0

پادکست انگلیسی در مورد مدیریت تغییرات

Before change, there must be analysis. Organisational change is a costly and difficult business, and there must be a real business need reason in order to change current practice. Typically, changes are attempts to reach new markets, to improve productivity or to cope with drastically reduced funding. A good analyst will identify the key problem.
Once it’s clear what change is required, a change strategy has to be developed. In other words, somebody needs to say what should be done. Sometimes the idea will come from a visionary within the company, perhaps an imaginative and persuasive member of the management team. Otherwise, the company might bring in a consultant to help them find the right solution. Either way, management should also consult with staff at this stage. There should be meetings to help raise awareness for the need for change and to give employees a chance to suggest their own solutions.
Next comes what’s probably the most problematic stage: implementation. Above all else, making the planned change a reality requires communication. Staff will need to be informed of new procedures and, where necessary, trained in new skills. The most important member of the change management team at this stage is the gatekeeper. It’s their job to be available to staff, to help them deal with problems they may be having with the changes and answer any questions, making the change as painless as possible.
Finally, there’s the consolidation stage. There needs to be a way to collect feedback from employees on how the change is being received. Because there will still be some resistance to the change, even at this stage, someone needs to act as a champion for the innovation. The champion gives encouragement and raises morale by congratulating everyone on a successful changeover and on what’s been achieved.

قبل از تغییر، باید تجزیه و تحلیل انجام شود. تغییر سازمانی یک کار پرهزینه و دشوار است و باید یک دلیل واقعی برای تغییر رویه فعلی در کسب و کار وجود داشته باشد. معمولاً تغییرات تلاشی برای دستیابی به بازارهای جدید، بهبود بهره‌وری یا مقابله با کاهش شدید بودجه هستند. یک تحلیلگر خوب مشکل اصلی را شناسایی می‌کند.
پس از مشخص شدن اینکه چه تغییری مورد نیاز است، باید یک استراتژی تغییر تدوین شود. به عبارت دیگر، کسی باید بگوید چه کاری باید انجام شود. گاهی اوقات ایده از یک فرد آینده‌نگر در شرکت، شاید یک عضو خلاق و متقاعدکننده تیم مدیریت، می‌آید. در غیر این صورت، شرکت ممکن است یک مشاور را برای کمک به یافتن راه‌حل مناسب استخدام کند. در هر صورت، مدیریت باید در این مرحله با کارکنان نیز مشورت کند. باید جلساتی برای افزایش آگاهی در مورد نیاز به تغییر و دادن فرصتی به کارکنان برای ارائه راه‌حل‌های خود برگزار شود.
مرحله بعدی احتمالاً مشکل‌سازترین مرحله است: اجرا. بیش از هر چیز، تحقق تغییر برنامه‌ریزی شده نیاز به ارتباط دارد. کارکنان باید از رویه‌های جدید مطلع شوند و در صورت لزوم، مهارت‌های جدید را آموزش ببینند. مهمترین عضو تیم مدیریت تغییر در این مرحله، دروازه‌بان است. وظیفه آنها این است که در دسترس کارکنان باشند، به آنها کمک کنند تا با مشکلاتی که ممکن است در رابطه با تغییرات داشته باشند، مقابله کنند و به هر سوالی پاسخ دهند و تغییر را تا حد امکان بدون دردسر کنند.
در نهایت، مرحله تثبیت وجود دارد. باید راهی برای جمع‌آوری بازخورد از کارکنان در مورد نحوه پذیرش تغییر وجود داشته باشد. از آنجا که هنوز هم مقداری مقاومت در برابر تغییر وجود خواهد داشت، حتی در این مرحله، کسی باید به عنوان حامی نوآوری عمل کند. حامی با تبریک به همه به خاطر تغییر موفقیت‌آمیز و دستاوردهای آن، آنها را تشویق و روحیه آنها را افزایش می‌دهد.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید