Here on Earth, there’s so much confusion
اینجا روی زمین، سردرگمی و آشفتگی زیادی وجود دارد.
People live in a kind of illusion
مردم در نوعی توهم و خیال زندگی میکنند.
Where somebody else is making things better
که در آن تصور میکنند شخص دیگری قرار است اوضاع را بهتر کند.
But somehow we gotta do it together
اما به هر حال، ما باید این کار را با هم انجام دهیم.
I am just a true believer
من واقعاً یک باورمند هستم.
When it comes to giving, I’m an overachiever
وقتی صحبت از بخشیدن و کمک کردن باشد، من بیشتر از حد معمول تلاش میکنم.
As long as I live, there’s more I can give
تا وقتی زندهام، چیزهای بیشتری هست که میتوانم ببخشم.
It’s never enough
هیچوقت کافی نیست.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز اینکه تسلیم شوم.
As far as I go, there’s one thing I know
هرقدر که پیش بروم، یک چیز را میدانم.
It’s never too tough
هیچوقت آنقدر سخت نیست.
Oh no, I’ll give anything but up
اوه، نه؛ هر کاری میکنم، اما تسلیم نمیشوم.
Some girls are not quite what they seem
بعضی دخترها دقیقاً آنطور که به نظر میرسند نیستند.
A twisted lack of self-esteem
آنها دچار کمبود و فقدانِ ناسالمِ اعتمادبهنفس هستند.
Mirrors are all they want to see
تنها چیزی که میخواهند ببینند، تصویر خودشان در آینه است.
That’s not the way that this should be
این چیزی نیست که باید اینگونه باشد.
Sometimes, the world is just so small
گاهی دنیا واقعاً آنقدر کوچک است.
You could reach anybody just by giving your all
که فقط با تمام توانت میتوانی به هر کسی دسترسی پیدا کنی و با او ارتباط برقرار کنی.
As long as I live, there’s more I can give
تا وقتی زندهام، چیزهای بیشتری هست که میتوانم ببخشم.
It’s never enough
هیچوقت کافی نیست.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز اینکه تسلیم شوم.
As far as I go, there’s one thing I know
هرقدر که پیش بروم، یک چیز را میدانم.
It’s never too tough
هیچوقت آنقدر سخت نیست.
Oh no, I’ll give anything but up
اوه، نه؛ هر کاری میکنم، اما تسلیم نمیشوم.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز اینکه تسلیم شوم.
I’ll give anything but up
هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم، اما تسلیم نمیشوم.
I’ll give my first breath, last word
اولین نفسم و آخرین کلمهام را میبخشم.
Every prayer I heard
هر دعایی را که شنیدهام.
Once I start, I will not stop
وقتی شروع کنم، متوقف نخواهم شد.
Giving anything but up
هر چیزی میدهم، اما تسلیم نمیشوم.
Oh-oh, oh-oh
اوه اوه، اوه اوه.
As long as I live, there’s more I can give
تا وقتی زندهام، چیزهای بیشتری هست که میتوانم ببخشم.
It’s never enough
هیچوقت کافی نیست.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز اینکه تسلیم شوم.
As far as I go, there’s one thing I know
هرقدر که پیش بروم، یک چیز را میدانم.
It’s never too tough
هیچوقت آنقدر سخت نیست.
‘Cause I’ll give anything…
چون من هر چیزی را خواهم بخشید…
The days and the years
روزها و سالها،
The time, and the tears
زمان و اشکها،
The sound and the sight of laughter and light
صدای خنده و منظرهٔ روشنایی،
The healing and hurt, the hours of work
التیام و درد، ساعتهای تلاش و کار،
The smooth and the rough
آسانی و سختی،
I’ll give anything but up
همهچیز را میبخشم، جز اینکه تسلیم شوم.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، اما تسلیم نمیشوم.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز تسلیم شدن.
I’ll give anything
هر چیزی را میبخشم.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، اما تسلیم نمیشوم.
I’ll give anything
هر چیزی را میدهم.
I’ll give anything but up
هر چیزی را میدهم، جز اینکه تسلیم شوم.
نکات آموزشی، واژگان و اصطلاحات
- Here on Earth, there’s so much confusion
نکتهٔ گرامری
there’s = there is
ساختار:
There is + noun
برای بیان وجود داشتن چیزی استفاده میشود.
There’s so much confusion.
سردرگمی زیادی وجود دارد.
واژگان
- Earth = زمین
- confusion = سردرگمی، آشفتگی
- so much = اینهمه، مقدار زیادی
نکته
confusion اسم است و از confuse به معنی «سردرگم کردن» میآید.
- confuse = سردرگم کردن
- confused = سردرگم
- confusing = گیجکننده
- confusion = سردرگمی
- People live in a kind of illusion
عبارت مهم
a kind of + noun
یعنی:
نوعی از / نوعی
مثلاً:
It’s a kind of magic.
این نوعی جادو است.
واژگان
- live = زندگی کردن
- kind = نوع
- illusion = توهم، تصور غیرواقعی
illusion معمولاً به چیزی اشاره دارد که واقعی به نظر میرسد اما واقعیت ندارد.
