[Verse 1]
My day was so mundane, I don’t think I left the house
روزم آنقدر پیشپاافتاده و کسالتبار بود که فکر نکنم از خانه بیرون زده باشم
Drank a pot of coffee, tried to write, nothing came out
یک قوری کامل قهوه نوشیدم، سعی کردم بنویسم، اما هیچ چیز بیرون نیامد
Somehow, it’s the weekend, I’m still bored out of my skull
یکجورهایی آخر هفته است، اما هنوز تا مغزِ استخوان حوصلهام سر رفته
And I went to a party but only on principle
و به یک مهمانی رفتم، اما فقط به خاطر رودربایستی
[Pre-Chorus]
Empty, look at me
تهی و پوچ، به من نگاه کن
[Chorus]
I’m a zombie in my body, I’m a train off of the track
در کالبد خودم یک زامبیام، قطاری از ریل خارج شده
I feel dirty, I feel rotten, and the colors are all flat
احساس کثیفی میکنم، احساس میکنم گندیدهام، و رنگها همگی مات و بیروحند
I’m a sad shell of a woman and I’ve got maggots for brains
پوستهٔ غمگینی از یک زنم و مغزم را کرمها خوردهاند
(استعاره از اینکه ذهنش تهی و فاسد شده، توانایی فکر کردن ندارد.)
But that’s just a thing that happens when my
اما این اتفاقیست که میافتد وقتی که
When my baby goes away
وقتی عزیزترینم میرود
When my baby goes away
وقتی یارم از پیشم میرود
He goes away
او میرود و دور میشود
[Verse 2]
Everything feels moldy like the fruit that’s in my fridge
همهچیز بوی کپک میدهد، درست مثل میوههایی که توی یخچال مانده
And everything that’s funny, I wish I could tell to him
و هر چیز بامزهای که پیش میآید، آرزو دارم بتوانم برایش تعریف کنم
And sometimes, at a low point, I even wish for a tragedy
و گاهی، در بدترین لحظهها، حتی آرزوی یک فاجعه را میکنم
‘Cause I know he’d come over and take real good care of me
چون میدانم که او برمیگردد پیشم و حسابی ازم مراقبت میکند
[Pre-Chorus]
It’s so weird, he’s not here
خیلی عجیب است که او اینجا نیست
[Chorus]
(تکرار Chorus نخست)
[Bridge]
What can I do
چه کاری از دستم برمیآید
?But think of you
جز اینکه به تو فکر کنم؟
But think of you? (But think of you?)
جز اینکه در خیال تو غرق شوم؟ (جز خیال تو؟)
What can I do
چه میتوانم بکنم
But think of you? (All I can do)
جز اندیشیدن به تو؟ (تنها کاری که میتوانم)
But think of you? (But think of)
جز فرو رفتن در فکر تو؟ (جز فکر کردن به)
[Chorus]
I’m a zombie in my body, I’m a train off of the track
در کالبد خویش زامبیام، قطاری از ریل خارج شده
I feel dirty, I feel rotten, and the colors are all flat
احساس کثیفی میکنم، احساس میکنم گندیدهام، و رنگها همگی مات و بیروحند
I’m a sad shell of a woman and I’ve got maggots for brains
پوکهای غمزده از یک زنم، با ذهنی که کرم برداشته
But that’s just a thing that happens when my
اما این همان بلاییست که سرم میآید وقتی
When my baby goes away
وقتی که دلبرم میرود و تنهایم میگذارد
[Post-Chorus]
What can I do (When my baby goes away)
چه کار میتوانم بکنم (وقتی یارم از کنارم میرود)
?But think of you
به جز آنکه غرق در اندیشهٔ تو شوم؟
But think of you? (Away, when my baby goes away)
به جز آنکه همهٔ وجودم متوجه تو باشد؟ (میرود، وقتی که عزیزم میرود)
What can I do (When my baby goes away)
چه از دستم ساخته است (وقتی محبوبم ترکم میکند)
?But think of you
جز اینکه بیوقفه به تو بیندیشم؟
But think of you? (Away)
جز اینکه یکسره در فکر تو باشم؟ (دور)





نظرات کاربران