you can’t open

یعنی:

برای باز کردن سخت‌ترین درهای زندگی تلاش می‌کنی، حتی وقتی نمی‌توانی آنها را باز کنی.

در اینجا door احتمالاً نماد مانع یا مشکل است.

  1. They tied me up

tie up

= بستن / دست‌وپا را بستن

tie = بستن

They tied him up.
آنها او را بستند.

اما tie up گاهی معنای دیگری نیز دارد:

وقت کسی را گرفتن / گرفتار کردن.

  1. My body lies still

body = بدن

lie still = بی‌حرکت دراز کشیدن

Stay still.
بی‌حرکت بمان.

still = ساکن / بی‌حرکت

پس:

my body lies still

= بدنم بی‌حرکت افتاده است.

  1. You’re as bright as the sun

باز هم ساختار:

as + adjective + as

bright = روشن / درخشان

as bright as the sun
به درخشندگی خورشید

اما bright برای انسان می‌تواند معنی:

باهوش / بااستعداد

هم داشته باشد.

  1. As calm as the moon

calm = آرام

as calm as the moon
به آرامی ماه

تصویر شاعرانه‌ای از آرامش و سکون.

  1. I don’t know when you’ll break

break = شکستن

اما برای انسان:

break

می‌تواند به معنای:

از نظر روحی شکستن / از پا افتادن / تحمل خود را از دست دادن

باشد.

پس:

I don’t know when you’ll break

= نمی‌دانم چه زمانی از پا درمی‌آیی.

  1. It’s gonna be soon

gonna = going to

در زبان محاوره‌ای:

It is going to be soon.

→

It’s gonna be soon.

soon = به‌زودی

پس:

به‌زودی اتفاق می‌افتد.

  1. If my will caves in

این یکی از زیباترین اصطلاحات متن است.

will

= اراده

cave in

تحت‌اللفظی:

فرو ریختن

معنای استعاری:

تسلیم شدن / فروپاشیدن / از نظر روحی کم آوردن

پس:

If my will caves in

= اگر اراده‌ام فرو بریزد.

  1. I’ll be in the same boat as you

same boat

یک اصطلاح بسیار کاربردی:

be in the same boat

= در شرایط مشابه بودن / گرفتار مشکل مشابه بودن

مثلاً:

We’re all in the same boat.
همه ما در شرایط مشابهی هستیم.

پس:

I’ll be in the same boat as you.

= من هم در همان شرایط تو قرار خواهم گرفت.

  1. I’ve got the salt skin

این عبارت، عنوان و یکی از استعاری‌ترین قسمت‌های ترانه است.

salt = نمک

skin = پوست

ترجمه تحت‌اللفظی:

پوست نمکی دارم.

اما در فضای ترانه، salt می‌تواند یادآور:

  • عرق
  • اشک
  • دریا
  • درد
  • زخم
  • مبارزه

باشد.

بنابراین salt skin را بهتر است یک تصویر شاعرانه بدانیم، نه یک اصطلاح روزمره انگلیسی.

  1. Running to where he is

run = دویدن

running = در حال دویدن

where he is

= جایی که اوست

پس:

I’m running to where he is.

= دارم به سوی جایی که اوست می‌دوم.

در متن، فاعل I’m حذف شده چون شعر است.

  1. Never going to give in

never = هرگز

give in = تسلیم شدن

Never going to give in

= هرگز تسلیم نخواهم شد.

شکل کامل:

I’m never going to give in.

  1. Even with the strength he’s stealing

even with = حتی با وجودِ

strength = قدرت / نیرو

steal = دزدیدن

He’s stealing my strength.
او دارد نیروی مرا می‌گیرد.

پس:

Even with the strength he’s stealing

= حتی با وجود نیرویی که او از من می‌گیرد.

یعنی با وجود اینکه طرف مقابل انرژی و توان او را می‌گیرد، هنوز تسلیم نمی‌شود.

  1. Telling me I’m winning

tell someone = به کسی گفتن

I’m winning = دارم پیروز می‌شوم.

win → winning

I am winning.
دارم برنده می‌شوم.

  1. Wars they created

war = جنگ

create = ایجاد کردن

wars they created
جنگ‌هایی که آنها ایجاد کردند.

