You wait for a silence
تو منتظر سکوت میمانی.
I wait for a word
من منتظر یک کلمه میمانم.
Lie next to your frame
کنار قاب تو دراز میکشم.
Girl unobserved
دختری که کسی متوجه او نیست.
You change your position
تو موقعیتت را تغییر میدهی.
And you are changing me
و داری من را تغییر میدهی.
Casting these shadows
این سایهها را میافکنی.
Where they shouldn’t be
در جایی که نباید باشند.
We’re interrupted by the heat of the sun
گرمای خورشید مزاحم و مانع ما میشود.
Trying to prevent what’s already begun
تلاش میکنیم جلوی چیزی را بگیریم که از قبل آغاز شده است.
You’re just a body
تو فقط یک جسم هستی.
I can smell your skin
میتوانم بوی پوستت را حس کنم.
And when I feel it, you’re wearing thin
و وقتی آن را احساس میکنم، تو داری کمکم از پا درمیآیی.
But I’ve got a plan
اما من نقشهای دارم.
Why don’t you be the artist
چرا تو هنرمند نباشی؟
And make me out of clay?
و مرا از گل بسازی؟
Why don’t you be the writer
چرا تو نویسنده نباشی؟
And decide the words I say?
و خودت تصمیم بگیری من چه کلماتی بگویم؟
‘Cause I’d rather pretend
چون ترجیح میدهم وانمود کنم
I’ll still be there at the end
که در پایان هنوز آنجا خواهم بود.
Only it’s too hard to ask
فقط درخواست کردنش خیلی سخت است.
Won’t you try to help me?
نمیخواهی سعی کنی به من کمک کنی؟
Sat on your sofa, it’s all broken springs
روی مبل تو نشستهام؛ فنرهایش همگی خراب شدهاند.
This isn’t the place for those violin strings
اینجا جای آن نغمههای ویولن نیست.
I try out a smile and I aim it at you
لبخندی را امتحان میکنم و آن را به سمت تو میفرستم.
You must have missed it
حتماً متوجهش نشدهای.
You always do
تو همیشه همینطور هستی.
But I’ve got a plan
اما من نقشهای دارم.
Why don’t you be the artist
چرا تو هنرمند نباشی؟
And make me out of clay?
و مرا از گل بسازی؟
Why don’t you be the writer
چرا تو نویسنده نباشی؟
And decide the words I say?
و خودت تصمیم بگیری من چه کلماتی بگویم؟
‘Cause I’d rather pretend
چون ترجیح میدهم وانمود کنم
I’ll still be there at the end
که در پایان هنوز آنجا خواهم بود.
Only it’s too hard to ask
فقط درخواست کردنش خیلی سخت است.
Won’t you try to help me?
نمیخواهی سعی کنی به من کمک کنی؟
You wait, I wait, casting shadows, interrupted
تو منتظر میمانی، من منتظر میمانم؛ سایههایی میافکنیم و مدام وقفه ایجاد میشود.
You wait, I wait, casting shadows, interrupted
تو منتظر میمانی، من منتظر میمانم؛ سایههایی میافکنیم و همهچیز قطع میشود.
You wait, I wait, casting shadows, interrupted
تو منتظر میمانی، من منتظر میمانم؛ سایه میافکنیم و باز هم وقفهای ایجاد میشود.
You wait, I wait, casting shadows
تو منتظر میمانی، من منتظر میمانم و سایه میافکنیم.
Why don’t you be the artist
چرا تو هنرمند نباشی؟
And make me out of clay?
و مرا از گل بسازی؟
Why don’t you be the writer
چرا تو نویسنده نباشی؟
And decide the words I say?
و خودت تصمیم بگیری من چه کلماتی بگویم؟
‘Cause I’d rather pretend
چون ترجیح میدهم وانمود کنم
I’ll still be there at the end
که در پایان هنوز آنجا خواهم بود.
Only it’s too hard to ask
فقط درخواست کردنش خیلی سخت است.
Won’t you try to help me?
نمیخواهی سعی کنی به من کمک کنی؟
Why don’t you be the artist
چرا تو هنرمند نباشی؟
And make me out of clay?
و مرا از گل بسازی؟
Why don’t you be the writer
چرا تو نویسنده نباشی؟
And decide the words I say?
و خودت تصمیم بگیری من چه کلماتی بگویم؟
‘Cause I’d rather pretend
چون ترجیح میدهم وانمود کنم
I’ll still be there at the end
که در پایان هنوز آنجا خواهم بود.
Only it’s too hard to ask
فقط درخواست کردنش خیلی سخت است.
Won’t you try to help me?
نمیخواهی سعی کنی به من کمک کنی؟
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- You wait for a silence
معنی: تو منتظر سکوت میمانی.
- wait for = منتظر چیزی/کسی بودن
- silence = سکوت
نکته مهم:
wait for + noun
مثلاً:
I’m waiting for you.
منتظرت هستم.
I’m waiting for the bus.
منتظر اتوبوس هستم.
