Someone smiles, someone cries
یکی میخنده، یکی گریه میکنه
관심 없어 내 안에 갇힌 나
اهمیتی نمیدادم، منِ گیر افتاده تو درونِ خودم
Their emotions, 각자의 life
احساساتشون، زندگیِ هر کدومشون
그 안의 세상 now I realize
دنیای درونشون رو حالا درک میکنم
닫혀있던 문이 열리듯이
مثل باز شدنِ یه درِ بسته
Now I could see
حالا میتونم ببینم
너란 우주는 어떤 의미인지
که این کهکشانی که تویی، چه معنیای داره
Now I hear
حالا میشنوم
기쁨 슬픔 아픔 너의 걱정 고민 야망까지
خوشحالی، غم، درد، نگرانیها، دغدغهها و حتی بلندپروازیهات
Sonder, sonder, 느껴져 좀 더
ساندر، ساندر (درکِ پیچیدگی زندگی دیگران)، یکم بیشتر حسش میکنم
헤엄치듯 온몸으로 느껴 모든 이야기는
انگار دارم توش شنا میکنم، با تمام وجودم حسش میکنم، همهی داستانها…
Wonder, wonder, hit me like thunder
…شگفتانگیزن، شگفتانگیزن، مثل رعد و برق بهم ضربه میزنن (تکونم میدن)
지독히 날 괴롭히던
چیزی که بدجوری عذابم میداد…
새까만 밤을 밝힌 건
چیزی که اون شبِ تاریک و سیاه رو روشن کرد…
이름 모를 별 아닌 저마다의 우주였지
ستارههای ناشناس نبودن، بلکه کهکشانِ درونی هر آدمی بود
Wonder, wonder, hit me like thunder
شگفتانگیزه، شگفتانگیزه، مثل رعد و برق بهم ضربه میزنه
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
In my head, I
توی سرم، من
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
In your world, yeah
تو دنیای تو، آره
Why you laugh? (Why you laugh?) How you fight? (How you fight?)
چرا میخندی؟ (چرا میخندی؟) چجوری میجنگی؟ (چجوری میجنگی؟)
너의 사소한 행복까지도 (까지도)
حتی اون خوشحالیهای کوچیکت (کوچیکت)
너란 세계 (너란 세계) 복잡해도 (Oh)
دنیایی که تویی (دنیایی که تویی)، حتی اگه پیچیده باشه (اوه)
내 우줄 빛나게 해 몇천 배로
کهکشانِ منو هزاران بار بیشتر روشن میکنه
내가 전부 허물어진 그 뒤 (그 뒤)
بعد از اینکه کاملاً فرو ریختم (بعد از اون)
Now I could see (I could see)
حالا میتونم ببینم (میتونم ببینم)
I’ll let go 모든 시기와 이기심 (이기심)
رها میکنم، تمامِ حسادتها و خودخواهیها رو (خودخواهیها رو)
Now I’m free
حالا آزادم
기쁨 슬픔 아픔 너의 걱정 고민 야망까지
خوشحالی، غم، درد، نگرانیها، دغدغهها و حتی بلندپروازیهات
Sonder, sonder, 느껴져 좀 더
ساندر، ساندر، یکم بیشتر حسش میکنم
헤엄치듯 온몸으로 느껴 모든 이야기는
انگار دارم توش شنا میکنم، با تمام وجودم حسش میکنم، همهی داستانها…
Wonder, wonder, hit me like thunder (Hit me like, yeah)
شگفتانگیزن، شگفتانگیزن، مثل رعد و برق بهم ضربه میزنن (مثل… بهم ضربه میزنن، آره)
지독히 날 괴롭히던 (괴롭히던)
چیزی که بدجوری عذابم میداد… (عذابم میداد…)
새까만 밤을 밝힌 건
چیزی که اون شبِ تاریک و سیاه رو روشن کرد…
이름 모를 별 아닌 저마다의 우주였지 (우주였지)
ستارههای ناشناس نبودن، بلکه کهکشانِ درونی هر آدمی بود (کهکشان بود)
Wonder, wonder, hit me like thunder (Hit me like, yeah)
شگفتانگیزه، شگفتانگیزه، مثل رعد و برق بهم ضربه میزنه (مثل… بهم ضربه میزنه، آره)
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
In my head, I (In my head, I)
توی سرم، من (توی سرم، من)
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
In your world, yeah (In your world)
تو دنیای تو، آره (تو دنیای تو)
So-so-sonder (Oh)
سو-سو-ساندر (اوه)
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
So-so-sonder
سو-سو-ساندر
In my head, I (Ah)
توی سرم، من (آه)
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
Wo-wo-wonder (Ooh)
شگ-شگ-شگفتزدهام (اوه)
Wo-wo-wonder
شگ-شگ-شگفتزدهام
In your world, yeah
تو دنیای تو، آره





نظرات کاربران