اینجا احتمالاً منظور جنگ‌های واقعی نیست؛ می‌تواند اشاره به درگیری‌ها، کشمکش‌ها و مشکلاتی باشد که دیگران ایجاد کرده‌اند.

  1. Just to understand the meaning

just to + verb

= فقط برای اینکه…

مثلاً:

I came here just to help you.
فقط برای اینکه به تو کمک کنم به اینجا آمدم.

understand = درک کردن

meaning = معنی / مفهوم

  1. Hands on strings and my mouth open

hands on strings

= دست‌ها روی سیم‌ها

احتمالاً اشاره به ساز موسیقی دارد.

mouth open

= دهان باز

تصویر گوینده‌ای که می‌خواهد چیزی بگوید یا بخواند، اما شاید نمی‌تواند کلمات مناسب را پیدا کند.

  1. Find the perfect words that I’ve not spoken

perfect words

= کلمات مناسب / کامل

spoken شکل سوم speak است:

speak → spoke → spoken

words that I’ve not spoken

= کلماتی که به زبان نیاورده‌ام.

این ساختار:

words that I have not spoken

یک relative clause است.

  1. I won’t tell the truth, unless you want me to

یکی از مهم‌ترین جملات آموزشی متن.

won’t

= will not

unless

= مگر اینکه / اگر نه

پس:

I won’t tell the truth unless you want me to.

= حقیقت را نمی‌گویم، مگر اینکه تو بخواهی.

want me to

ساختار بسیار مهم:

want + someone + to + verb

I want you to stay.
می‌خواهم بمانی.

She wants me to help her.
او می‌خواهد به او کمک کنم.

  1. I lost my head

این یک اصطلاح بسیار مهم است.

lose one’s head

= کنترل خود را از دست دادن / دستپاچه یا عصبانی شدن

نه اینکه واقعاً «سرش را گم کرده باشد»!

I completely lost my head.
کاملاً کنترل خودم را از دست دادم.

  1. When it rolled to the floor

roll = غلت خوردن

floor = کف زمین

این بخش کاملاً استعاری است.

وقتی می‌گوید:

my head rolled to the floor

منظورش احتمالاً از دست دادن عقل، هویت یا کنترل ذهنی است، نه اینکه واقعاً سرش از بدن جدا شده باشد.

  1. I didn’t know my own name

own = خودِ / متعلق به خود

my own name
حتی نام خودم

جمله:

I didn’t know my own name.

= حتی اسم خودم را هم نمی‌دانستم.

این جمله شدت سردرگمی و از دست دادن هویت یا کنترل را نشان می‌دهد.

 جمع‌بندی اصطلاحات بسیار مهم این ترانه

عبارت

معنی

as sharp as a knife

به تیزی چاقو / بسیار تیز و بُرنده

fit like a glove

کاملاً اندازه و مناسب بودن

no way to live

راه درستی برای زندگی کردن نیست

give in

تسلیم شدن

stab someone in the back

از پشت خنجر زدن / خیانت کردن

tie someone up

کسی را بستن

lie still

بی‌حرکت دراز کشیدن

break

از نظر روحی شکستن / از پا افتادن

cave in

فرو ریختن / تسلیم شدن

be in the same boat

در شرایط مشابه بودن

steal someone’s strength

نیروی کسی را گرفتن

lose one’s head

کنترل خود را از دست دادن

tell the truth

حقیقت را گفتن

unless

مگر اینکه

want someone to do something

خواستن که کسی کاری انجام دهد

 سه ساختار گرامری مهم

  1. as + adjective + as

You’re as bright as the sun.
تو به درخشندگی خورشیدی.

  1. If + present, will + verb

If my will caves in, I’ll be in the same boat as you.
اگر اراده‌ام فرو بریزد، من هم در شرایط تو قرار خواهم گرفت.

  1. unless + جمله

I won’t tell the truth unless you want me to.
حقیقت را نمی‌گویم مگر اینکه تو بخواهی.

این ترانه از نظر یادگیری زبان، مخصوصاً برای اصطلاحات استعاری، افعال چندبخشی (phrasal verbs)، تشبیه‌ها و ساختارهای محاوره‌ای متن بسیار خوبی است.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید