?”Dennis is a menace with his “Anyone for tennis
دنیس که حسابی رو مخه!
همهش میگه: “کی میاد بریم تنیس؟”
And beseeching me to come and keep the score
آخرشم منو به حمالی میگیره تا حساب امتیازای بازی رو نگه دارم!
!”And Maud saya “Oh Lord! I’m so terribly bored
مود هم که همهش میگه: “وای خدایا، چهقد خستهم!”
I really can’t stand it anymore
دیگه حوصله هیچکدومشون رو ندارم!
,I’m going out to dinner, with a gorgeous singer
امشب شام میرم بیرون.
با یه دختر خانوم خوشگل که خوانندهس.
;To a little place I’ve found down by the quay
با هم میریم یه جای دنج که کنار اسکله پیدا کردم.
,Her name is Patricia, she calls herself Delicia
اسم دختره “پاتریشا” ست
ولی خودش اسم خودشو گذاشته دلیشا (کوچولوی خوشمزه)
And the reason isn’t very hard to see
و خب البته دلیلش هم کاملاً معلومه!
,She says God made her a sinner just to keep fat men thinner
میگه خدا خواسته اون اینکاره بشه
فقط برای اینکه مردای چاق یه ذره لاغر بشن!
As they tumble down in heaps before her feet
[باید ببینی] چه جوری به خاطرش از سر و کول هم بالا میرن!
They hang around in groups like battle-weary troops
عین لشکر شکست خورده تو خیابون دنبالش راه میفتن
…One can often see them queue right down the street
خیلی وقتا تا ته خیابون صف میبندن!
You see Patricia, or Delicia, not only is a singer
آخه میدونی، پاتریشا (یا همون دلیشا) که فقط خواننده نیست،
…She also removes all her clothing
وقتی میخونه تمام لباسهاشو در میاره!
For Patricia is the best stripper in town
چونکه پاتریشا
بهترین استریپر توی شهره!
,And with a swing of her hips she started to strip
با یه قر کمر
شروع کرد به لخت شدن.
To tremendous applause she took off her drawers
، میون تشویق تماشاچیا
اول شلوارش رو در آورد،
And with a lick of her lips she undid all the clips
بعد همین طور که با زبون لبش رو میلیسید
دونه دونه دکمههای لباسش رو باز کرد
Threw it all in the air, and everyone stared
و لباسها رو یکی یکی پرت کرد تو هوا.
تماشاچیا همین جوری زل زده بودن.
And as the last piece of clothing fell to the floor
ولی درست وقتی که آخرین تیکه لباسش رو انداخت رو زمین،
The police were banging on the door
پلیسها با مشت و لگد افتادن به جون در!
On a Saturday night, in nineteen twenty-four…
یه شب شنبهای توی سال ۱۹۲۴ بود!
Take it away, boys
“بزنید به چاک بچهها!”
But poor Patricia was arrested and everyone detested
ولی طفلکی پاتریشا بازداشت شد
The manner in which she was exposed
و خب، همه هم که دیده بودن چه جوری جلو ملت لخت شده بود!
And later on in court, well, everybody thought
بعد توی دادگاه، همه فکر میکردن
A summer run in jail would be proposed
لااقل تمام تابستون رو بره زندان
But the judge said, “Patricia
اما قاضی گفت: “پاتریشا!
Or may I say, Delicia
یا شایدم بهتره بگم دلیشا!
The facts of this case lie before me
شواهد پرونده نشون میده که…
!! “Case dismissed… This girl was in her working clothes
پرونده مختومهس! این خانم لباس کار تنش بوده!”
And with a swing of her hips, she started to strip
با یه قر کمر، میون تشویق تماشاچیا
To tremendous applause she took off her drawers
شروع کرد به لخت شدن.
اول شلوارش رو در آورد
And with a lick of her lips she undid all her clips
بعد همین طور که با زبون لبش رو میلیسید
دونه دونه دکمههای لباسش رو باز کرد
Threw it all in the air, and everyone stared
و لباسها رو یکی یکی پرت کرد تو هوا
تماشاچیا همین جوری زل زده بودن
And as the last piece of clothing fell to the floor
و درست وقتی که آخرین تیکه لباسش رو انداخت رو زمین،
!!!The police were yelling out for more
پلیسها عربده میزدن: “دوباره! دوباره!”
On a Saturday night in nineteen twenty-four
یه شب شنبهای توی سال ۱۹۲۴ بود!
On a Saturday night in nineteen twenty-four
یه شب شنبهای توی سال ۱۹۲۴ بود!





نظرات کاربران