If a plane crashed into my room
اگر یک هواپیما به اتاقم برخورد میکرد،
I wouldn’t even flinch
حتی ذرهای هم تکان نمیخوردم.
I couldn’t try to move
نمیتوانستم حتی سعی کنم حرکت کنم.
My mind is on you
تمام ذهن و فکرم پیش توست.
My mind is on you
تمام ذهن و فکرم پیش توست.
If the streetlight smashed above me
اگر چراغ خیابان بالای سرم خرد و متلاشی میشد،
I wouldn’t move an inch
حتی یک ذره هم تکان نمیخوردم.
Turn the glass into stars
شیشهها را به ستاره تبدیل میکند.
And your face is the moon
و چهره تو ماه است.
And the night turns to you
و شب به تو تبدیل میشود.
‘Cause my mind is on you
چون تمام ذهن و فکرم پیش توست.
You’ve got me caught in a place
تو مرا در وضعیتی گرفتار کردهای،
Panic for a minute
برای لحظهای دچار وحشت میشوم،
Got my brain in a daze
ذهنم را در حالت گیجی و سردرگمی فرو بردهای.
I wish you weren’t in it
ای کاش تو در این وضعیت ذهنی من نبودی.
There are so many ways
راههای بسیار زیادی وجود دارد
To lose your attention
برای از دست دادن توجه تو.
You can break everything
تو میتوانی همه چیز را خراب کنی،
But so I can take anything
اما در عوض، من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
I can take anything
من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
I can take anything
من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
If electric charges shock me
اگر جریانهای الکتریکی به من شوک وارد کنند،
I smile and fold my arms
لبخند میزنم و دستهایم را روی سینهام میگذارم.
I feel nothing new
هیچ چیز تازهای احساس نمیکنم،
Because my mind is on you
چون تمام ذهن و فکرم پیش توست.
My mind is on you
تمام ذهن و فکرم پیش توست.
And if the floor gives way to my shoes
و اگر زمین زیر پاهایم فرو بریزد،
I wouldn’t try to fly
سعی نمیکنم پرواز کنم.
I can’t explain why I feel
نمیتوانم توضیح بدهم چرا چنین احساسی دارم،
I always feel you
اما همیشه حضور تو را احساس میکنم.
I always feel, always feel you
همیشه حضورت را احساس میکنم، همیشه تو را احساس میکنم.
You’ve got me caught in a place
تو مرا در وضعیتی گرفتار کردهای،
Panic for a minute
برای لحظهای دچار وحشت میشوم،
Got my brain in a daze
ذهنم را در حالت گیجی و سردرگمی فرو بردهای.
I wish you weren’t in it
ای کاش تو در این وضعیت ذهنی من نبودی.
There are so many ways
راههای بسیار زیادی وجود دارد
To lose your attention
برای از دست دادن توجه تو.
You can break everything
تو میتوانی همه چیز را خراب کنی،
But so I can take anything
اما در عوض، من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
Your the heat in my bones
تو گرمای استخوانهای منی.
But you break me with stones
اما با سنگهایت مرا میشکنی.
You’re the heat in my bones
تو گرمای استخوانهای منی،
But you break me with your stones
اما با سنگهایت مرا در هم میشکنی.
If a plane crashed into my room
اگر یک هواپیما به اتاقم برخورد میکرد،
I wouldn’t even flinch
حتی ذرهای هم تکان نمیخوردم.
I couldn’t try to move
نمیتوانستم حتی سعی کنم حرکت کنم.
My mind is always on you
تمام ذهن و فکرم همیشه پیش توست.
My mind is always on you
تمام ذهن و فکرم همیشه پیش توست.
Caught in a place
در یک وضعیت گرفتار شدهام،
Panic for a minute
برای لحظهای دچار وحشت میشوم،
Got my brain in a daze
ذهنم در حالت گیجی و سردرگمی است.
I wish you weren’t in it
ای کاش تو در این وضعیت ذهنی من نبودی.
There are so many ways
راههای بسیار زیادی وجود دارد
To lose your attention
برای از دست دادن توجه تو.
You can break everything
تو میتوانی همه چیز را خراب کنی،
But so
اما با این حال…
Even when I’m caught in a place
حتی وقتی در یک وضعیت گرفتار شدهام،
Panic for a minute
برای لحظهای دچار وحشت میشوم،
Got my brain in a daze
ذهنم در حالت گیجی و سردرگمی است.
I wish you weren’t in it
ای کاش تو در این وضعیت ذهنی من نبودی.
There are so many ways
راههای بسیار زیادی وجود دارد
To lose your attention
برای از دست دادن توجه تو.
You can break everything
تو میتوانی همه چیز را خراب کنی،
But so I can take anything
اما در عوض، من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
بخش دوم: آموزش خطبهخط
- If a plane crashed into my room
plane = هواپیما
crash into = با شدت به چیزی برخورد کردن
room = اتاق
crash into
یک ترکیب بسیار کاربردی:
The car crashed into the wall.