- I wait for a word
معنی: من منتظر یک کلمه میمانم.
word = کلمه / حرف
اینجا a word احتمالاً معنای استعاری دارد:
منتظر یک حرف، یک پاسخ یا نشانهای از طرف تو هستم.
- Lie next to your frame
معنی: کنار قاب تو دراز میکشم.
lie = دراز کشیدن
دقت کنید:
lie ≠ lay
- lie = دراز کشیدن
- lay = چیزی را گذاشتن
مثال:
I lie on the bed.
روی تخت دراز میکشم.
I lay the book on the table.
کتاب را روی میز میگذارم.
frame = قاب / چارچوب
- Girl unobserved
معنی: دختری که کسی متوجه او نیست.
observe = مشاهده کردن / متوجه شدن
unobserved = بدون اینکه کسی متوجه شود.
ساختار:
un + adjective
مثل:
- happy → unhappy
- known → unknown
- observed → unobserved
- You change your position
معنی: تو موقعیتت را تغییر میدهی.
position = موقعیت / وضعیت / جایگاه
- And you are changing me
معنی: و داری من را تغییر میدهی.
این جمله با Present Continuous ساخته شده:
are changing
یعنی تغییر در حال اتفاق افتادن است.
مقایسه:
You change me.
تو مرا تغییر میدهی.
You are changing me.
تو داری مرا تغییر میدهی.
دومی روی فرایند در حال وقوع تأکید دارد.
- Casting these shadows
معنی: این سایهها را میافکنی.
cast a shadow
= سایه انداختن
cast یکی از افعال بیقاعده است:
cast – cast – cast
در این ترانه، shadow احتمالاً فقط سایه واقعی نیست و میتواند نماد تردید، فاصله، مشکلات یا خاطرات باشد.
- Where they shouldn’t be
معنی: در جایی که نباید باشند.
shouldn’t = should not
should برای بیان:
- توصیه
- انتظار
- چیزی که درست یا مناسب است
استفاده میشود.
You shouldn’t be here.
نباید اینجا باشی.
- We’re interrupted by the heat of the sun
معنی: گرمای خورشید مزاحم و مانع ما میشود.
interrupt = قطع کردن / مزاحم شدن / ایجاد وقفه کردن
be interrupted by
= توسط چیزی دچار وقفه شدن.
مثلاً:
The meeting was interrupted by a phone call.
جلسه با یک تماس تلفنی قطع شد.
- Trying to prevent what’s already begun
معنی: تلاش میکنیم جلوی چیزی را بگیریم که از قبل آغاز شده است.
prevent
= جلوگیری کردن
ساختار بسیار مهم:
prevent + something + from + -ing
مثلاً:
Nothing can prevent me from going.
هیچ چیز نمیتواند مانع رفتن من شود.
already
= قبلاً / از قبل
begun
شکل سوم begin است:
begin – began – begun
- You’re just a body
معنی: تو فقط یک جسم هستی.
- body = بدن / جسم
در متن ادبی، این جمله میتواند معنای عمیقتری داشته باشد؛ گویی گوینده میخواهد شخص مقابل را از احساسات و افکارش جدا کند و فقط به حضور فیزیکی او اشاره کند.
- I can smell your skin
معنی: میتوانم بوی پوستت را حس کنم.
smell = بو کردن / بو دادن
مثلاً:
I can smell coffee.
بوی قهوه را حس میکنم.
- And when I feel it, you’re wearing thin
معنی: و وقتی آن را احساس میکنم، تو داری کمکم از پا درمیآیی.
wear thin
این یک اصطلاح بسیار مهم است.
wear thin یعنی:
کمکم فرسوده شدن / اثر خود را از دست دادن / تحملناپذیر شدن
مثلاً:
My patience is wearing thin.
صبرم دارد تمام میشود.
در متن، این عبارت میتواند استعاری باشد و به فرسوده شدن وضعیت یا رابطه اشاره کند.
- But I’ve got a plan
معنی: اما من نقشهای دارم.
I’ve got = I have
در زبان محاورهای:
I’ve got a car.
ماشین دارم.
I’ve got an idea.
یک ایده دارم.
- Why don’t you be the artist?
معنی: چرا تو هنرمند نباشی؟
این جمله الزاماً سؤال واقعی نیست.
Why don’t you…?
میتواند برای پیشنهاد دادن استفاده شود:
Why don’t you come with us?
چرا با ما نمیآیی؟
= بیا با ما.
در ترانه، گوینده پیشنهاد میکند که طرف مقابل نقش هنرمند را به عهده بگیرد.
- And make me out of clay?
معنی: و مرا از گل بسازی؟
make … out of …
= چیزی را از مادهای ساختن.
مثلاً:
The statue was made out of stone.
مجسمه از سنگ ساخته شده بود.
clay = گل رس
معنای استعاری بسیار جالب است:
گوینده میگوید مرا مانند یک تکه گل در دست بگیر و شکل بده.
یعنی:
تو مرا شکل بده و تعیین کن چه کسی باشم.
