0

دانلود رمان انگلیسی “ماشین تفکر”

عنوان کتاب: The thinking machine
نویسنده: Raymond F. Jones
سال انتشار: 2026
تعداد صفحه: 51
زبان اصلی: انگلیسی
نوع فایل: pdf
حجم فایل: 0.5 مگابایت

قبل از رفتن ریک ترون، برایشان مهمانی گرفتند. این کار منطقی یا حتی کاملاً قانونی نبود. اما آنها آگروس، درجه شش بودند و این چیزی بود که در طبقه آنها انتظار می‌رفت. پلیس نگهبان می‌دانست که این اتفاق در حال رخ دادن است و حتی زحمت تأیید گزارش را به رصدخانه منطقه‌ای هم ندادند. بنابراین پنجره‌های خانه سول هانارا را تاریک کردند و همه مردم مزارع همسایه – دوستانی که ریک ترون از کودکی می‌شناخت – را دعوت کردند و یک مهمانی خداحافظی ترتیب دادند. این یک کار ویژه بود تا نوع احساس خاصی را که نسبت به ریک داشتند نشان دهند. نه اینکه دوست نداشتند همین کار را برای هر کسی که می‌رفت انجام دهند. آنها این کار را می‌کردند. اما برای ریک بود که تمام آن آرزوهای انباشته و سرکوب شده آزاد شد. پدر ریک، سارد ترون، یکی از هواپیماهای باری بزرگ مزرعه را از ریلو به ریگراند هدایت کرد. او به عنوان محموله دام مجوز پرواز را دریافت کرد، اما حتی مأموران راهنمایی و رانندگی هم می‌دانستند که او در طول مسیر ده‌ها خانواده دیگر را از مزارع سوار می‌کند. واقعاً مهم نبود. منطقه لون‌استار از جمله مناطق برتر تولید محصولات کشاورزی در کشور بود. هیچ‌کس نمی‌توانست انتظار داشته باشد که محصولات کشاورزی آن نیز به همان اندازه متمدن باشند. هواپیمای بزرگ متوقف شد، آخرین هواپیما از سه هواپیمای دیگر مهمانانی را برای مهمانی می‌آورد و خانواده‌های کشاورز به سطح جامد مزرعه ریگراند پایین آمدند. آنها می‌توانستند بوی شب‌مانند آب‌های خلیج را استشمام کنند و درخشش دوردست نور ماه را بر روی سطح آن ببینند. ریک همیشه عاشق اینجا بود. از زمانی که پسر بچه‌ای بود آرزو می‌کرد که خانواده‌اش می‌توانستند وظایف خود را به مزرعه‌ای نزدیک‌تر به آب منتقل کنند، اما پدرش منطقه بزرگ و باز ریلو را برای دام و محصولات علوفه‌ای و جمع‌آوری برداشت فراوان ترجیح می‌داد. حالا ریک با هر دو نوع منطقه کار خود را تمام کرده بود. لحظه‌ای در پایین پله‌های هواپیما ایستاد و هوای مرطوب خلیج را به ریه‌هایش کشید. احتمالاً این آخرین شبی بود که او این منطقه فوق‌العاده ریگراند آگرو را می‌دید. “او آنجاست!” او صدای صداها و پاهای در حال دویدن را شنید و شکل‌های افراد متحرک را در نور کم دید. آنها جلو آمدند و به او حمله کردند و به پشتش زدند.

They gave Rick Theron a party before he left. It wasn’t a rational thing to do, or even completely legal. But they were Agros, Sixth Rating, and it was the kind of thing to be expected among their class. The Watch Police knew it was going on, and didn’t even bother to validate the report to the regional observatory. So they darkened the windows in Sol Hanara’s house and invited all the people from the neighboring farms—the friends that Rick Theron had known since he was a child—and gave a farewell party. It was a special doings to show the special kind of feeling they had for Rick. Not that they wouldn’t have liked to do the same thing for everyone who went. They would. But it was for Rick that all those accumulated and repressed desires were unloosed. Rick’s father, Sard Theron, drove one of the farm’s big cargo planes down from Rillo to RiGrand. He got clearance for the flight as a cargo of livestock, but even the traffic officials knew that he was picking up a dozen other families from farms along the way. It didn’t really matter. The Lonestar Region was among the top producing areas in the country. No one could expect its Agros to be civilized as well. The big plane rolled to a stop, the last of three bringing guests to the party, and the farm families climbed down to the solid surface of the RiGrand field. They could smell the night-borne scent of the Gulf waters and see the distant shimmering of moonlight on its surface. Rick had always loved it down here. He’d wished ever since he was a boy that his family could have transferred assignments to a farm nearer the water, but his father preferred the big, open country of Rillo for cattle and roughage crops and the gathering in of a plentiful harvest. Now Rick was through with both kinds of country. He stood a moment at the foot of the plane stairs sucking the moist Gulf air into his lungs. This was probably the last night he’d ever see this wonderful RiGrand Agro area. “There he is!” He heard the sounds of voices and running feet, and saw the shapes of moving figures in the half light. They came up and swarmed over him, slapping him on the back.

این رمان را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:

Download: The thinking machine

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید