I’ve been watching the phases of the moon
مدتیه که دارم مراحل مختلف ماه رو تماشا میکنم.
From my window pane
از پشت شیشهٔ پنجرهام.
I’ve been talking to corners of the room
مدتیه که با گوشههای اتاق حرف میزنم.
For too long, too long
برای مدت خیلی طولانی، خیلی طولانی.
________________________________________
Met you when my heart was somewhere else
وقتی قلبم جای دیگری بود، با تو آشنا شدم.
Outside in the rain
بیرون، زیر باران.
Saw you smiling, the stories you could tell
دیدم که لبخند میزدی؛ داستانهایی که میتوانستی تعریف کنی…
Have you moved on, moved on?
آیا از آن ماجرا عبور کردهای؟ آیا دیگه به زندگیات ادامه دادهای؟
________________________________________
It’s so hard to get a cab at midnight on Friday
نیمهشب جمعه پیدا کردن تاکسی خیلی سخته.
Where you going? (Downtown)
کجا میری؟ (مرکز شهر)
So am I
من هم همینطور.
Sat right here where it’s dry
همینجا نشستم، جایی که از بارون در امانه.
And if you said you’re going my way
و اگر بگی که مسیرت با مسیر من یکیه،
Well, maybe we should share a ride
خب، شاید بهتر باشه با هم سوار یه ماشین بشیم.
________________________________________
I can feel my heartbeat
میتونم ضربان قلبم رو احساس کنم.
Electric to my fingertips
انگار جریان برق تا نوک انگشتهام میدوه.
Oh whoa
اوه، واو…
I can feel anticipation
میتونم هیجان و انتظار رو احساس کنم.
Through my veins
که در رگهام جریان داره.
Oh whoa
اوه، واو…
I can almost feel the weight of your kiss on my lips
تقریباً میتونم سنگینی بوسهات رو روی لبهام احساس کنم.
‘Cause anything can happen on a night like this
چون در شبی مثل امشب هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
________________________________________
Wouldn’t mind if we caught every red light
برام مهم نیست اگر پشت همهٔ چراغهای قرمز گیر کنیم.
You’re someone I could get close to
تو کسی هستی که میتونم بهش نزدیک بشم.
You’re a stranger, but there’s something in your eyes
تو هنوز غریبهای، اما یه چیزی توی چشماته
Like you know me
انگار که منو میشناسی.
Could I know you?
آیا میتونم تو رو بشناسم؟
________________________________________
Well, I never fell in love at midnight on Friday
خب، من هیچوقت نیمهشب جمعه عاشق نشده بودم.
Standing outside (out of town)
در حالی که بیرون ایستاده بودم (خارج از شهر).
In the rain
زیر بارون.
Well, this ride is almost over
خب، این مسیر تقریباً تموم شده.
But if I had it my way
اما اگر اختیارش دست من بود،
We would just stay up all night
تمام شب رو بیدار میموندیم.
________________________________________
I can feel my heartbeat
میتونم ضربان قلبم رو احساس کنم.
Electric to my fingertips
انگار جریان برق تا نوک انگشتهام میدوه.
Oh whoa
اوه، واو…
I can feel anticipation
میتونم هیجان و انتظار رو احساس کنم.
Through my veins
که در رگهام جریان داره.
Oh whoa
اوه، واو…
I can almost feel the weight of your kiss on my lips
تقریباً میتونم سنگینی بوسهات رو روی لبهام احساس کنم.
‘Cause anything can happen on a night like this
چون در شبی مثل امشب هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
________________________________________
Our hands fit just the right way
دستهامون دقیقاً به شکل مناسبی کنار هم قرار میگیرن.
Our legs tangled up in this small space
پاهامون توی این فضای کوچیک در هم گره خورده.
The world outside feels far away
دنیای بیرون خیلی دور به نظر میرسه.
As I get to know you
همینطور که دارم تو رو بیشتر میشناسم.
________________________________________
I can feel my heartbeat
میتونم ضربان قلبم رو احساس کنم.
Electric to my fingertips
انگار جریان برق تا نوک انگشتهام میدوه.
Oh whoa
اوه، واو…
I can feel anticipation
میتونم هیجان و انتظار رو احساس کنم.
Through my veins
که در رگهام جریان داره.
Oh whoa
اوه، واو…
I can almost feel the weight of your kiss on my lips
تقریباً میتونم سنگینی بوسهات رو روی لبهام احساس کنم.
‘Cause anything can happen on a night like this
چون در شبی مثل امشب هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
________________________________________
Oh whoa
اوه، واو…
Oh whoa
اوه، واو…
Anything can happen on a night like this
در شبی مثل امشب هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
On a night like this
در شبی مثل امشب.
نکات آموزشی و واژگان
- I’ve been watching
I’ve been watching the phases of the moon.
ساختار:
have/has + been + verb-ing
این ساختار Present Perfect Continuous است.
برای کاری که در گذشته شروع شده و تا زمان حال ادامه داشته یا اثر آن هنوز وجود دارد.
I’ve been waiting for you.
مدتیه منتظرتم.
I’ve been studying English for two years.
دو ساله دارم انگلیسی میخونم.
در ترانه:
I’ve been watching…
یعنی:
مدتیه که دارم تماشا میکنم.
- phases of the moon
phase = مرحله / دوره / وضعیت
the phases of the moon
یعنی:
مراحل مختلف ماه
مانند:
- new moon = ماه نو
- full moon = ماه کامل / بدر
- crescent moon = ماه هلالی
- window pane
pane به صفحه یا شیشهٔ یک پنجره گفته میشود.
window pane
= شیشهٔ پنجره
مثلاً:
Rain was running down the window pane.
باران روی شیشهٔ پنجره جاری بود.
- I’ve been talking to corners of the room
از نظر معنایی جمله بسیار شاعرانه است.
talk to someone
یعنی:
با کسی حرف زدن
اما:
talking to corners of the room
یعنی گوینده آنقدر تنها بوده که انگار با گوشههای اتاق صحبت میکند.
بنابراین مفهوم آن:
مدت زیادی است که از تنهایی، حتی با فضای خالی اتاق حرف میزنم.
- for too long
too long
یعنی:
بیش از حد طولانی
for too long
یعنی:
برای مدت خیلی طولانی
مثال:
I’ve been waiting for too long.
خیلی وقته منتظرم.
- when my heart was somewhere else
عبارت:
My heart is somewhere else.
یک تعبیر استعاری است.
یعنی:
دلم جای دیگری است.
یا:
از نظر عاطفی جای دیگری هستم.
در ترانه:
I met you when my heart was somewhere else.
یعنی:
وقتی با تو آشنا شدم که از نظر عاطفی هنوز درگیر شخص یا رابطهٔ دیگری بودم.
- move on
یکی از مهمترین phrasal verbهای این ترانه:
move on
یعنی:
از چیزی عبور کردن و به زندگی ادامه دادن
بهخصوص پس از شکست عاطفی یا یک اتفاق ناخوشایند.
She finally moved on.
بالاخره از آن رابطه عبور کرد و به زندگیاش ادامه داد.
در ترانه:
Have you moved on?
یعنی:
آیا از آن رابطه/اتفاق عبور کردی و به زندگیات ادامه دادی؟
- get a cab
cab = تاکسی
get a cab
یعنی:
تاکسی گرفتن / پیدا کردن تاکسی
در انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی هر دو کاربرد دارد.
مثال:
Let’s get a cab.
بیا تاکسی بگیریم.
- midnight
midnight = نیمهشب
at midnight
= در نیمهشب
نکته:
معمولاً میگوییم:
at midnight
نه:
in midnight
مثال:
I got home at midnight.
نیمهشب به خانه رسیدم.
- So am I
این ساختار بسیار مهم است.
طرف مقابل میگوید:
I’m going downtown.
و شخص دیگر میگوید:
So am I.
یعنی:
من هم همینطور. / من هم دارم میرم.
ساختار:
So + auxiliary verb + subject
مثال:
I like coffee.
So do I.
من هم قهوه دوست دارم.
I’m tired.
So am I.
من هم خستهام.
I can swim.
So can I.
من هم میتونم شنا کنم.
- right here
right here
یعنی:
درست همینجا
right در اینجا برای تأکید است.
Sit right here.
دقیقاً همینجا بشین.
- dry
where it’s dry
یعنی:
جایی که خیس نیست / جایی که از باران در امان است.
dry = خشک
متضاد:
wet = خیس
- go my way
you’re going my way
یعنی:
مسیرت با مسیر من یکی است.
way میتواند به معنی:
مسیر / راه / جهت
باشد.
مثال:
Are you going my way?
مسیرت با من یکیه؟
- share a ride
عبارت بسیار کاربردی:
share a ride
یعنی:
با کسی هممسیر شدن و با یک ماشین رفتن.
در این ترانه دو نفر میتوانند یک تاکسی را با هم بگیرند.
مثال:
We shared a ride home.
با یک ماشین با هم به خانه رفتیم.
- heartbeat
heartbeat
یعنی:
ضربان قلب
heart + beat
I can feel my heartbeat.
میتونم ضربان قلبم رو احساس کنم.
- electric to my fingertips
electric یعنی:
برقی / الکتریکی
اما اینجا معنای استعاری دارد.
Electric to my fingertips
یعنی:
هیجان آنقدر شدید است که انگار جریان برق تا نوک انگشتهایم میدود.
عبارت مشابه:
I felt an electric connection between us.
بین ما یک ارتباط فوقالعاده شدید و هیجانانگیز احساس کردم.
- anticipation
یکی از واژههای مهم سطح B1/B2:
anticipation = انتظار همراه با هیجان / اشتیاق برای چیزی که قرار است اتفاق بیفتد
مثال:
I could feel the anticipation in the room.
میشد هیجان و انتظار را در اتاق احساس کرد.
در ترانه، منظور هیجان و انتظار برای نزدیکتر شدن رابطه است.
- through my veins
vein = رگ
through my veins
= در رگهایم / در سراسر وجودم
این هم یک تصویر شاعرانه است:
anticipation through my veins
یعنی:
هیجان در تمام وجودم جریان دارد.
- the weight of your kiss
weight = وزن / سنگینی
the weight of your kiss
ترجمهٔ تحتاللفظی:
وزن بوسهات
اما معنای شاعرانه:
سنگینی و تأثیر بوسهات
یعنی گوینده حتی قبل از وقوع آن، شدت و حضور آن لحظه را تصور میکند.
- Anything can happen
عبارت بسیار پرکاربرد:
Anything can happen.
یعنی:
هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته.
در ترانه:
Anything can happen on a night like this.
یعنی:
در شبی مثل امشب هر اتفاقی ممکنه بیفته.
- a night like this
ساختار:
something like this
یعنی:
چیزی مثل این
بنابراین:
a night like this
= شبی مثل این / شبی مثل امشب
مثال:
I’ve never experienced a night like this.
من هیچوقت شبی مثل امشب رو تجربه نکردم.
- Wouldn’t mind
I wouldn’t mind…
یعنی:
برام اشکالی نداره…
یا:
بدم نمیاد…
مثال:
I wouldn’t mind staying here.
بدم نمیاد اینجا بمونم.
در ترانه:
Wouldn’t mind if we caught every red light.
یعنی:
حتی اگر پشت تکتک چراغهای قرمز گیر کنیم، برام مهم نیست.
در واقع گوینده عمداً عجلهای برای تمام شدن این همراهی ندارد.
- catch a red light
این یک عبارت کاربردی در رانندگی است.
catch a red light
یعنی:
به چراغ قرمز رسیدن / پشت چراغ قرمز گیر کردن.
We caught every red light.
پشت همهٔ چراغهای قرمز گیر کردیم.
در ترانه این عبارت معنای عاطفی هم دارد:
راوی حتی دوست دارد مسیر طولانیتر شود تا زمان بیشتری را با فرد مقابل بگذراند.
- get close to someone
get close to someone
یعنی:
به کسی نزدیک شدن
این عبارت میتواند فیزیکی یا عاطفی باشد.
مثلاً:
I don’t get close to people easily.
من بهراحتی با آدمها صمیمی نمیشم.
در ترانه، بیشتر معنای نزدیک شدن عاطفی و ایجاد صمیمیت دارد.
- There’s something in your eyes
ساختار:
There is something in…
یعنی:
چیزی در … وجود دارد.
اما:
There’s something in your eyes.
معمولاً معنای شاعرانه دارد:
یه چیزی توی چشماته.
یعنی نوعی احساس، آشنایی یا جذابیت که گوینده نمیتواند دقیقاً آن را توضیح دهد.
- Like you know me
like در اینجا به معنی «مثلِ» بهصورت مقایسهای است.
Like you know me.
یعنی:
انگار منو میشناسی.
جمله کاملتر:
It feels like you know me.
انگار منو میشناسی.
- Could I know you?
Could I…?
در اینجا یک درخواست مؤدبانه است.
Could I know you?
از نظر معنایی:
میتونم باهات آشنا بشم؟
یا طبیعیتر:
میتونم بیشتر بشناسمت؟
در انگلیسی روزمره، برای «آشنا شدن با کسی» معمولاً:
Could I get to know you?
طبیعیتر است.
- fall in love
یکی از مهمترین عبارات انگلیسی:
fall in love
یعنی:
عاشق شدن
مثال:
I fell in love with her.
عاشقش شدم.
تفاوت:
be in love = عاشق بودن
fall in love = عاشق شدن
- this ride is almost over
ride
در اینجا:
مسیر / سفر با ماشین
است.
This ride is almost over.
یعنی:
این مسیر تقریباً تموم شده.
- If I had it my way
اصطلاح مهم:
If I had it my way…
یعنی:
اگر اختیارش دست من بود…
یا:
اگر تصمیم با من بود…
مثال:
If I had it my way, we’d stay here forever.
اگر اختیارش دست من بود، برای همیشه اینجا میموندیم.
- stay up all night
یک phrasal verb بسیار مهم:
stay up
یعنی:
بیدار ماندن، نخوابیدن.
stay up all night
= تمام شب بیدار ماندن
مثال:
We stayed up all night talking.
تمام شب بیدار موندیم و حرف زدیم.
- tangled up
tangled up
یعنی:
درهمپیچیده / گرهخورده
در:
Our legs tangled up in this small space
یعنی:
پاهایمان در این فضای کوچک در هم گره خورده.
در اینجا تصویرسازی شاعرانهای از نزدیکی دو نفر داخل یک فضای کوچک، احتمالاً ماشین است.
- The world outside feels far away
ساختار:
feel + adjective
یعنی:
چیزی به نظر رسیدن / احساسی ایجاد کردن.
The world feels far away.
دنیا دور به نظر میرسه.
در ترانه، منظور واقعی دور شدن جهان نیست؛ بلکه دو نفر آنقدر در لحظهٔ خودشان غرق شدهاند که:
انگار دنیای بیرون دیگر وجود ندارد.
- get to know someone
یکی از مهمترین عبارات سطح B1/B2:
get to know someone
یعنی:
بهمرور با کسی آشنا شدن و او را بهتر شناختن.
تفاوت با:
know someone
know = کسی را شناختن / او را میشناسم.
اما:
get to know
= فرآیند شناختن و آشنا شدن.
مثال:
I want to get to know you better.
میخوام بهتر بشناسمت.
در ترانه:
As I get to know you
یعنی:
همینطور که دارم کمکم تو رو میشناسم.
جمعبندی عبارات مهم ترانه
عبارت | معنی |
I’ve been + V-ing | مدتی است که مشغول انجام کاری هستم |
phase | مرحله / دوره |
window pane | شیشهٔ پنجره |
for too long | برای مدت خیلی طولانی |
my heart is somewhere else | از نظر عاطفی جای دیگری بودن |
move on | از گذشته/رابطه عبور کردن |
get a cab | تاکسی گرفتن |
midnight | نیمهشب |
so am I | من هم همینطور |
right here | دقیقاً همینجا |
share a ride | با کسی هممسیر شدن |
heartbeat | ضربان قلب |
fingertips | نوک انگشتان |
anticipation | انتظار همراه با هیجان |
veins | رگها |
anything can happen | هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد |
wouldn’t mind | مشکلی ندارم / بدم نمیآید |
catch a red light | پشت چراغ قرمز گیر کردن |
get close to someone | به کسی نزدیک/صمیمی شدن |
something in your eyes | چیزی در نگاه/چشمهای تو |
fall in love | عاشق شدن |
ride | مسیر/سفر با وسیله نقلیه |
if I had it my way | اگر اختیار با من بود |
stay up all night | تمام شب بیدار ماندن |
tangled up | درهمپیچیده / گرهخورده |
feel far away | دور به نظر رسیدن |
get to know someone | بهتدریج با کسی آشنا شدن |
نکتهٔ گرامری مهم این ترانه
سه ساختار بسیار ارزشمند در این ترانه دیده میشود:
- Present Perfect Continuous
I’ve been watching…
«مدتی است دارم…»
- Conditional / If
If I had it my way, we would stay up all night.
«اگر اختیارش دست من بود، تمام شب بیدار میماندیم.»
- Phrasal Verbs
move on
stay up
get close
get to know
این چهار مورد از آن دسته عباراتی هستند که یادگیریشان برای مکالمهٔ طبیعی انگلیسی بسیار مفید است.





نظرات کاربران