I don’t wanna be left behind
نمیخوام عقب بمونم
Distance was a friend of mine
دوری و فاصله یکی از دوستای من بود
Catching breath in a web of lies
داشتم وسط تار و پود دروغها نفسی تازه میکردم
I’ve spent most of my life
بیشترِ عمرم رو گذروندم
Riding waves, playing acrobat
با موجها سواری کردم و آکروباتبازی کردم
Shadowboxing the other half
با نیمهی دیگهی خودم سایهبوکس میکردم
Learning how to react
یاد میگرفتم چطور واکنش نشون بدم
I’ve spent most of my time
بیشترِ وقتم رو گذروندم
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم رو تازه میکردم، رهاش میکردم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکردم
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدونی، این زندگی منه؛ نمیذارم کسی بهم بگه چطور باید زندگی کنم
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره، برای این چیزها وقت ندارم
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیذارم ناامیدم کنن، حالا همهچیز خیلی ساده شده
Addicted to the love I found
به عشقی که پیدا کردم معتاد شدم
Heavy heart, now a weightless cloud
قلب سنگینم حالا مثل یه ابر بیوزن شده
Making time for the ones that count
برای آدمهایی که واقعاً برام مهمن وقت میذارم
I’ll spend the rest of my time
بقیهی وقتم رو صرف میکنم
Laughing hard with the windows down
با شیشههای پایین، از ته دل میخندم
Leaving footprints all over town
ردپاهام رو همهجای شهر به جا میذارم
Keeping faith kinda comes around
بالاخره دوباره نوبت حفظ ایمان و امید میرسه
I’ll spend the rest of my life
بقیهی عمرم رو صرف میکنم
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم رو تازه میکنم، رهاش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدونی، این زندگی منه؛ نمیذارم کسی بهم بگه چطور باید زندگی کنم
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره، برای این چیزها وقت ندارم
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیذارم ناامیدم کنن، حالا همهچیز خیلی ساده شده
You helped me see
تو کمکم کردی ببینم
The beauty in everything
زیبایی رو در همهچیز ببینم
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم رو تازه میکنم، رهاش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدونی، این زندگی منه؛ نمیذارم کسی بهم بگه چطور باید زندگی کنم
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of this show
نفسم رو تازه میکنم، رهاش میکنم و برای ادامهی این نمایش، چشمپوشی میکنم
Now that you know, this is my life, I won’t be told what’s supposed to be right
حالا که میدونی، این زندگی منه؛ نمیذارم کسی بهم بگه چه چیزی درسته و چه چیزی باید باشه
Catch my breath!
نفسی تازه میکنم!
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره، برای این چیزها وقت ندارم
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now (it’s all so simple now!)
نفسی تازه میکنم؛ نمیذارم ناامیدم کنن، حالا همهچیز خیلی ساده شده (حالا همهچیز خیلی ساده شده!)
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم رو تازه میکنم، رهاش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدونی، این زندگی منه؛ نمیذارم کسی بهم بگه چطور باید زندگی کنم
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتونه جلوم رو بگیره، برای این چیزها وقت ندارم
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیذارم ناامیدم کنن، حالا همهچیز خیلی ساده شده
بخش دوم: ترجمه آموزشی
1
I don’t wanna be left behind
نمیخوام置 عقب بمونم / نمیخوام از بقیه جا بمونم.
- I don’t wanna = نمیخوام
- wanna شکل محاورهای want to است.
- be left behind = عقب گذاشته شدن،置 عقب ماندن، از بقیه جا ماندن
- left behind یک اصطلاح است و فقط به معنی «در عقب قرار گرفتن» نیست؛ میتواند مفهوم «از بقیه عقب افتادن» داشته باشد.
2
Distance was a friend of mine
دوری و فاصله، زمانی دوست من بود.
- distance = فاصله، دوری
- was = بود
- a friend of mine = یکی از دوستان من / دوستی از من
- ساختار a friend of mine از نظر انگلیسی طبیعیتر از a friend of me است.
3
Catching breath in a web of lies
در میان تار و پود دروغها، نفسی تازه میکردم.
- catch one’s breath = نفس تازه کردن، نفسی چاق کردن
- catching = در حال گرفتن / تازه کردن
- breath = نفس
- web of lies = شبکهای از دروغها / تار و پود دروغها
- web = تار، شبکه
- lies = دروغها
اینجا web of lies یک تعبیر تصویری است؛ یعنی فرد در میان دروغهای پیچیده گرفتار شده است.
4
I’ve spent most of my life
بیشترِ عمرم را گذراندهام.
- I’ve spent = گذراندهام
- spend time = وقت گذراندن
- most of = بیشترِ
- my life = زندگیام / عمرم
ساختار:
spend + time/life + doing something
یعنی: «وقت/عمر را صرف انجام کاری کردن».
5
Riding waves, playing acrobat
موجسواری میکردم و آکروباتبازی میکردم.
- riding = سوار شدن / سواری کردن
- waves = موجها
- ride the waves = روی موجها سواری کردن / موجسواری کردن
- playing acrobat = آکروباتبازی کردن
این خط ادامهی جملهی قبلی است:
I’ve spent most of my life riding waves…
«بیشتر عمرم را صرف موجسواری… کردهام.»
6
Shadowboxing the other half
با نیمهی دیگرم سایهبوکس میکردم.
- shadowboxing = سایهبوکس کردن
- shadow = سایه
- boxing = بوکس کردن
- the other half = نیمهی دیگر
Shadowboxing در معنای استعاری میتواند مبارزه با چیزی نامشخص، یا مبارزه با بخشی از خود انسان باشد.
7
Learning how to react
یاد میگرفتم چطور واکنش نشان بدهم.
- learning = یاد گرفتن
- how to = چگونه / چطور
- react = واکنش نشان دادن
ساختار:
learn how to + verb
= یاد گرفتن که چگونه کاری را انجام دهیم
مثلاً:
I learned how to swim.
یاد گرفتم چطور شنا کنم.
8
I’ve spent most of my time
بیشترِ وقتم را گذراندهام.
- I’ve spent = گذراندهام
- most of my time = بیشترِ وقتم
این جمله نیز مانند خط قبلی، ادامهی خود را در خطوط بعدی دارد.
9
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم را تازه میکردم، رهایش میکردم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکردم.
- catch my breath = نفسی تازه کردن
- let it go = رهایش کردن / بیخیالش شدن
- turn my cheek = روی برگرداندن / چشمپوشی کردن
- for the sake of = به خاطرِ / برایِ
- the show = نمایش
نکته مهم:
turn the other cheek یک اصطلاح معروف انگلیسی است و مفهوم «در برابر بدی واکنش نشان ندادن / گذشت کردن» دارد.
بنابراین اینجا turning my cheek را نباید صرفاً «گونهام را برگرداندن» ترجمه کرد.
10
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدانی، این زندگی من است؛ نمیگذارم کسی به من بگوید که زندگیام باید به شکل خاصی باشد.
- now that = حالا که
- you know = تو میدانی
- this is my life = این زندگی من است
- I won’t = من نخواهم / نمیخواهم
- be told = به من گفته شود
- it’s supposed to be = قرار است / انتظار میرود که باشد
- right = درست
be supposed to یک ساختار بسیار مهم است:
You are supposed to be here.
قرار است اینجا باشی.
در این ترانه، گوینده میگوید نمیخواهد دیگران برای زندگی او تعیین کنند که چه چیزی «درست» است.
11
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتواند جلوم را بگیرد؛ برای این چیزها وقت ندارم.
- catch my breath = نفسی تازه کردن
- no one = هیچکس
- hold me back = جلوم را گرفتن / مانعم شدن
- I ain’t got = من ندارم
- time for that = برای آن وقت
ain’t بسیار محاورهای است و در اینجا:
I ain’t got time
= I don’t have time
= وقت ندارم.
12
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیگذارم آنها ناامیدم کنند؛ حالا همهچیز خیلی ساده شده.
- won’t let = اجازه نخواهم داد
- them = آنها را / به آنها
- get me down = مرا ناراحت یا ناامید کنند
- simple = ساده
- now = حالا
get someone down اصطلاح است:
Don’t let it get you down.
نگذار ناراحتت / ناامیدت کند.
13
Addicted to the love I found
به عشقی که پیدا کردهام معتاد شدهام.
- addicted to = معتادِ / وابسته به
- love = عشق
- I found = که پیدا کردم
ساختار:
be addicted to + noun
= به چیزی وابسته یا معتاد بودن
14
Heavy heart, now a weightless cloud
قلب سنگینم حالا مثل ابری بیوزن شده است.
- heavy heart = دل سنگین / قلب غمگین
- now = اکنون
- weightless = بیوزن
- cloud = ابر
heavy heart اصطلاحی است و معمولاً به معنی «دل پر از غم و اندوه» است.
پس مفهوم شاعرانهی جمله این است:
«دلی که زمانی سنگین و غمگین بود، حالا سبک و رها شده است.»
15
Making time for the ones that count
برای کسانی که واقعاً مهم هستند، وقت میگذارم.
- make time for someone = برای کسی وقت باز کردن / وقت گذاشتن
- the ones = کسانی که
- count = اهمیت داشتن
اینجا count به معنی «شمردن» نیست.
You count.
= تو مهم هستی.
پس:
the ones that count
= کسانی که اهمیت دارند.
16
I’ll spend the rest of my time
بقیهی وقتم را صرف خواهم کرد.
- I’ll = I will
- spend = گذراندن / صرف کردن
- the rest of = بقیهی
- my time = وقتم
17
Laughing hard with the windows down
با شیشههای پایین، از ته دل میخندم.
- laughing = خندیدن
- hard = شدید / زیاد
- with the windows down = در حالی که شیشهها پایین هستند
اینجا hard یعنی «شدید و زیاد»، نه «سخت».
laugh hard
= شدیداً / از ته دل خندیدن
18
Leaving footprints all over town
ردپاهایم را همهجای شهر به جا میگذارم.
- leaving = به جا گذاشتن
- footprints = ردپاها
- all over = در سراسر / همهجای
- town = شهر
این جمله احتمالاً معنای استعاری هم دارد؛ یعنی «رد و اثری از خودم در همهجای شهر به جا میگذارم.»
19
Keeping faith kinda comes around
حفظ ایمان و امید، بالاخره دوباره نتیجه میدهد.
- keeping faith = ایمان و امید را حفظ کردن
- kinda = شکل محاورهای kind of
- come around = سرانجام فرا رسیدن / دوباره برگشتن / نتیجه دادن
faith میتواند «ایمان»، «اعتماد» یا «امید» باشد.
در فضای این ترانه، ترجمهی «امید و ایمان» طبیعیتر است.
20
I’ll spend the rest of my life
بقیهی عمرم را صرف خواهم کرد.
- the rest of my life = بقیهی عمرم / باقی زندگیام
- I’ll spend = صرف خواهم کرد
21
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم را تازه میکنم، رهایش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم.
این همان عبارت قبلی است و نکات مهم آن:
catch my breath = نفسی تازه کردن
let it go = رهایش کردن / بیخیالش شدن
turn my cheek = چشمپوشی کردن
for the sake of = به خاطر / برایِ
22
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدانی، این زندگی من است؛ نمیگذارم کسی به من بگوید زندگیام باید چگونه باشد.
نکته مهم:
I won’t be told…
از نظر دستوری Passive Voice (مجهول) است:
I won’t be told
= به من گفته نخواهد شد
اما در فارسی محاورهای طبیعیتر است بگوییم:
«نمیذارم کسی به من بگه…»
23
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتواند جلوم را بگیرد؛ برای این چیزها وقت ندارم.
hold someone back
= مانع کسی شدن / جلوی کسی را گرفتن
مثال:
Don’t hold me back.
جلویم را نگیر.
24
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیگذارم آنها ناامیدم کنند؛ حالا همهچیز خیلی ساده شده.
get me down
= ناراحتم کردن / ناامیدم کردن
25
You helped me see
تو کمکم کردی ببینم.
- you helped me = تو به من کمک کردی
- see = دیدن
ساختار مهم:
help + someone + verb
مثلاً:
You helped me understand.
تو کمکم کردی بفهمم.
26
The beauty in everything
زیباییِ موجود در همهچیز را.
این خط به جمله قبل متصل است:
You helped me see the beauty in everything.
یعنی:
«تو کمکم کردی زیبایی را در همهچیز ببینم.»
- beauty = زیبایی
- everything = همهچیز
27
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم را تازه میکنم، رهایش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم.
28
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدانی، این زندگی من است؛ نمیگذارم کسی به من بگوید زندگیام باید چگونه باشد.
29
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of this show
نفسم را تازه میکنم، رهایش میکنم و برای ادامهی این نمایش، چشمپوشی میکنم.
تفاوت:
the show = نمایش
this show = این نمایش
30
Now that you know, this is my life, I won’t be told what’s supposed to be right
حالا که میدانی، این زندگی من است؛ نمیگذارم کسی به من بگوید چه چیزی باید درست باشد.
- what’s = what is
- what’s supposed to be right = چیزی که قرار است درست باشد / چیزی که دیگران فکر میکنند باید درست باشد
31
Catch my breath!
نفسی تازه میکنم!
در اینجا جمله حالت تأکیدی دارد و با توجه به فضای ترانه میتوان آن را:
«یه نفس تازه میکنم!»
ترجمه کرد.
32
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتواند جلوم را بگیرد؛ برای این چیزها وقت ندارم.
33
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now (it’s all so simple now!)
نفسی تازه میکنم؛ نمیگذارم آنها ناامیدم کنند؛ حالا همهچیز خیلی ساده شده. (حالا همهچیز خیلی ساده شده!)
34
Catching my breath, letting it go, turning my cheek for the sake of the show
نفسم را تازه میکنم، رهایش میکنم و برای ادامهی نمایش، چشمپوشی میکنم.
35
Now that you know, this is my life, I won’t be told it’s supposed to be right
حالا که میدانی، این زندگی من است؛ نمیگذارم کسی به من بگوید زندگیام باید چگونه باشد.
36
Catch my breath, no one can hold me back, I ain’t got time for that
نفسی تازه میکنم؛ هیچکس نمیتواند جلوم را بگیرد؛ برای این چیزها وقت ندارم.
37
Catch my breath, won’t let them get me down, it’s all so simple now
نفسی تازه میکنم؛ نمیگذارم آنها ناامیدم کنند؛ حالا همهچیز خیلی ساده شده.
مهمترین اصطلاحات این ترانه
عبارت | معنی آموزشی |
wanna | میخواهم / شکل محاورهای want to |
be left behind | عقب ماندن، از بقیه جا ماندن |
catch my breath | نفسی تازه کردن |
web of lies | شبکه/تار و پود دروغها |
spend my life | عمرم را صرف کردن |
shadowboxing | سایهبوکس؛ مبارزهی نمادین |
let it go | رها کردن، بیخیال شدن |
turn my cheek | چشمپوشی کردن، واکنش نشان ندادن |
for the sake of | به خاطرِ، برایِ |
be supposed to | قرار بودن، انتظار رفتن |
hold me back | جلوم را گرفتن، مانعم شدن |
ain’t got | ندارم؛ شکل بسیار محاورهای |
get me down | ناراحت/ناامید کردن |
addicted to | وابسته/معتاد به |
heavy heart | دل سنگین، دل غمگین |
weightless | بیوزن |
make time for | برای کسی/چیزی وقت گذاشتن |
the ones that count | کسانی که واقعاً مهماند |
all over town | همهجای شهر |
kinda | یه جورایی؛ شکل محاورهای kind of |
come around | سرانجام رسیدن، برگشتن، نتیجه دادن |
help someone see | به کسی کمک کردن تا چیزی را ببیند/درک کند |





نظرات کاربران