선
خط
하얀 도화지를 가르듯
انگار که یه کاغذ سفید نقاشی رو نصف کنی
세계를 가로 질러 끝없이 이어지는 경계선
یه خط مرزی که از وسط دنیا رد میشه و انگار هیچوقت تموم نمیشه
線は僕にとって悪夢だった
اون خط برای من یه کابوس بود
I kept running and running
مدام میدویدم و میدویدم
Towards an unknown destination beyond the border
به سمت یه مقصد ناشناخته اونطرف مرز
To cross the line
تا از اون خط رد بشم
어느새 그 선은
یه جایی از راه
나를 쫓아와 묶어버리고 주저 앉힌 후
اون خط دنبالم اومد، منو گرفت و زمینگیرم کرد
그저 쳇바퀴 맴돌듯 선위를 따라 걷게 만들었다
و مجبورم کرد فقط مثل یه چرخ تکراری، دور همون خط راه برم
でも
اما
ダビデの石が遠心力で飛んでいくように
مثل سنگی که داوود با فلاخن پرت کرد و با نیروی گریز از مرکز پرواز کرد
加速したロケットが向心力を脱して, 軌道から飛び出すように
مثل یه موشک که با سرعت از نیروی جاذبه رد میشه و از مدارش خارج میشه
走って走って, また走った僕は
من که دویدم و دویدم و باز هم دویدم
나는 이제 깨닫는다
حالا بالاخره فهمیدم
And I declare
و اعلام میکنم
That I who was hunted so far have now become the hunter
که منی که تا الان شکار میشدم، حالا خودم شکارچی شدم
그저 선을 따라 걷던 난 선을 그리는 내가 된다
من که فقط دنبال خط راه میرفتم، حالا تبدیل میشم به کسی که خودش خط رو میکشه
僕は新たな世界の線を引き
من خطهای یه دنیای جدید رو رسم میکنم
その世界の中で
و توی اون دنیا
僕
من
I
من
(나)
(من)
(우리가 연결되게 하리라)
(باعث میشم ما به هم وصل بشیم)
Draw the line!
خط رو بکش!
Today is the first day
امروز اولین روزه
시작해 my new day
شروع میکنم روز جدیدمو
Don’t walk the line!
فقط دنبال خط راه نرو!
Today is the first day
امروز اولین روزه
시작해 my new day
شروع میکنم روز جدیدمو
날 가두는 선들을 지워
اون خطهایی که منو زندانی کردن پاک کن
규칙따윈 다 던져버려
همه اون قانونها رو بنداز دور
새로운 선 내 길을 그려
یه خط تازه بکش، مسیر خودمو
We draw the new line
ما یه خط جدید میکشیم
We draw the new line
ما یه خط جدید میکشیم
光
نور
차가운 공기
هوای سرد
Clear blue skies
آسمون آبی و صاف
I lift my eyes up to see the sun rising
سرمو بالا میگیرم تا طلوع خورشید رو ببینم





نظرات کاربران