ماشین با دیوار تصادف کرد.
ساختار:
crash into + object
پس:
A plane crashed into my room.
یعنی:
یک هواپیما به اتاقم برخورد کرد.
- I wouldn’t even flinch
این جمله بسیار مهم است.
flinch
= از درد، ترس یا شوک ناگهان تکان خوردن
He didn’t even flinch.
او حتی ذرهای هم از جایش تکان نخورد.
wouldn’t
= would not
اینجا ساختار شرطی داریم:
If …, I wouldn’t …
یعنی:
اگر … میشد، من … نمیکردم.
even برای تأکید آمده:
I wouldn’t even flinch.
= حتی ذرهای هم واکنش نشان نمیدادم.
- My mind is on you
یکی از مهمترین اصطلاحات متن.
mind = ذهن / فکر
my mind is on you
تحتاللفظی:
ذهن من روی توست.
اما معنی طبیعی:
تمام فکرم پیش توست.
یا:
تمام حواسم به توست.
- I wouldn’t move an inch
an inch
= یک اینچ
اما:
not move an inch
یک عبارت رایج است:
حتی یک ذره هم تکان نخوردن.
مثلاً:
He didn’t move an inch.
او حتی یک ذره هم تکان نخورد.
پس:
I wouldn’t move an inch.
= حتی یک ذره هم تکان نمیخوردم.
- Turn the glass into stars
turn A into B
ساختار بسیار مهم:
turn + something + into + something
= چیزی را به چیز دیگری تبدیل کردن.
مثلاً:
Water turns into ice.
آب به یخ تبدیل میشود.
در ترانه:
Turn the glass into stars
= شیشه را به ستاره تبدیل میکند.
اینجا تصویر کاملاً شاعرانه است؛ احتمالاً اشاره به تکههای شیشهای دارد که در نور مانند ستاره میدرخشند.
- Your face is the moon
face = چهره
moon = ماه
Your face is the moon.
یعنی:
چهره تو مانند ماه است.
اما شاعرانهتر:
چهره تو ماهِ شب من است.
- ‘Cause my mind is on you
‘Cause
شکل محاورهای:
because
= چون / زیرا
در ترانهها بسیار رایج است.
‘Cause my mind is on you.
= چون تمام فکرم پیش توست.
- You’ve got me caught in a place
get someone caught
= کسی را گرفتار کردن
caught شکل سوم فعل catch است:
catch → caught → caught
مثلاً:
I got caught in the rain.
در باران گرفتار شدم.
در اینجا:
You’ve got me caught…
= تو مرا گرفتار کردهای…
- Panic for a minute
panic
هم اسم است و هم فعل:
panic = وحشت / وحشتزده شدن
I panicked.
وحشت کردم.
for a minute
= برای یک لحظه / برای مدتی کوتاه
پس:
Panic for a minute.
= برای لحظهای دچار وحشت میشوم.
- Got my brain in a daze
daze
= حالت گیجی و منگی
in a daze
= در حالت گیجی و منگی
مثلاً:
He was in a daze after the accident.
بعد از تصادف در حالت گیجی بود.
پس:
You got my brain in a daze.
= تو ذهنم را گیج و سردرگم کردهای.
- I wish you weren’t in it
این ساختار بسیار مهم است.
I wish + past
برای بیان آرزو درباره وضعیت فعلی که برخلاف واقعیت است.
I wish I were there.
ای کاش آنجا بودم.
I wish you weren’t here.
ای کاش اینجا نبودی.
در اینجا:
I wish you weren’t in it.
یعنی:
ای کاش تو در این وضعیت ذهنی من نبودی.
- There are so many ways
there are
= وجود دارند
so many
= اینهمه / بسیار زیاد
There are so many ways.
= راههای بسیار زیادی وجود دارد.
- To lose your attention
lose
= از دست دادن
attention
= توجه
lose someone’s attention
= توجه کسی را از دست دادن.
پس:
There are so many ways to lose your attention.
= راههای زیادی وجود دارد که باعث شود توجه تو را از دست بدهم.
- You can break everything
break فقط «شکستن» نیست.
در زبان استعاری میتواند به معنای:
- خراب کردن
- از بین بردن
- شکستن دل
- درهم شکستن روحیه
باشد.
پس:
You can break everything.
میتواند:
تو میتوانی همه چیز را خراب کنی.
یا شاعرانهتر:
تو میتوانی همه چیز را در هم بشکنی.
- I can take anything
این عبارت بسیار مهم است.
take
در اینجا به معنی «گرفتن» نیست.
take something
میتواند به معنی:
تحمل کردن / تاب آوردن
باشد.
مثلاً:
I can take it.
= میتوانم تحملش کنم.
I can’t take it anymore.