- Where somebody else is making things better
عبارت مهم
make things better
یعنی:
اوضاع را بهتر کردن
مثلاً:
We need to make things better.
باید اوضاع را بهتر کنیم.
somebody else = شخص دیگری / کس دیگری
کلمهٔ else بسیار مهم است:
- someone else = شخص دیگری
- somewhere else = جای دیگری
- something else = چیز دیگری
- anyone else = شخص دیگری / هر کس دیگری
- But somehow we gotta do it together
این خط چند نکتهٔ بسیار مهم دارد.
somehow
somehow = به هر طریقی، somehow، به هر حال
We’ll find a way somehow.
به هر طریقی یک راه پیدا میکنیم.
gotta
gotta شکل محاورهای:
got to / have got to
و در اینجا معنی:
باید
We gotta do it.
باید آن را انجام دهیم.
در انگلیسی رسمی بهتر است بگوییم:
We have to do it.
together
= با هم
- I am just a true believer
true believer
عبارت:
true believer
یعنی:
کسی که واقعاً باور دارد / فردی با ایمان و باور عمیق
believe = باور داشتن
believer = فردِ باورمند
- When it comes to giving, I’m an overachiever
این یکی از مهمترین خطوط آموزشی ترانه است.
when it comes to
اصطلاح بسیار پرکاربرد:
When it comes to + noun/gerund
یعنی:
وقتی صحبت از … میشود / در مورد … که باشد
مثلاً:
When it comes to English, she’s very good.
وقتی صحبت از انگلیسی باشد، او خیلی خوب است.
giving
اینجا giving بهصورت اسممصدر آمده و میتواند مفهوم:
بخشیدن / کمک کردن / سخاوتمندی
داشته باشد.
overachiever
overachiever = فردی که بیش از حد انتظار موفق میشود یا تلاش میکند.
در این ترانه معنای شاعرانهاش این است:
در بخشیدن و کمک کردن، بیشتر از حد معمول مایه میگذارم.
- As long as I live, there’s more I can give
as long as
اینجا:
As long as I live
یعنی:
تا زمانی که زنده هستم / تا وقتی زندهام
مثلاً:
As long as I live, I’ll remember you.
تا وقتی زندهام تو را به یاد خواهم داشت.
ساختار مهم
There’s more I can give.
یعنی:
چیزهای بیشتری هست که میتوانم ببخشم.
- I’ll give anything but up
این مهمترین اصطلاح ترانه است.
anything but
بهطور معمول:
anything but X
یعنی:
هر چیزی بهجز X
اینجا:
anything but up
در واقع up بخشی از عبارت give up است.
give up
= تسلیم شدن / دست کشیدن
پس:
I’ll give anything but up.
یعنی:
هر چیزی را میدهم، اما تسلیم نمیشوم.
این یک بازی زبانی زیبا با عبارت give up است.
give + anything + but + up
یعنی:
I will give everything, but I won’t give up.
- As far as I go, there’s one thing I know
as far as
as far as I go
= تا جایی که پیش میروم / هرقدر پیش بروم
اما عبارت بسیار رایجتر:
As far as I know
یعنی:
تا جایی که من میدانم / تا آنجا که اطلاع دارم
مثلاً:
As far as I know, he’s still here.
تا جایی که من میدانم، او هنوز اینجاست.
- It’s never too tough
too + adjective
too tough
= بیش از حد سخت
اما:
It’s not too tough.
خیلی سخت نیست.
tough = سخت، دشوار، مقاوم
در این ترانه:
It’s never too tough.
مفهومش:
هیچچیز آنقدر سخت نیست که نتوان از پسش برآمد.
- Some girls are not quite what they seem
what they seem
ساختار:
be what + subject + seem
یعنی:
آن چیزی/کسی بودن که به نظر میرسد.
not quite = دقیقاً نه / کاملاً نه
پس:
They’re not quite what they seem.
یعنی:
آنها دقیقاً آنطور که به نظر میرسند نیستند.
seem
= به نظر رسیدن
- You seem tired.
به نظر میرسد خستهای. - He seems happy.
به نظر میرسد خوشحال است.
- A twisted lack of self-esteem
self-esteem
یکی از واژگان مهم سطح B1/B2:
self-esteem = عزتنفس / اعتمادبهنفس
lack of
= کمبود / فقدان
a lack of confidence
کمبود اعتمادبهنفس
twisted
= پیچیده، ناسالم، منحرفشده
در اینجا twisted lack of self-esteem بیشتر یک توصیف ادبی از نوعی نگاه ناسالم به خود است.
- Mirrors are all they want to see
ساختار:
all + subject + want
معنای:
تنها چیزی که … میخواهند
مثلاً:
Money is all he wants.
پول تنها چیزی است که او میخواهد.
اینجا:
Mirrors are all they want to see.
یعنی:
تنها چیزی که میخواهند ببینند، آینهها/تصویر خودشان است.
