0

پادکست شنیداری انگلیسی B1 – تصمیم گیری

بازدید 539

Jani: Thanks for coming, everyone. So, we’re here today to define the timeline for our new project.
Emiko: Yes, Jani, that’s a great idea.
Carolina: OK. What do you need from us?
Emiko: Hold on a moment. I think we need to decide between us what to do, to make sure it works for all departments.
Jani: Yes, exactly, don’t worry. We’re going to discuss this and make a decision together. Let’s first think about the scheduling of each project phase. What do you think, Emiko?
David: Can I interrupt? I think we should first be clear about the process we’ll use to make the decision. How are we going to do it?
Jani: Ah, yes. Good point. Well, I think the best way is for each of you to give your opinion and then we can discuss and make a decision.
David: OK. That sounds good.
Emiko: Yes, that works for me too. I know we’re still planning the structure of the later phases of the project, but I think we should begin phase one as soon as possible. We can work out the rest later, as we go along.
David: I’m sorry, I don’t think so. How can we start phase one if we’re not fully clear on where the rest of the project will take us? We might make a wrong decision and waste time.
Jani: I agree with you on that point, David. However, we’ll waste too much time if we wait until everything is planned before we actually start working on the project. I think we should take an agile approach.
David: Agile approach?
Jani: Well, it means that we start quickly and then adapt as we go along.
Emiko: That’s right.
Jani: Carolina, you’ve been very quiet.
Carolina: Um … I’m sorry. I didn’t want to interrupt. I’m listening … and thinking.
David: Do you agree we should get the plan right first, and then start with phase one?
Carolina: I’m sorry, David. I don’t think I agree with you. It’s important to have a good plan. But plans can change, even the good ones – and business changes often. We need to be flexible, and we also need to move quickly.
Jani: OK. So should we take a vote?
Emiko: Well, you’re the project leader. Let’s go with your decision.
Carolina: Yes, I’ll follow your lead, Jani.
David: Well, I guess that’s decided then. We’ll follow your agile approach, Jani. Start quickly and keep planning the later stages of the project.
Jani: Yes, that’s right.
David: I still don’t think this is the right decision, but I’m happy to go with the majority. We should add some space into the schedule later for additional work this ‘flexibility’ will need.
Jani: Don’t worry, David, we will. OK, so it’s decided then. We’ll start phase one as soon as possible, and in the background we’ll continue planning the later phases and adapt them as we go along.

جانی: از حضور همگی شما متشکریم. خب، ما امروز اینجا هستیم تا جدول زمانی پروژه جدیدمان را تعریف کنیم.
امیکو: بله، جانی، ایده خیلی خوبی است.
کارولینا: باشه. از ما چه می‌خواهید؟
امیکو: یک لحظه صبر کنید. فکر می‌کنم باید بین خودمان تصمیم بگیریم که چه کاری انجام دهیم تا مطمئن شویم که برای همه بخش‌ها مناسب است.
جانی: بله، دقیقاً، نگران نباش. قرار است در مورد این موضوع بحث کنیم و با هم تصمیم بگیریم. بیایید ابتدا در مورد زمان‌بندی هر مرحله از پروژه فکر کنیم. نظرت چیست، امیکو؟
دیوید: می‌توانم حرفت را قطع کنم؟ فکر می‌کنم ابتدا باید در مورد فرآیندی که برای تصمیم‌گیری استفاده خواهیم کرد، شفاف باشیم. چگونه قرار است این کار را انجام دهیم؟
جانی: آه، بله. نکته خوبی است. خب، فکر می‌کنم بهترین راه این است که هر یک از شما نظر خود را بگویید و سپس می‌توانیم بحث کنیم و تصمیم بگیریم.
دیوید: باشه. به نظر خوب می‌آید.
امیکو: بله، برای من هم همینطور است. می‌دانم که هنوز در حال برنامه‌ریزی ساختار مراحل بعدی پروژه هستیم، اما فکر می‌کنم باید هر چه سریع‌تر فاز اول را شروع کنیم. می‌توانیم بقیه را بعداً، در حین انجام کار، حل کنیم.
دیوید: متاسفم، فکر نمی‌کنم. چطور می‌توانیم فاز اول را شروع کنیم اگر کاملاً مشخص نباشد که بقیه پروژه ما را به کجا می‌برد؟ ممکن است تصمیم اشتباهی بگیریم و وقت تلف کنیم.
جانی: دیوید، من در این مورد با شما موافقم. با این حال، اگر منتظر بمانیم تا همه چیز برنامه‌ریزی شود و سپس واقعاً کار روی پروژه را شروع کنیم، زمان زیادی را تلف خواهیم کرد. فکر می‌کنم باید رویکرد چابک را در پیش بگیریم.
دیوید: رویکرد چابک؟
جانی: خب، یعنی اینکه سریع شروع کنیم و سپس در حین انجام کار، خودمان را وفق دهیم.
امیکو: درست است.
جانی: کارولینا، خیلی ساکت بودی.
کارولینا: امم… متاسفم. نمی‌خواستم حرفت را قطع کنم. دارم گوش می‌دهم… و فکر می‌کنم.
دیوید: آیا موافقی که اول باید برنامه را درست تنظیم کنیم و بعد از مرحله اول شروع کنیم؟
کارولینا: متاسفم، دیوید. فکر نمی‌کنم با تو موافق باشم. داشتن یک برنامه خوب مهم است. اما برنامه‌ها می‌توانند تغییر کنند، حتی برنامه‌های خوب – و کسب و کار اغلب تغییر می‌کند. ما باید انعطاف‌پذیر باشیم و همچنین باید سریع حرکت کنیم.
جانی: باشه. پس باید رأی‌گیری کنیم؟
امیکو: خب، تو رهبر پروژه هستی. بیا با تصمیم تو پیش برویم.
کارولینا: بله، من از تو پیروی می‌کنم، جانی.
دیوید: خب، فکر می‌کنم پس تصمیم گرفته شده است. ما رویکرد چابک تو را دنبال خواهیم کرد، جانی. سریع شروع کن و به برنامه‌ریزی مراحل بعدی پروژه ادامه بده.
جانی: بله، درست است.
دیوید: من هنوز فکر نمی‌کنم این تصمیم درستی باشد، اما خوشحالم که با اکثریت موافق باشم. باید بعداً برای کارهای اضافی که این «انعطاف‌پذیری» نیاز دارد، کمی فضا به برنامه اضافه کنیم.
جانی: نگران نباش دیوید، انجامش می‌دهیم. باشه، پس تصمیم گرفته شد. در اسرع وقت فاز اول را شروع می‌کنیم و در پس‌زمینه به برنامه‌ریزی فازهای بعدی ادامه می‌دهیم و آنها را در طول مسیر تطبیق می‌دهیم.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X