0

دانلود رمان انگلیسی “مردان پاک”

بازدید 808
  • عنوان کتاب: Pure Men A Novel
  • نویسنده: Mohamed Mbougar Sarr
  • سال انتشار: 2026
  • تعداد صفحه: 131
  • زبان اصلی: انگلیسی
  • نوع فایل: pdf
  • حجم فایل: 1.33 مگابایت

ویدیویی که چند روز گذشته همه جا پخش شده رو دیدی؟ تنها چیزی که می‌خواستم این بود که در مستی بعد از ارگاسمم به خواب بروم. افسوس. در این دنیا، همیشه یک آدم خیرخواه هست که، با بی‌رحمی، می‌خواهد تو را هوشیار کند. صدا مصرانه گفت: «تقریباً روی همه تلفن‌های همراه کشور هست.» ظاهراً، حتی قبل از اینکه پخشش قطع شود، یک ایستگاه تلویزیونی آن را پخش کرد… پس چاره‌ای نبود. مجبور شدم به اتاق خوابم برگردم، جایی که بوی عرق زیر بغل و سیگار در هوا پیچیده بود، هرچند که در واقع، توسط بوی غلیظ سکس، سکس او، خفه شده بود. می‌توانستم بوی مقاربت او را از میان هزاران بو تشخیص دهم، یک امضای بویایی منحصر به فرد که دریای آزاد را تداعی می‌کرد، مانند چرخشی از عود که از آسمان‌ها پایین می‌ریزد… هوا تاریک شده بود. از زمانی که هنوز می‌شد ساعت را حدس زد، گذشته بود. شب. و با این حال، صداهای بیرون از خانه حاضر به محو شدن نبودند. صدای آنها، همخوانی نامفهوم مردمی خسته بود که با این وجود مدت‌ها پیش اشتهای خود را برای خواب از دست داده بودند. آنها صحبت می‌کردند، اگر بتوان آن را اینطور نامید: جملات بدون شروع یا پایان، مونولوگ‌های ناقص، دیالوگ‌های بی‌پایان، زمزمه‌های نامفهوم، طغیان‌های کرکننده، اصوات نامحتمل، نام‌آوای‌های مبتکرانه، موعظه‌های شبانه دیوانه‌کننده، اظهارات رقت‌انگیز از عشق، وقیح‌ترین نفرین‌ها. حرف بزنید. نه، قطعاً نه، جملاتشان را مثل سس‌های چرب آب دهانشان راه افتاده بود، جملاتی که اتفاقاً بدون توجه به معنا، فقط با دفع چیزی که در غیر این صورت حکم اعدامشان بود، مشغول بودند: سکوت. سکوت وحشتناکی که هر به اصطلاح گوینده‌ای را مجبور می‌کرد تا بررسی کند که واقعاً چه کسی است. آنها چای می‌نوشیدند، ورق بازی می‌کردند، تسلیم کسالت و بیکاری می‌شدند، اما با ظاهری از کلاس، با ظرافتی ریاکارانه که ناتوانی را به عنوان انتخابی که برخی با غرور آن را عزت می‌نامند، قاب می‌گیرد. مزخرف. آنها تمام وزن وجودشان را روی هر جمله، هر حرکتی می‌گذاشتند، جز اینکه زندگی‌شان اصلاً وزنی نداشت. ترازوی سرنوشت حتی تکان هم نمی‌خورد. عقربه همیشه روی صفر بود. وحشتناک‌ترین قسمت این بود که این مبارزه تا سر حد مرگ روی صحنه‌ای باشکوه که شایسته‌ی ریسک باشد، در حال وقوع نبود. نه، در گمنامی وسیع خیابان‌های کثیف و شن‌زار پوشیده در تاریکی اتفاق می‌افتاد. به همین ترتیب، همه آنها اگر می‌توانستند یکدیگر را ببینند، خودکشی می‌کردند. همین هم به اندازه کافی غم‌انگیز بود. آنها منتظر بودند. خدا می‌داند برای چه. گودو. بربرها. تاتارها. سیرت‌ها. برای اینکه حیوانات وحشی رأی بدهند. خدا می‌داند برای چه کسی. هر بار که یکی از آنها می‌خندید، انگار یک چراغ خطر را که در آسمان منفجر می‌شود، پرتاب می‌کردند. برخی این را تحسین‌برانگیز می‌دانند. فقط به آن مردم شجاع نگاه کنید! با وجود همه اینها می‌خندند! آنها با ایمان خود به زندگی، مرگ را به مبارزه می‌طلبند! افتخار در فقر و غیره! و بنابراین، قلب‌ها به جوش می‌آیند، ستایش‌ها اعطا می‌شوند، نیم‌تنه‌های باشکوه تراشیده می‌شوند. اما اگر از من بپرسید، مجسمه‌ها فقط باید برای مردگان، برای قهرمانان یا ستمگران ساخته شوند. این ساکنان شب صرفاً فقیر و بدبخت بودند. آیا من جرات داشتم شجاعت واهی آنها را افشا کنم؟

Have you seen the video that’s been going around the past few days?” All I wanted was to fall asleep in my post-orgasmic inebriation. Alas. In this world, there’s always that one charitable soul who, rather uncharitably, wants to sober you up. The voice was insistent: “It’s on nearly every cell phone in the country. Apparently, some TV station even broadcast it before they got cut off…” No choice, then. I was obliged to return to my bedroom, where the smell of underarm perspiration and cigarettes lingered in the air, though overpowered, smothered in fact, by the dense spoor of sex, of her sex. I could have recognized her coital scent among a thousand, a unique olfactory signature that evoked the open sea, like a swirl of incense drifting down from the heavens…It was getting dark. Past the time when you could still guess the hour. Night. And yet, the voices outside refused to fade. Theirs was the garbled chorus of a tired people who had nonetheless lost their appetite for sleep long ago. They were talking, if you can call it that: sentences without start or finish, incomplete monologues, never-ending dialogues, inaudible murmurs, deafening outbursts, implausible interjections, ingenious onomatopoeias, maddening nocturnal sermons, pitiful declarations of love, the obscenest of curses. Talk. No, decidedly not, they slobbered their sentences like greasy sauces, which were dribbling out, incidentally, without regard for meaning, preoccupied only with warding off what would have otherwise been their death sentence: silence. The terrifying silence that would have forced every so-called talker to examine who they really were. They drank tea, played cards, surrendered to boredom and idleness but with a semblance of class, with the disingenuous elegance that frames powerlessness as a choice that some loftily call dignity. Bullshit. They were putting the entire weight of their existence into every sentence, every gesture, except that their lives weighed nothing at all. The scale of destiny didn’t even quiver. The needle always at zero. The most terrible part was that this fight to the death wasn’t unfolding on a majestic stage worthy of the stakes. No, it was taking place in the vast anonymity of filthy, sandstrewn streets cloaked in darkness. Just as well, they all would have committed suicide if they could have seen one another. It was sad enough as it was. They were waiting. God knows for what. Godot. The Barbarians. The Tartars. The Syrtes. For the wild beasts to vote. God knows for whom. Every time one of them laughed, it was as if they were throwing up a distress beacon that exploded in the sky. Some find that admirable. Just look at those brave people! Laughing despite it all! They defy death with their faith in life! Honor in poverty, etc.! And so, hearts are stirred, accolades bestowed, regal busts carved. But if you ask me, statues should only be erected for the dead, for heroes or tyrants. These inhabitants of the night were simply poor and miserable. Though did I have the heart to expose their illusory courage?

این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:

Download: Pure Men

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X