- That’s not the way that this should be
the way that
یعنی:
روشی که / طوری که
the way this should be
= طوری که این موضوع باید باشد
should be
should برای بیان چیزی که انتظار میرود یا درست/مناسب تلقی میشود:
It should be this way.
باید اینطور باشد.
- Sometimes, the world is just so small
sometimes
= گاهی اوقات
just
در اینجا برای تأکید است و الزاماً «فقط» معنی نمیدهد.
The world is just so small.
= دنیا واقعاً اینقدر کوچک است.
so + adjective
برای تأکید:
so small = خیلی کوچک / اینقدر کوچک
- You could reach anybody just by giving your all
یکی از مهمترین ساختارهای آموزشی این ترانه:
reach somebody
reach = به کسی رسیدن / با کسی ارتباط برقرار کردن
اما:
reach someone
میتواند معنای «برقراری ارتباط با کسی» هم داشته باشد.
just by + -ing
ساختار بسیار کاربردی:
just by doing something
یعنی:
فقط با انجام دادن کاری
مثلاً:
You can improve your English just by practicing every day.
فقط با تمرین روزانه میتوانی انگلیسیات را بهتر کنی.
give your all
اصطلاح:
give your all
= تمام توان و وجودت را گذاشتن / از همهٔ توانت استفاده کردن
مثلاً:
She gave her all to the project.
او تمام توانش را برای پروژه گذاشت.
- I’ll give my first breath, last word
این جمله کاملاً شاعرانه است.
first breath
= اولین نفس
last word
= آخرین کلمه
ترکیب این دو، مفهوم «تمام وجود و زندگی» را منتقل میکند.
- Once I start, I will not stop
once
اینجا:
Once I start
یعنی:
وقتی شروع کنم / به محض اینکه شروع کنم
مثلاً:
Once you start, you won’t want to stop.
وقتی شروع کنی، دیگر نمیخواهی متوقف شوی.
will not = won’t
I won’t stop.
متوقف نخواهم شد.
- The days and the years / The time, and the tears
این بخش با فهرستکردن عناصر زندگی ساخته شده است.
- days = روزها
- years = سالها
- time = زمان
- tears = اشکها
ترانه میگوید همهٔ اینها را میبخشد و در عوض، تسلیم نمیشود.
- The sound and the sight of laughter and light
sound
= صدا
sight
= منظره / آنچه دیده میشود
laughter
= خنده
light
= نور / روشنایی
sound and sight
یک ترکیب ادبی برای اشاره به تجربهٔ شنیداری و دیداری است.
- The healing and hurt
دو واژهٔ متضاد:
- healing = التیام، بهبود
- hurt = درد، آسیب
نکتهٔ مهم:
heal = التیام یافتن / درمان کردن
healing = روند بهبود
hurt = آسیب / درد
- The smooth and the rough
این هم یک تضاد ادبی است:
- smooth = صاف، نرم، آسان
- rough = خشن، زبر، سخت
در معنای استعاری:
روزهای آسان و روزهای سخت زندگی.
جمعبندی واژگان مهم
واژه / عبارت | معنی |
confusion | سردرگمی |
illusion | توهم، تصور غیرواقعی |
somebody else | شخص دیگری |
make things better | اوضاع را بهتر کردن |
somehow | به هر طریقی |
gotta | باید، شکل محاورهای have got to |
together | با هم |
true believer | باورمند واقعی |
when it comes to | وقتی صحبت از… میشود |
giving | بخشیدن، کمک کردن |
overachiever | فرد بسیار پرتلاش/موفقتر از حد انتظار |
as long as | تا زمانی که |
give up | تسلیم شدن |
anything but | هر چیزی بهجز |
tough | سخت، دشوار |
quite | کاملاً، نسبتاً |
seem | به نظر رسیدن |
self-esteem | عزتنفس |
lack of | کمبود |
mirror | آینه |
reach someone | به کسی رسیدن / ارتباط برقرار کردن |
give your all | تمام توانت را گذاشتن |
breath | نفس |
prayer | دعا |
once | وقتی که / به محض اینکه |
laughter | خنده |
healing | التیام |
hurt | درد، آسیب |
smooth | صاف، آسان |
rough | خشن، سخت |
چند ساختار بسیار ارزشمند
- There is / There are → وجود داشتن
- a kind of + noun → نوعی از…
- somebody else / something else / somewhere else → شخص/چیز/جای دیگر
- gotta → شکل محاورهای have got to
- when it comes to + noun/-ing → وقتی صحبت از… میشود
- as long as + clause → تا زمانی که…
- give up → تسلیم شدن
- anything but + noun → هر چیزی بهجز…
- not quite what… → دقیقاً آنطور که…
- just by + -ing → فقط با انجام دادن…
- give your all → تمام توان خود را گذاشتن
- once + clause → وقتی/به محض اینکه…
- as far as I know → تا جایی که میدانم
پیام اصلی ترانه نیز حول یک ایدهٔ ساده اما قدرتمند میچرخد: انسان میتواند زمان، انرژی، اشک، درد، عشق و تمام توان خود را ببخشد، اما نباید give up کند؛ یعنی تسلیم شود.





نظرات کاربران