Well, I like these things you can buy with money
خب، من این چیزهایی را که میتوان با پول خرید دوست دارم.
On a day that’s wrong, but a day that’s sunny
در روزی که همهچیز درست پیش نمیرود، اما روز آفتابی است.
Pick it up with my hands, put it out on sale
با دستهایم برش میدارم و برای فروش عرضهاش میکنم.
They can’t do it like me, can’t do it like me
آنها نمیتوانند مثل من انجامش دهند، نمیتوانند مثل من انجامش دهند.
When it’s all going up like a burning fever
وقتی همهچیز مثل تب سوزان رو به بالا میرود.
My feet on the ground like a super feeler, yeah
پاهایم روی زمین است، مثل کسی که خیلی خوب حس میکند، آره.
And I don’t know much, but I know this one thing
و من چیز زیادی نمیدانم، اما یک چیز را خوب میدانم.
They can’t do it like me
آنها نمیتوانند مثل من انجامش دهند.
Can’t do it like me, yeah
نمیتوانند مثل من انجامش دهند، آره.
I crave a real connection
من تشنهٔ یک ارتباط واقعی هستم.
I like to turn the page
دوست دارم صفحه را ورق بزنم.
With my hands and my nails
با دستها و ناخنهایم.
That match my summer shade
که با رنگ تابستانیِ من هماهنگ هستند.
Some call that superficial
بعضیها این را سطحی میدانند.
To wanna touch the cover
اینکه بخواهی جلد را لمس کنی.
But I’m a material lover, yeah
اما من عاشق چیزهای مادی هستم، آره.
Material lover, mmh
عاشق چیزهای مادی، هوم.
When I step outside and I see what’s happening
وقتی بیرون میروم و میبینم چه اتفاقی در حال رخ دادن است،
It’s not fair, not fair, not fair, it’s a pattern
عادلانه نیست، عادلانه نیست، عادلانه نیست؛ این یک الگوی تکراری است.
When I go too far, but come back quickly
وقتی بیش از حد پیش میروم، اما سریع برمیگردم.
They can’t do it like me
آنها نمیتوانند مثل من انجامش دهند.
Can’t do it like, they can’t do it like me
نمیتوانند مثل من… آنها نمیتوانند مثل من انجامش دهند.
I crave a real connection
من تشنهٔ یک ارتباط واقعی هستم.
I like to turn the page
دوست دارم صفحه را ورق بزنم.
With my hands and my nails
با دستها و ناخنهایم.
That match my summer shade
که با رنگ تابستانیِ من هماهنگ هستند.
Some call that superficial
بعضیها این را سطحی میدانند.
To wanna touch the cover
اینکه بخواهی جلد را لمس کنی.
But I’m a material lover, yeah
اما من عاشق چیزهای مادی هستم، آره.
A material lover
عاشق چیزهای مادی.
I want a real thing now, mmh
حالا یک چیز واقعی میخواهم، هوم.
I want a real thing now
حالا یک چیز واقعی میخواهم.
I do, I do, I do
میخواهم، میخواهم، میخواهم.
Material lover, yeah
عاشق چیزهای مادی، آره.
Ooh, tu-ru-ru, tu-ru, tu-tu
اوه، تو-رو-رو، تو-رو، تو-تو
Oh-oh-oh
اوه-اوه-اوه
Materi-eria-al, say it when you don’t want
مادی… بگو وقتی که نمیخواهی.
I could give a real thing to you, oh
میتوانم یک چیز واقعی به تو بدهم، اوه.
Materi-eria-al, say that you want more
مادی… بگو که بیشتر میخواهی.
I could give a real thing to you, oh
میتوانم یک چیز واقعی به تو بدهم، اوه
نکات آموزشی زبان انگلیسی
- things you can buy with money
buy something with money
چیزی را با پول خریدن
things you can buy with money
چیزهایی که میتوان با پول خرید.
ساختار you can buy… در اینجا یک جملهٔ وصفی برای things است.
مثلاً:
This is something you can use every day.
این چیزی است که میتوانی هر روز از آن استفاده کنی.
- pick it up
pick something up یک phrasal verb بسیار پرکاربرد است.
معنای اصلی:
چیزی را برداشتن
Pick it up with my hands.
با دستهایم آن را برمیدارم.
مثال:
Pick up your phone.
گوشیات را بردار.
اما pick up بسته به موقعیت معانی دیگری هم دارد:
- pick someone up → دنبال کسی رفتن و او را سوار کردن
- pick up a language → یک زبان را کمکم یاد گرفتن
- pick up a signal → سیگنال دریافت کردن
- put it out on sale
put something on sale
چیزی را برای فروش گذاشتن / عرضه کردن
مثال:
They put the shoes on sale.
آنها کفشها را برای فروش با تخفیف گذاشتند.
اما put out بهتنهایی معانی دیگری هم دارد:
- منتشر کردن
- بیرون گذاشتن
- عرضه کردن
در این ترانه ترکیب:
put it out on sale
حس «عرضه کردن برای فروش» دارد.
- They can’t do it like me
do it like me
آن را مثل من انجام دادن.
