Ah, yeah
آه، آره
Yeah, yeah
آره، آره
Ah, ah (Ah)
آه، آه (آه)
Pale to golden, 오렌지 빛깔 숨을 삼켜
از رنگپریده تا طلایی، نفسهای به رنگ نارنجی رو تو سینهام حبس میکنم
붉게 타는 emotions
احساساتی که دارن سرخ میسوزن (شعلهور میشن)
Overflowing, 담기지 못한 맘이
داره لبریز میشه، این دلی که دیگه نمیتونه احساسات رو تو خودش جا بده
On and on and on
همینطور ادامه داره و ادامه داره
꺼내면 식어버릴까 (Fall in love)
اگه نشونش بدم (ابرازش کنم)، نکنه سرد بشه؟ (عاشق شدن)
더는 숨길 수 없어, 써 내려간 fairy tale
دیگه نمیتونم پنهانش کنم، این افسانهای (قصه پریان) که نوشتم رو
향이 날아가 버릴까 (Fall in love)
نکنه عطرش بپره و از بین بره؟ (عاشق شدن)
혼자 끌어안고 나만, 혼자 끌어 끌어안고 나만 봐온
همونی که تنهایی بغلش کردم و فقط خودم، تنهایی بغلش کردم و فقط خودم تماشاش کردم
Flick, flick, flick one sweet season
ورق میخوره (میگذره)، یک فصلِ شیرین
폭죽이 터진 밤, 귤빛 물들인 밤
شبی که توش آتیشبازی به پا شد، شبی که رنگ نارنگی (نارنجی) به خودش گرفت
Tangerine on my mind
نارنگی (رنگ نارنجی) توی ذهنمه
세상에 울린 chime, 공기가 바뀐 밤
صدای زنگی که تو دنیا پیچید، شبی که حال و هواش عوض شد
Cherish it all inside
همهش رو تو دلم عزیز میشمارم (با ارزش نگهمیدارم)
턱 끝까지 차오른
احساساتی که تا زیر چونهام بالا اومده (دارم لبریز میشم)
할 말 가득히 머금은
پر از حرفاییام که تو دهنم نگه داشتم
내 맘이 이제 보이니
حالا دلم رو میبینی؟
내 맘이 이제 들리니 (Please tell me, tell me)
حالا صدای دلم رو میشنوی؟ (لطفاً بهم بگو، بهم بگو)
선명해져, under the midday sun
واضحتر میشه، زیر آفتابِ وسطِ روز
서서히 스며들어, turn into midnight red
آروم آروم نفوذ میکنه، و تبدیل به سرخیِ نیمهشب میشه
느껴져, 어둠 속에서도 달콤한 꿈
حسش میکنم، یه رویای شیرین حتی تو دلِ تاریکی
Stay with me until the dawn is coming through
باهام بمون تا وقتی که سپیده بزنه (صبح بشه)
꺼내면 식어버릴까 (Fall in love)
اگه نشونش بدم (ابرازش کنم)، نکنه سرد بشه؟ (عاشق شدن)
더는 숨길 수 없어, 써 내려간 fairy tale
دیگه نمیتونم پنهانش کنم، این افسانهای (قصه پریان) که نوشتم رو
향이 날아가 버릴까 (Fall in love)
نکنه عطرش بپره و از بین بره؟ (عاشق شدن)
혼자 끌어안고 나만, 혼자 끌어 끌어안고 나만 봐온
همونی که تنهایی بغلش کردم و فقط خودم، تنهایی بغلش کردم و فقط خودم تماشاش کردم
Flick, flick, flick one sweet season
ورق میخوره (میگذره)، یک فصلِ شیرین
폭죽이 터진 밤, 귤빛 물들인 밤
شبی که توش آتیشبازی به پا شد، شبی که رنگ نارنگی (نارنجی) به خودش گرفت
Tangerine on my mind
نارنگی (رنگ نارنجی) توی ذهنمه
세상에 울린 chime, 공기가 바뀐 밤
صدای زنگی که تو دنیا پیچید، شبی که حال و هواش عوض شد
Cherish it all inside
همهش رو تو دلم عزیز میشمارم
폭죽이 터진 밤, 귤빛 물들인 밤
شبی که توش آتیشبازی به پا شد، شبی که رنگ نارنگی (نارنجی) به خودش گرفت
Tangerine on my mind
نارنگی (رنگ نارنجی) توی ذهنمه
세상에 울린 chime, 공기가 바뀐 밤
صدای زنگی که تو دنیا پیچید، شبی که حال و هواش عوض شد
Cherish it all insidе
همهش رو تو دلم عزیز میشمارم
턱 끝까지 차오른
احساساتی که تا زیر چونهام بالا اومده (دارم لبریز میشم)
할 말 가득히 머금은
پر از حرفاییام که تو دهنم نگه داشتم
내 맘이 이제 보이니
حالا دلم رو میبینی؟
내 맘이 이제 들리니 (Please tell mе, tell me)
حالا صدای دلم رو میشنوی؟ (لطفاً بهم بگو، بهم بگو)





نظرات کاربران