선خط 하얀 도화지를 가르듯انگار که یه کاغذ سفید نقاشی رو نصف کنی 세계를 가로 질러 끝없이 이어지는 경계선یه خط مرزی که از وسط دنیا رد میشه و انگار هیچوقت تموم نمیشه 線は僕にとって悪夢だったاون خط برای من ادامه مطلب
One, two, three, fourیک، دو، سه، چهار 뻔한 몇 마디, 언어론 표현 안 돼چند تا جمله کلیشهای اصلاً نمیتونه اینو توصیف کنه 흔한 J-P-G (Ah), 이걸론 부족한데یه عکس معمولی JPG (آه)، با اینا نمیشه حق ادامه مطلب
We go and shout, yeah-ehما میریم و فریاد میزنیم، yeah-eh Oh, oh-oh, oh-ohاوه، اوه-اوه، اوه-اوه 매일 휩쓸리듯 하루를 살다가هر روز یه جورایی با موج بقیه میرم جلو و روزمو میگذرونم 작은 의문이 생겼지یه سؤال کوچیک ادامه مطلب
“Walk the line” (Ayy), I hate that line (Ayy)طبق خط راه برو» (ای)، من از اون خط بدم میاد (ای)» 난 깨달았어 (Ayy), 함께 달렸어 (Woah)من فهمیدم (ای)، ما با هم دویدیم (وو) I’ll pass ادامه مطلب
쫓기던 날들, 주저앉던 날들روزایی که فراری بودم… روزایی که از خستگی مینشستم زمین 그리고 마침내 선언한 첫 날و بالاخره اون اولین روزی که اعلامش کردم، شروعش کردم Those days fell into place one by oneاون ادامه مطلب
그들을 둘러싸고 있던 세계의 보호막은سپر محافظتیِ دنیایی که دورشون بود 어느덧 그들을 잡으려는 올가미가 됩니다کمکم تبدیل شد به طنابی برای به دام انداختنشون 모두 두 사람이 얼마 가지 못해 붙잡히거나همه فکر میکردن اون دو نفر ادامه مطلب
(Our hearts in pain, our hearts in pain)(قلبهامون در دردن، قلبهامون در دردن) (Oh, [?])(اوه) (Our hearts in pain, our hearts in pain)(قلبهامون در دردن، قلبهامون در دردن) (Oh, [?])(اوه) 마치 지도에 없는 섬에 숨기라도 ادامه مطلب
운명은 때론 우리로 하여금سرنوشت بعضی وقتها ما رو مجبور میکنه 돌이킬 수 없이 위험한 길을 걷게 합니다که تو مسیرهای خطرناکی قدم بذاریم که دیگه راه برگشتی ندارن 이야기는این داستان 어느 밤, 홀연히 사라진 한 연인으로부터از ادامه مطلب
뻔뻔하게 훔쳐 like a movie star(تو رو) بیپروا میدزدم، مثل یه ستارهی فیلم 금기 위를 달려, no wireروی خطِ ممنوعه میدویم، بدون هیچ سیم و محدودیتی 쫓아오는 현실 my extraواقعیتی که دنبالمونه فقط یه سیاهیلشکره ادامه مطلب