این ساختار در زبان محاورهای بسیار رایج است:
Nobody does it like me.
هیچکس مثل من انجامش نمیدهد.
نکتهٔ مهم:
like me در اینجا یعنی:
مثل من / به شیوهٔ من
- go up
go up = بالا رفتن / افزایش یافتن
مثلاً:
Prices are going up.
قیمتها در حال افزایشاند.
در:
it’s all going up like a burning fever
عبارت بیشتر شاعرانه است و حس افزایش شدید انرژی، هیجان یا شدت را منتقل میکند.
- burning fever
fever = تب
burning = سوزان / شدید
burning fever تصویر شاعرانهای از تب شدید و سوزان ایجاد میکند.
در اینجا لزوماً منظور تب واقعی نیست؛ ترانه از آن بهعنوان استعارهای برای شدت و هیجان استفاده میکند.
- keep your feet on the ground
در متن آمده:
My feet on the ground
که به یک اصطلاح بسیار رایج اشاره دارد:
keep your feet on the ground
یعنی:
واقعبین ماندن / مغرور نشدن / ارتباط خود را با واقعیت حفظ کردن
مثلاً:
Success hasn’t changed her. She still keeps her feet on the ground.
موفقیت او را تغییر نداده؛ هنوز واقعبین و متواضع است.
- I don’t know much, but I know this one thing
ساختار:
I don’t know much, but I know this one thing.
یعنی:
چیز زیادی نمیدانم، اما این یک چیز را میدانم.
this one thing برای تأکید روی یک نکتهٔ خاص استفاده میشود.
مثلاً:
I don’t know much about cars, but I know this one thing: safety comes first.
چیز زیادی دربارهٔ ماشینها نمیدانم، اما این را میدانم: ایمنی اولویت دارد.
- crave
crave = شدیداً خواستن / هوس چیزی را داشتن / تشنهٔ چیزی بودن
از want قویتر است.
I want connection.
ارتباط میخواهم.
I crave a real connection.
شدیداً تشنهٔ یک ارتباط واقعی هستم.
مثال:
I was craving chocolate.
شدیداً هوس شکلات کرده بودم.
crave معمولاً برای غذا هم بسیار استفاده میشود، اما برای نیازهای عاطفی نیز کاملاً طبیعی است.
- a real connection
connection = ارتباط / پیوند
a real connection
یک ارتباط واقعی و عمیق
در روابط انسانی، connection میتواند به معنای ارتباط عاطفی، ذهنی یا احساسی باشد.
مثلاً:
I feel a strong connection with her.
احساس میکنم ارتباط عمیقی با او دارم.
- turn the page
معنای تحتاللفظی:
صفحه را ورق زدن.
اما turn the page یک اصطلاح بسیار مهم نیز هست:
از گذشته عبور کردن و وارد مرحلهٔ جدید شدن.
مثلاً:
It’s time to turn the page and start over.
وقت آن است که صفحهٔ جدیدی باز کنیم و از نو شروع کنیم.
در این ترانه، عبارت هم معنای واقعی «ورق زدن» دارد و هم میتواند تداعیکنندهٔ تغییر و تجربهٔ چیزهای جدید باشد.
- match
match = هماهنگ بودن / ست بودن
My nails match my summer shade.
ناخنهایم با رنگ تابستانی من هماهنگ هستند.
مثال:
Your shoes match your dress.
کفشهایت با لباست ست هستند.
تفاوت:
match → هماهنگ/ست بودن
fit → اندازه بودن
مثلاً:
This dress fits me, but the shoes don’t match it.
این لباس اندازهام است، اما کفشها با آن ست نیستند.
- shade
shade چند معنی دارد:
- سایه
- طیف یا تناژ رنگ
در این ترانه:
summer shade
به احتمال زیاد به رنگ/تناژ تابستانی اشاره دارد.
مثلاً:
a darker shade of blue
یک تناژ تیرهتر از آبی
- superficial
superficial = سطحی
مثلاً:
a superficial relationship
یک رابطهٔ سطحی
Don’t judge him as superficial.
او را آدم سطحی قضاوت نکن.
مخالف:
deep = عمیق
a deep connection
یک ارتباط عمیق
- wanna
wanna = want to
در:
To wanna touch the cover
یعنی:
to want to touch the cover
= اینکه بخواهی جلد را لمس کنی.
wanna شکل محاورهای است و در گفتار و ترانهها بسیار رایج است.
مثلاً:
I wanna go home.
میخوام برم خونه.
در نوشتار رسمی بهتر است:
I want to go home.
- the cover
cover = جلد
مثلاً:
the cover of a book
جلد یک کتاب
در این ترانه:
turn the page
و
touch the cover
احتمالاً عمداً از تصویر یک کتاب استفاده شده است.
کتاب میتواند نمادی از ظاهر، تجربه، داستان و چیزی باشد که انسان میخواهد آن را لمس و تجربه کند.
- material lover
material = مادی
material lover
کسی که به چیزهای مادی علاقه دارد.