= دیگر نمیتوانم تحملش کنم.
بنابراین:
I can take anything.
= من میتوانم هر چیزی را تحمل کنم.
- If electric charges shock me
electric charge = بار الکتریکی
shock = شوک وارد کردن
The electricity shocked me.
= برق به من شوک وارد کرد.
ساختار:
shock someone
= به کسی شوک وارد کردن.
- I smile and fold my arms
smile
= لبخند زدن
fold one’s arms
= دستها را روی سینه گذاشتن / دست به سینه شدن
He folded his arms.
= او دست به سینه شد.
- I feel nothing new
nothing
= هیچ چیز
new
= جدید / تازه
I feel nothing new.
= هیچ احساس تازهای ندارم.
- Because my mind is on you
بازگشت به عبارت اصلی ترانه:
my mind is on you
یعنی:
تمام فکرم پیش توست.
این عبارت عملاً یکی از محورهای اصلی ترانه است.
- If the floor gives way
این قسمت اصطلاح مهمی دارد.
give way
= فرو ریختن / زیر فشار تسلیم شدن
مثلاً:
The bridge gave way.
= پل فرو ریخت.
پس:
If the floor gives way
= اگر زمین زیر پایم فرو بریزد.
- I wouldn’t try to fly
try to + verb
= سعی کردن کاری را انجام دادن
I try to help.
سعی میکنم کمک کنم.
I wouldn’t try to fly.
= سعی نمیکردم پرواز کنم.
- I can’t explain why I feel
explain why
= توضیح دادن اینکه چرا…
I can’t explain why I feel this way.
= نمیتوانم توضیح بدهم چرا چنین احساسی دارم.
در ترانه، جمله کوتاه شده:
I can’t explain why I feel…
- I always feel you
ترجمه تحتاللفظی:
من همیشه تو را احساس میکنم.
اما در فارسی طبیعیتر:
من همیشه حضور تو را احساس میکنم.
اینجا feel you احتمالاً به معنی احساس حضور یا تأثیر عاطفی شخص مقابل است.
- You’re the heat in my bones
heat = گرما
bones = استخوانها
ترجمه تحتاللفظی:
تو گرمای استخوانهای منی.
اما مفهوم شاعرانه:
تو گرمای وجود منی.
یا:
گرمایت در عمق وجودم نفوذ کرده است.
bones در چنین ترکیب شاعرانهای میتواند نماد عمق وجود انسان باشد.
- But you break me with your stones
stone = سنگ
اما:
break me with your stones
تصویری استعاری است.
ترجمه:
اما با سنگهایت مرا در هم میشکنی.
احتمالاً «سنگ» نمادی از سختی، بیرحمی یا زخمهایی است که طرف مقابل وارد میکند.
جالب است که در یک جمله شخص:
heat
= گرما
است و در جمله بعد:
stones
= سنگ
یعنی کسی که همزمان باعث گرما و آرامش و درد و شکستگی میشود.
- My mind is always on you
تفاوت:
My mind is on you.
و:
My mind is always on you.
always = همیشه
بنابراین:
تمام ذهن و فکرم همیشه پیش توست.
کلمه always شدت وابستگی ذهنی را بیشتر میکند.
⭐ مهمترین اصطلاحات این ترانه
عبارت | معنی |
crash into | با شدت به چیزی برخورد کردن |
flinch | از ترس/درد ناگهان تکان خوردن |
not move an inch | حتی ذرهای تکان نخوردن |
my mind is on you | تمام فکرم پیش توست |
turn A into B | A را به B تبدیل کردن |
get someone caught | کسی را گرفتار کردن |
in a daze | در حالت گیجی و منگی |
I wish + past | ای کاش… |
lose someone’s attention | توجه کسی را از دست دادن |
take it | تحمل کردن |
I can take anything | هر چیزی را میتوانم تحمل کنم |
fold one’s arms | دست به سینه شدن |
give way | فرو ریختن / زیر فشار تسلیم شدن |
try to do | سعی کردن کاری را انجام دادن |
feel someone | حضور/تأثیر کسی را احساس کردن |
break someone | کسی را از نظر روحی درهم شکستن |
سه نکته گرامری کلیدی
- شرطی نوع دوم
If a plane crashed into my room, I wouldn’t even flinch.
= اگر یک هواپیما به اتاقم برخورد میکرد، حتی تکان هم نمیخوردم.
If + past simple → would + verb
- wish برای وضعیت خلاف واقع
I wish you weren’t in it.
= ای کاش تو در آن نبودی.
I wish + past simple
- get + object + past participle
You’ve got me caught.
= تو مرا گرفتار کردهای.
این ساختار برای بیان حالتی که شخص در آن قرار گرفته نیز بسیار رایج است:
I got caught in the rain.
در باران گیر افتادم.
She got caught in traffic.
او در ترافیک گیر افتاد.





نظرات کاربران