0

پادکست شنیداری انگلیسی B1 – مصاحبه‌ای در مورد مهارت‌های شنیداری

بازدید 518

Presenter: So, today’s expert teacher is Gabriella, a university English teacher from Leeds. Gabriella, hi and thanks for joining us today.
Gabriella: Thanks for having me!
Presenter: So, I have to confess today’s topic is something I am really bad at: listening. Most people say speaking is the most stressful part of learning a new language but, for me, with my B1 German, speaking isn’t so bad. At least I’m in control of it. But listening … woah … people speak so fast and it’s like my brain just shuts down. Am I just really strange and bad at listening? Tell me, honestly, I can take it.
Gabriella: No, you’re not strange. In fact, it’s really common. You know, in exams most people do pretty well in speaking compared with listening. Of course, exams are a different situation from real life because in an exam you can’t ask for something to be repeated or explained. You usually have just one or maybe two opportunities to listen to the dialogue and then it’s gone.
Presenter: Right, but in real life I feel stupid always saying, ‘Sorry, can you repeat that, please?’, especially if I still don’t understand even when they repeat it. And people out there listening, I hope you don’t do this – quite often the person just repeats what they said equally as fast and I’m still lost!
Gabriella: They do, don’t they? In real life, you’ve got two strategies. One is to pretend to understand and get out of the conversation as fast as you can.
Presenter: Yep, sounds familiar!
Gabriella: But, obviously that’s not going to help if it’s a conversation with high stakes. It might have important consequences. I mean, if you’re just chatting with a stranger at the bus stop, it doesn’t matter. But imagine you’re at a government office or a bank, trying to find out what paperwork you need to get your ID or open a bank account. What can you do then?
Presenter: I hope you’ve got the answer, Gabriella, because I’m coming out in a cold sweat just thinking about either of those situations!
Gabriella: The other strategy is to summarise what they said.
Presenter: But how can you do that if you didn’t understand what they said?
Gabriella: Ah, well, you only start the summary, so you might say, in German in your case, ‘OK, so the first thing I have to do is …?’ and make it a question. Or, for example, ‘And which office is that again?’ Break it down into smaller questions and the other person will naturally start answering them. That way you’re controlling the conversation a bit more.
Presenter: I get you …

 

ارائه دهنده: خب، معلم متخصص امروز گابریلا، معلم زبان انگلیسی دانشگاه لیدز است. گابریلا، سلام و ممنون که امروز به ما ملحق شدید.
گابریلا: ممنون که دعوتم کردید!
ارائه دهنده: خب، باید اعتراف کنم موضوع امروز چیزی است که من واقعاً در آن بد هستم: گوش دادن. اکثر مردم می‌گویند صحبت کردن استرس‌زاترین بخش یادگیری یک زبان جدید است، اما برای من، با آلمانی سطح B1، صحبت کردن خیلی بد نیست. حداقل من آن را کنترل می‌کنم. اما گوش دادن… وای… مردم خیلی سریع صحبت می‌کنند و انگار مغزم از کار می‌افتد. آیا من واقعاً عجیب و در گوش دادن بد هستم؟ صادقانه به من بگو، می‌توانم تحمل کنم.
گابریلا: نه، تو عجیب نیستی. در واقع، این واقعاً رایج است. می‌دانید، در امتحانات اکثر مردم در صحبت کردن در مقایسه با گوش دادن خیلی خوب عمل می‌کنند. البته، امتحانات شرایط متفاوتی با زندگی واقعی دارند زیرا در امتحان نمی‌توانید درخواست تکرار یا توضیح چیزی را داشته باشید. شما معمولاً فقط یک یا شاید دو فرصت برای گوش دادن به گفتگو دارید و سپس تمام می‌شود. ارائه دهنده: درست است، اما در زندگی واقعی من همیشه احساس حماقت می‌کنم که می‌گویم «ببخشید، می‌توانید دوباره تکرار کنید؟»، مخصوصاً اگر حتی وقتی آنها تکرار می‌کنند، من هنوز متوجه نشوم. و افرادی که آنجا هستند و گوش می‌دهند، امیدوارم شما این کار را نکنید – اغلب اوقات فرد فقط آنچه را که گفته به همان سرعت تکرار می‌کند و من هنوز گم می‌شوم!
گابریلا: آنها این کار را می‌کنند، اینطور نیست؟ در زندگی واقعی، شما دو استراتژی دارید. یکی اینکه وانمود کنید که می‌فهمید و هر چه سریعتر از مکالمه خارج شوید.
ارائه دهنده: بله، آشنا به نظر می‌رسد!
گابریلا: اما، بدیهی است که اگر مکالمه‌ای با ریسک بالا باشد، کمکی نخواهد کرد. ممکن است عواقب مهمی داشته باشد. منظورم این است که اگر فقط با یک غریبه در ایستگاه اتوبوس گپ می‌زنید، مهم نیست. اما تصور کنید که در یک اداره دولتی یا یک بانک هستید و سعی می‌کنید بفهمید که برای دریافت کارت شناسایی یا افتتاح حساب بانکی به چه مدارکی نیاز دارید. در آن صورت چه کاری می‌توانید انجام دهید؟
ارائه دهنده: امیدوارم جواب را گرفته باشی، گابریلا، چون من فقط با فکر کردن به هر یک از این موقعیت‌ها عرق سردی بر پیشانیم می‌نشیند!
گابریلا: راهکار دیگر این است که حرف‌هایشان را خلاصه کنی.
ارائه دهنده: اما اگر حرف‌هایشان را نفهمیده باشی، چطور می‌توانی این کار را بکنی؟
گابریلا: خب، فقط خلاصه را شروع می‌کنی، بنابراین می‌توانی به آلمانی بگویی، در مورد خودت، «خب، اولین کاری که باید بکنم این است که…؟» و آن را به یک سوال تبدیل کنی. یا مثلاً «و آن دوباره کدام دفتر است؟» آن را به سوالات کوچک‌تری تقسیم کن و طرف مقابل به طور طبیعی شروع به پاسخ دادن به آنها خواهد کرد. به این ترتیب کمی بیشتر مکالمه را کنترل می‌کنی.
ارائه دهنده: منظورت را می‌فهمم…

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X