Susanne: Hi, Mario. Can you help me prepare some things for the next month?
Mario: OK, sure. What can I help you with?
Susanne: I need to visit the customer in Germany. It’s important.
Mario: What can I do to help?
Susanne: Can you send an email to the customer? Ask them when I can visit them next week. Please do this first. It’s a priority and very urgent.
Mario: Right. I’ll do it today.
Susanne: Thanks. This next task is also important. Can you invite everyone to the next team meeting?
Mario: Yes, I will.
Susanne: But first you need to book a meeting room. After that, please send everyone an email about it.
Mario: Yes, of course.
Susanne: And finally, can you write a short report about our new project? I have to give a presentation to our managers next month. Please do it when you have time – sometime in the next two or three weeks. It’s not too urgent.
Mario: Sure, no problem. I can do it this week.
Susanne: There’s no hurry. Take your time.
سوزان: سلام ماریو. میتوانی در آماده کردن چند چیز برای ماه آینده به من کمک کنی؟
ماریو: باشه، حتماً. چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟
سوزان: باید به مشتری در آلمان سر بزنم. خیلی مهم است.
ماریو: چه کمکی میتوانم بکنم؟
سوزان: میتوانی برای مشتری ایمیل بفرستی؟ از آنها بپرس که هفته آینده چه زمانی میتوانم به آنها سر بزنم. لطفاً اول این کار را انجام بده. این یک اولویت و خیلی فوری است.
ماریو: درست است. امروز انجامش میدهم.
سوزان: ممنون. این کار بعدی هم مهم است. میتوانی همه را به جلسه بعدی تیم دعوت کنی؟
ماریو: بله، حتماً.
سوزان: اما اول باید یک اتاق جلسه رزرو کنی. بعد از آن، لطفاً برای همه ایمیلی در مورد آن بفرست.
ماریو: بله، البته.
سوزان: و در نهایت، میتوانی یک گزارش کوتاه در مورد پروژه جدیدمان بنویسی؟ من باید ماه آینده برای مدیرانمان ارائه بدهم. لطفاً هر وقت وقت داشتید – حدود دو یا سه هفته آینده – این کار را انجام دهید. خیلی فوری نیست.
ماریو: البته، مشکلی نیست. میتوانم این هفته انجامش بدهم.
سوزان: عجلهای نیست. عجله نکن.





نظرات کاربران