- عنوان کتاب: The Secret Dowry
- نویسنده: K.C. Cowan
- سال انتشار: 2026
- تعداد صفحه: 237
- زبان اصلی: انگلیسی
- نوع فایل: pdf
- حجم فایل: 1.38 مگابایت
شارلوت کندال در حالی که در مسیر باریک میان چمنزار که او را به خانه بازمیگرداند، قدم میزد، آهنگی شاد را زمزمه میکرد. او جعبه چوبی حاوی رنگهای آبرنگ، قلمموها، کاغذ و سهپایهاش را در کنار خود تکان میداد. در ماه مه، هوا به ندرت به اندازه کافی خوب بود که بتوان در فضای باز نقاشی کرد، اما آنها از یک هفته هوای غیرمعمول گرم لذت برده بودند، بنابراین شارلوت اسپنسر خود را پوشید و با شجاعت به زمین شبنمزده رفت تا سعی کند تصویر خوبی از تپهها و مراتع اطراف ایجاد کند. شارلوت با دیدن گلهای وحشی بهاری درخشان که در چمنها پراکنده بودند، وسوسه شد که بایستد و آنها را نقاشی کند. اما، با آگاهی از اینکه پدرش احتمالاً از غیبت طولانی او در آن روز ناراحت خواهد شد، با اکراه به راه خود ادامه داد. وقتی به تپه مشرف به ملک خانوادگیاش رسید، طبق معمول مکث کرد تا منظره خانه کلیتون – تنها خانهای که تا به حال شناخته بود – را تحسین کند. عمارت سنگی بزرگ نبود، اما همه موافق بودند که با دو بال و پنجرههای بلند و سربی در جلو، تناسبات بینظیری دارد. یک فضای وسیع و بزرگ در مقابل این سازهی زیبا، در مکانی زیبا و دور از جادهی اصلی قرار داشت. این ملک در سه طرف خانه باغهای رسمی و یک منطقهی بکر و وحشی در آن سوی باغ پشتی داشت که تا زمینهای جنگلی امتداد مییافت. ملک پدرش بزرگ یا ارزشمند نبود، اما برای شارلوت، خانهی کلیتون به سادگی بینقص بود. او قسم خورد که روزی سعی خواهد کرد زیبایی آن را به تصویر بکشد، اما نه تا زمانی که مطمئن شود حق مطلب را ادا میکند. او با خوشحالی آهی کشید و زمزمههایش در حالی که به سمت خانه میرفت، به آواز تبدیل شد. شارلوت وارد خانهی کلیتون شد و خانم ویلسون، سرایدار، را دید که در راهروی ورودی پرسه میزد. زن مسنتر زمزمه کرد: «بالاخره اینجایید، خانم شارلوت. پدرتان از زمان ناهار هر نیم ساعت یک بار شما را صدا میزند.»
CHARLOTTE KENDALL HUMMED a lively tune as she made her way along the narrow path through the grassy field that would lead her back home. She swung the wooden box containing her watercolor paints, brushes, paper, and lap easel beside her as she strolled. The weather was seldom fine enough to paint out of doors in May, but they had enjoyed a week of unusually warm weather so Charlotte had put on her Spencer and braved the dewy ground to try to render a good likeness of the nearby hills and meadows. Noticing the abundance of bright spring wildflowers peppering the grass, Charlotte was tempted to stop to paint them. But, aware that her father would likely be vexed over her long absence that day, she reluctantly continued on. As she reached the rise overlooking her family’s property, she paused, as she always did, to admire the view of Clayton House—the only home she had ever known. The stone manor was not large, but everyone agreed it had perfect proportions with its two wings and tall, leaded windows across the front. A grand sweep before the elegant structure was also nicely situated far off the main road. The property had formal gardens on three sides of the house and an un-landscaped, wildish area beyond the rear garden which stretched to the wooded grounds. Her father’s estate was not large or valuable, but to Charlotte, Clayton House was simply perfect. Someday, she vowed, she would attempt to capture its beauty, but not until she was confident of doing it justice. She sighed happily, and her humming turned into singing as she made her way home. Charlotte entered Clayton House to find the housekeeper, Mrs. Wilson, hovering in the entry hall. “There you are, Miss Charlotte—at last,” the older woman whispered. “Your father’s been asking for you every half hour since lunch.”
این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:
Download: The Secret Dowry





نظرات کاربران