I knew you through the daze of the blades of the grass in summer
میشناختمت، از میون حال و هوای گیجکنندهی سبزهزارهای تابستون
Parachutes for the free fall of being younger
مثل یه چتر نجات برای سقوط آزادِ جوونی
I memorized the sound of your bare footsteps
صدای قدمهای پابرهنهت رو حفظ کرده بودم
Running wild, it’s been a long time
که آزادانه میدویدیم، خیلی وقت پیش بود
Life has ways of leaving those days behind
زندگی یه راههایی بلده که اون روزا رو پشت سر جا بذاره
But seeing you tonight
اما امشب که دیدمت…
I remembered I loved you
یادم اومد که دوستت داشتم
Came back when it mattered, I saw you
دقیقاً همون وقتی که مهم بود برگشتی، دیدمت
Standing there in the light of the window wearing that same smile
که اونجا تو نور پنجره با همون لبخند همیشگی ایستاده بودی
Man, it’s been a while
پسر، خیلی وقت گذشته (عجب مدتی گذشت)
But I knew it, I knew you
اما میدونستم، من میشناختمت
I knew it, I knew you
میدونستم، من میشناختمت
I knеw you, all your blues like a mood ring changing colors
میشناختمت، تموم غمهات مثل یه انگشترِ حسنما (که با تغییر حال آدم رنگ عوض میکنه) رنگ عوض میکرد
You did too, therе were times we could fight like brothers
تو هم همینطور، وقتایی بود که میتونستیم مثل دو تا برادر با هم دعوا کنیم
I watched you drive around the bend for
تماشات کردم که پیچ جاده رو دور زدی
What I thought would be the last time I saw my friend
و فکر کردم این آخرین باریه که دوستم رو میبینم
But love has ways of bringing things back to life
اما عشق یه راههایی بلده که همهچی رو دوباره زنده کنه
All you said was, “Hi”
”تنها چیزی که گفتی این بود: “سلام
And I remembered I loved you
و یادم اومد که دوستت داشتم
Came back when it mattered, I saw you
دقیقاً همون وقتی که مهم بود برگشتی، دیدمت
Standing there in the light of the window wearing that same smile
که اونجا تو نور پنجره با همون لبخند همیشگی ایستاده بودی
Man, it’s been a while
پسر، خیلی وقت گذشته
But I knew it, I knew you (I knew, I knew)
اما میدونستم، من میشناختمت (میدونستم، میدونستم)
I knew it, I knew you (I knew, I knew)
میدونستم، من میشناختمت (میدونستم، میدونستم)
I knew it, I knew you (I knew, I knew)
میدونستم، من میشناختمت (میدونستم، میدونستم)
Ooh
اوه
Oh, the rivers I cried when we said goodbye
آه، وقت خداحافظی به اندازهی رودخونهها اشک ریختم
Wondering if I’d made it up in my mind
با خودم فکر میکردم نکنه همهی اینا رو تو ذهنم ساخته بودم (توهم بوده)
But now you look me in the eye
اما حالا داری تو چشمام نگاه میکنی
And you told me I loved you
و بهم گفتی که دوستت داشتم
Came back when it mattered, I saw you
دقیقاً همون وقتی که مهم بود برگشتی، دیدمت
Standing there in the light of the window wearing that same smile
که اونجا تو نور پنجره با همون لبخند همیشگی ایستاده بودی
Yeah, it’s been a while, oh-oh
آره، خیلی وقت گذشته، اوه-اوه
Wearing that same smile
با همون لبخند همیشگی
Man, it’s been a while (Man, it’s been a while)
پسر، خیلی وقت گذشته (پسر، خیلی وقت گذشته)
Wearing that same smile
با همون لبخند همیشگی
Man, it’s been a while
پسر، خیلی وقت گذشته
But I knew it, I knew you (Ooh, I knew you, I knew)
اما میدونستم، من میشناختمت (اوه، میشناختمت، میدونستم)
I knew it, I knew you
میدونستم، من میشناختمت
Wearing that same smile (Ooh, I knew you, I knew)
با همون لبخند همیشگی (اوه، میشناختمت، میدونستم)
I knew it, I knew you (Ooh, I knew you, I knew)
میدونستم، من میشناختمت (اوه، میشناختمت، میدونستم)
I knew it, I knew you (Ooh, I knew you, I knew)
میدونستم، من میشناختمت (اوه، میشناختمت، میدونستم)
I knew it
میدونستم





نظرات کاربران