- Why don’t you be the writer?
معنی: چرا تو نویسنده نباشی؟
writer = نویسنده
- And decide the words I say?
معنی: و خودت تصمیم بگیری من چه کلماتی بگویم؟
decide = تصمیم گرفتن
ساختار:
decide + what/who/where/how…
مثلاً:
You decide what I should do.
تو تصمیم میگیری من چه کار کنم.
- ‘Cause I’d rather pretend
معنی: چون ترجیح میدهم وانمود کنم.
’cause = because
would rather
یکی از مهمترین ساختارهای مکالمهای:
would rather + verb
= ترجیح دادن که…
I’d rather stay home.
ترجیح میدهم خانه بمانم.
I’d rather not talk.
ترجیح میدهم صحبت نکنم.
- I’ll still be there at the end
معنی: که در پایان هنوز آنجا خواهم بود.
- I’ll = I will
- still = هنوز / همچنان
- at the end = در پایان
- Only it’s too hard to ask
معنی: فقط درخواست کردنش خیلی سخت است.
اینجا only به معنای «فقط» است، اما در این ساختار میتواند حالت:
«مشکل اینجاست که…»
داشته باشد.
- Won’t you try to help me?
معنی: نمیخواهی سعی کنی به من کمک کنی؟
try to + verb
= تلاش کردن برای انجام کاری
Try to understand me.
سعی کن من را درک کنی.
Won’t you…?
در اینجا بیشتر یک درخواست احساسی است:
نمیشود سعی کنی کمکم کنی؟
- Sat on your sofa, it’s all broken springs
معنی: روی مبل تو نشستهام؛ فنرهایش همگی خراب شدهاند.
sofa = مبل
broken springs = فنرهای خراب/شکسته
sat شکل گذشته sit است:
sit → sat → sat
- This isn’t the place for those violin strings
معنی: اینجا جای آن نغمههای ویولن نیست.
violin strings
= سیمهای ویولن
اما در ترجمه ادبی، «نغمههای ویولن» طبیعیتر است.
احتمالاً اشارهای استعاری به موسیقی، احساسات لطیف یا فضای رمانتیک دارد.
- I try out a smile and I aim it at you
معنی: لبخندی را امتحان میکنم و آن را به سمت تو میفرستم.
try out
= امتحان کردن
aim something at someone
= چیزی را به سمت کسی نشانه گرفتن.
در اینجا:
aim a smile at you
یک ترکیب شاعرانه است.
یعنی:
به تو لبخند میزنم، به امید اینکه متوجه شوی.
- You must have missed it
معنی: حتماً متوجهش نشدهای.
must have + past participle
برای حدس قوی درباره اتفاقی در گذشته استفاده میشود.
You must have forgotten.
حتماً فراموش کردهای.
She must have left.
حتماً رفته است.
پس:
You must have missed it.
یعنی:
احتمالاً آن را ندیدی / متوجهش نشدی.
- You always do
معنی: تو همیشه همینطور هستی.
این جمله کوتاه شده است.
در واقع:
You always miss it.
اما چون فعل از جمله قبلی مشخص است، دوباره تکرار نشده.
این نوع حذف در زبان انگلیسی بسیار رایج است.
قسمت پایانی
You wait, I wait, casting shadows, interrupted
تو منتظر میمانی، من منتظر میمانم؛ سایههایی میافکنیم و همهچیز مدام دچار وقفه میشود.
تکرار این جمله فضای اصلی ترانه را نشان میدهد:
تو منتظری.
من منتظرم.
هیچکس قدمی برنمیدارد.
میان ما فاصله و مانعی وجود دارد.
مهمترین اصطلاحات و ساختارهای آموزشی این ترانه
عبارت | معنی |
wait for | منتظر چیزی/کسی بودن |
next to | کنارِ |
change one’s position | موقعیت خود را تغییر دادن |
cast a shadow | سایه انداختن |
interrupt | قطع کردن / وقفه ایجاد کردن |
prevent | جلوگیری کردن |
already | از قبل |
wear thin | فرسوده شدن / اثر خود را از دست دادن |
I’ve got | دارم / مالک هستم |
Why don’t you…? | چرا … نمیکنی؟ / پیشنهاد انجام کاری |
make … out of … | چیزی را از مادهای ساختن |
would rather | ترجیح دادن |
at the end | در پایان |
try to | تلاش کردن برای |
try out | امتحان کردن |
aim … at | به سمت چیزی/کسی نشانه گرفتن |
must have + pp | حتماً … کرده است |
miss | از دست دادن / متوجه نشدن |
سه ساختار خیلی مهم برای یادگیری
- Why don’t you + verb…?
Why don’t you come with me?
چرا با من نمیآیی؟
- I’d rather + verb
I’d rather stay here.
ترجیح میدهم اینجا بمانم.
- must have + past participle
You must have forgotten.
حتماً فراموش کردهای.
این سه ساختار در مکالمه روزمره انگلیسی بسیار کاربردی هستند.





نظرات کاربران