0

پادکست شنیداری انگلیسی B2 – سم‌زدایی دیجیتال

بازدید 548

Presenter: So, we’re back in the studio. Welcome back, everyone. My name’s Rick Walker. From our laptops to our televisions, from the displays on our smartphones to those on our satnavs, we are in front of screens all the time. Have you ever wondered what it would be like to disconnect completely? To choose not to have access to the internet? If you have, you may be in need of a digital detox – a total switch-off from all things digital. The idea of people taking a digital detox is becoming more and more popular, especially amongst young people – and today we’re joined by someone who’s tried a number of digital detox activities and is here to give us some advice about it. Amanda Vince, welcome to the studio.
Amanda: Thank you very much.
Presenter: So, Amanda, you work for a fashion magazine in London, right? I guess your work means you need to be online a lot.
Amanda: Oh, yes. Apart from the hundreds of emails I get every day, I’m always browsing fashion websites, as well as online videos. I also need to be very active online, especially on Twitter and Instagram – sharing what we’re doing in the magazine, interacting with designers, photographers, influencers … it never stops, literally. Then of course there’s my friends and family to keep in touch with online too, and for me, my work grew out of my passion, so friends and work colleagues aren’t two totally separate groups of people and it all gets a bit messy online sometimes. I think I’m online for at least 12 hours a day.
Presenter: So, how did you get the idea for a digital detox?
Amanda: I read a book about it, called Log Off: How to Stay Connected after Disconnecting. The author’s name is Blake Snow. That book gave me some really good advice and made me think about trying to change some of my digital habits. I started with removing distraction.
Presenter: What do you mean by that?
Amanda: That means turning off alerts, buzzes, alarms or notifications of any kind. I had notifications set up for everything, and it meant I was always being forced to look at my phone. Removing all of them except for important contacts helped me focus immediately. The book also made a really good point, that we should ask ourselves ‘Why?’ every time we take out our phone. I realised that most of the times I looked at my phone were because I was trying to avoid or ignore something else happening right in front of me. It was an automatic habit.
Presenter: I have to confess, that happens to me too. But what else are you going to do when you’re standing in line at the bank or waiting for your train?
Amanda: OK, yes, I’m the first to admit that it’s great for helping time go by. But speaking personally, I found I wasn’t just checking my phone to kill time when I was alone. I was also doing it with friends or family around.
Presenter: Hmmm … right. Well, so far, this doesn’t sound too drastic. Turning off notifications and becoming aware of when we use our devices. That sounds easy.
Amanda: Yes, it’s the first step. Once we begin to realise just how much of a grip our devices have on us, then we’re ready to really take the next step. First, my partner and I did a weekend with absolutely no screens. She found it easier than I did. For me, it was a little bit scary at first but it turned out to be a pretty rewarding experience.
Presenter: A whole weekend, huh? I don’t know if I could …
Amanda: I think everyone has to do this at their own pace. If a weekend feels too much, maybe just try for an evening. Then work your way up to more. I guarantee, once you’ve tried it, you’ll want to try it again. We’re going to try for a whole week in the summer.
Presenter: OK, let’s pause there then and see what our listeners have to say. You can call us here directly, or send us a message on any of our social media channels … oops, should I be saying that? Anyway, more after the break.