اما این عبارت در ترانه یک بازی معنایی هم ایجاد میکند:
real connection
ارتباط واقعی
در مقابل:
material lover
عاشق چیزهای مادی
راوی خودش را فردی میداند که هم به چیزهای مادی علاقه دارد و هم در نهایت دنبال a real thing یا یک چیز واقعی است.
- step outside
step outside
بیرون رفتن / قدم به بیرون گذاشتن
مثال:
I stepped outside and saw the rain.
بیرون رفتم و باران را دیدم.
step نسبت به go تصویر ملموستری از «قدم گذاشتن» ایجاد میکند.
- What’s happening?
What’s happening?
چه اتفاقی دارد میافتد؟
happen = اتفاق افتادن / رخ دادن
ساختار:
What is happening?
در گفتار:
What’s happening?
مثال:
I don’t know what’s happening.
نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد.
- It’s not fair
fair = عادلانه
It’s not fair.
عادلانه نیست / منصفانه نیست.
این عبارت بسیار رایج است.
مثلاً:
That’s not fair!
این عادلانه نیست!
تکرار:
not fair, not fair, not fair
در ترانه برای تأکید احساسی استفاده شده است.
- It’s a pattern
pattern = الگو / روند تکرارشونده
It’s a pattern.
این یک الگوی تکراری است.
مثلاً:
This keeps happening. It’s a pattern.
این مدام تکرار میشود؛ یک الگوی مشخص است.
- go too far
یکی از اصطلاحات بسیار مهم:
go too far
زیادهروی کردن / بیش از حد پیش رفتن
مثال:
I think you’ve gone too far.
فکر میکنم زیادهروی کردهای.
در ترانه:
When I go too far, but come back quickly
یعنی:
وقتی بیش از حد پیش میروم، اما سریع برمیگردم.
- come back
come back = برگشتن
I came back quickly.
سریع برگشتم.
تفاوت:
go back → برگشتن به یک مکان از دیدگاه گوینده
come back → برگشتن به جایی که گوینده آن را نقطهٔ مرجع میداند
در ترانه come back حس «برگشتن به وضعیت قبلی/نقطهٔ امن» را منتقل میکند.
- a real thing
a real thing
یک چیز واقعی / چیزی واقعی و حقیقی
در:
I want a real thing now.
منظور احتمالاً صرفاً «یک شیء واقعی» نیست؛ در فضای ترانه میتواند اشارهای به یک رابطه، تجربه یا ارتباط واقعی داشته باشد.
تفاوت:
a real thing
چیزی واقعی و اصیل
a real connection
یک ارتباط واقعی
- I do, I do, I do
این ساختار از نظر گرامری بسیار جالب است.
وقتی کسی سؤال یا جملهای دارد که پاسخ آن «بله» است، میتوانیم از do برای تأکید استفاده کنیم.
مثلاً:
Do you want it?
میخواهیاش؟
I do.
بله، میخواهم.
در ترانه:
I do, I do, I do
با تکرار do، تأکید احساسی بسیار قویتر میشود:
میخواهم، واقعاً میخواهم، خیلی هم میخواهم.
- say that you want more
want more
بیشتر خواستن
Say that you want more.
بگو که بیشتر میخواهی.
more میتواند عمداً بدون مشخص کردن «بیشترِ چه چیزی» به کار رود؛ همین موضوع در ترانه نوعی ابهام شاعرانه ایجاد میکند.
واژهها و اصطلاحات کلیدی
عبارت | معنی |
buy something with money | چیزی را با پول خریدن |
pick something up | چیزی را برداشتن |
put something on sale | چیزی را برای فروش گذاشتن |
do it like me | آن را مثل من انجام دادن |
go up | بالا رفتن / افزایش یافتن |
keep your feet on the ground | واقعبین و متواضع ماندن |
crave | شدیداً خواستن / تشنهٔ چیزی بودن |
connection | ارتباط / پیوند |
turn the page | صفحه را ورق زدن؛ همچنین از گذشته عبور کردن |
match | هماهنگ/ست بودن |
shade | تناژ / طیف رنگ |
superficial | سطحی |
wanna | want to |
cover | جلد |
material | مادی |
step outside | بیرون رفتن |
happen | اتفاق افتادن |
fair | عادلانه / منصفانه |
pattern | الگو / روند تکراری |
go too far | زیادهروی کردن |
come back | برگشتن |
real thing | چیز واقعی / امر واقعی و اصیل |
want more | بیشتر خواستن |
نکتهٔ مفهومی ترانه
ترانه عمداً بین دو مفهوم بازی میکند:
material lover → کسی که به چیزهای مادی علاقه دارد
در برابر:
real connection / real thing → ارتباط و تجربهٔ واقعی
بنابراین راوی لزوماً نمیگوید «فقط پول و اشیای مادی را میخواهم». اتفاقاً در بخش پایانی تأکید میکند که در کنار علاقهاش به چیزهای مادی، یک ارتباط یا چیز واقعی هم میخواهد. عبارت turn the page / touch the cover نیز با تصویر «کتاب» این تضاد میان ظاهر و محتوای واقعی را برجسته میکند.





نظرات کاربران