مجری: خب، ما به استودیو برگشتیم. به همگی خوش آمدید. من ریک واکر هستم. از لپ‌تاپ‌هایمان گرفته تا تلویزیون‌هایمان، از نمایشگرهای گوشی‌های هوشمندمان گرفته تا نمایشگرهای روی دستگاه‌های ناوبری ماهواره‌ای‌مان، ما همیشه جلوی صفحه نمایش‌ها هستیم. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که قطع کامل اینترنت چه حسی دارد؟ اینکه تصمیم بگیرید به اینترنت دسترسی نداشته باشید؟ اگر دارید، ممکن است به یک سم‌زدایی دیجیتال نیاز داشته باشید – یک قطع کامل از همه چیزهای دیجیتال. ایده سم‌زدایی دیجیتال توسط افراد، به ویژه در بین جوانان، روز به روز محبوب‌تر می‌شود – و امروز کسی به ما پیوسته که تعدادی از فعالیت‌های سم‌زدایی دیجیتال را امتحان کرده و اینجا است تا در مورد آن به ما توصیه‌هایی بدهد. آماندا وینس، به استودیو خوش آمدید.
آماندا: خیلی ممنونم.
مجری: خب، آماندا، شما برای یک مجله مد در لندن کار می‌کنید، درست است؟ حدس می‌زنم کار شما به این معنی است که باید زیاد آنلاین باشید.
آماندا: اوه، بله. جدا از صدها ایمیلی که هر روز دریافت می‌کنم، همیشه در حال مرور وب‌سایت‌های مد و همچنین ویدیوهای آنلاین هستم. من همچنین باید در فضای آنلاین، به خصوص در توییتر و اینستاگرام، بسیار فعال باشم – کارهایی که در مجله انجام می‌دهیم را به اشتراک می‌گذارم، با طراحان، عکاسان، اینفلوئنسرها تعامل می‌کنم… این فعالیت‌ها به معنای واقعی کلمه هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند. البته دوستان و خانواده‌ام هم هستند که باید به صورت آنلاین با آنها در ارتباط باشم و برای من، کارم از اشتیاقم نشأت گرفته است، بنابراین دوستان و همکارانم دو گروه کاملاً جدا از هم نیستند و گاهی اوقات همه چیز در فضای آنلاین کمی به‌هم‌ریخته می‌شود. فکر می‌کنم حداقل ۱۲ ساعت در روز آنلاین هستم.
ارائه‌دهنده: خب، چطور ایده سم‌زدایی دیجیتال به ذهنتان رسید؟
آماندا: من کتابی در مورد آن خواندم به نام «خروج از سیستم: چگونه پس از قطع اتصال، متصل بمانیم». نام نویسنده بلیک اسنو است. آن کتاب توصیه‌های واقعاً خوبی به من داد و باعث شد به تغییر برخی از عادات دیجیتالی‌ام فکر کنم. من با حذف حواس‌پرتی شروع کردم.
ارائه‌دهنده: منظورتان از این حرف چیست؟
آماندا: یعنی خاموش کردن هشدارها، زنگ‌ها، آلارم‌ها یا هر نوع اعلانی. من برای همه چیز اعلان‌ها را تنظیم کرده بودم و این به این معنی بود که همیشه مجبور بودم به تلفنم نگاه کنم. حذف همه آنها به جز مخاطبین مهم به من کمک کرد تا فوراً تمرکز کنم. این کتاب همچنین نکته بسیار خوبی را مطرح کرد، اینکه هر بار که تلفن خود را بیرون می‌آوریم باید از خود بپرسیم “چرا؟”. متوجه شدم که بیشتر مواقعی که به تلفنم نگاه می‌کردم به این دلیل بود که سعی می‌کردم از اتفاق دیگری که درست جلوی من رخ می‌داد اجتناب کنم یا آن را نادیده بگیرم. این یک عادت خودکار بود.
ارائه دهنده: باید اعتراف کنم، این اتفاق برای من هم می‌افتد. اما وقتی در صف بانک ایستاده‌اید یا منتظر قطار خود هستید، چه کار دیگری می‌خواهید انجام دهید؟
آماندا: باشه، بله، من اولین کسی هستم که اعتراف می‌کنم که این کار برای کمک به گذر زمان عالی است. اما شخصاً متوجه شدم که وقتی تنها بودم، فقط برای گذراندن وقت تلفنم را چک نمی‌کردم. من این کار را با دوستان یا خانواده‌ام هم انجام می‌دادم.
ارائه دهنده: هوم… درست است. خب، تا اینجا، این خیلی سخت به نظر نمی‌رسد. خاموش کردن اعلان‌ها و آگاه شدن از زمان استفاده از دستگاه‌هایمان. این کار آسان به نظر می‌رسد.
آماندا: بله، این اولین قدم است. وقتی کم‌کم متوجه می‌شویم که دستگاه‌هایمان چقدر روی ما تأثیر می‌گذارند، آماده‌ایم که واقعاً قدم بعدی را برداریم. اول، من و همسرم یک آخر هفته کاملاً بدون صفحه نمایش داشتیم. او این کار را راحت‌تر از من انجام داد. برای من، در ابتدا کمی ترسناک بود، اما تبدیل به یک تجربه بسیار ارزشمند شد.
ارائه‌دهنده: یک آخر هفته کامل، ها؟ نمی‌دانم می‌توانم…
آماندا: فکر می‌کنم هر کسی باید این کار را با سرعت خودش انجام دهد. اگر یک آخر هفته برایتان خیلی زیاد است، شاید فقط یک شب را امتحان کنید. سپس به تدریج تعداد بیشتری را امتحان کنید. تضمین می‌کنم، وقتی آن را امتحان کردید، می‌خواهید دوباره آن را امتحان کنید. ما قرار است در تابستان یک هفته کامل را امتحان کنیم.
ارائه‌دهنده: خب، بیایید همین‌جا مکث کنیم و ببینیم شنوندگان ما چه می‌گویند. می‌توانید مستقیماً با ما تماس بگیرید یا در هر یک از کانال‌های رسانه‌های اجتماعی ما برای ما پیام بفرستید… اوه، آیا باید این را می‌گفتم؟ به هر حال، بیشتر بعد از استراحت.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X