0

پادکست شنیداری انگلیسی C1-مصاحبه درباره دو کتاب

بازدید 591

Presenter: Today we’re looking at the darker side of literature with two books about not-so-happy families. And we’ve got writer Helen Slade and book critic Anna Kimura to talk us through them. First up, we’re looking at Her Mother’s Daughter by Alice Fitzgerald, a novel written from two points of view, one of a child and the other of her very troubled mother. Helen, I have to be honest. I found this one hard to read. It’s very well written but, well, how did you find it?
Helen: I know what you mean, but I literally couldn’t put it down and stayed up till three in the morning to finish it. There’s something about immersing yourself in a family this flawed, this damaged, that’s compelling. You’d never want to be in that family yourself, but that’s what reading is about, isn’t it? Wearing someone else’s shoes for a while without ever having to live their reality.
Presenter: You surprise me! The families in your own books are a million miles away from this one.
Helen: Yeah, my readers can always be sure they’re going to get a happy ending. Which you definitely … I don’t want to give too much away here, but you definitely don’t feel like a happy ending is coming for these characters.
Presenter: OK, so don’t mention the ending, but can you just describe for listeners what the book is about?
Helen: So, it’s about a family with secrets. The mother has hidden her troubled childhood from her husband and her two children but, of course, it’s shaped her entire personality and how she behaves as a mother and as a wife. Which is especially obvious when we’re reading the sections told in the child’s voice, even though the little girl herself doesn’t understand the meaning of everything she’s seeing.
Presenter: For me, what was really so shocking was less what happened to the mother when she was a child but how the mother treated her own children. Why is that, do you think?
Helen: I think we’re all programmed to see mothers as something sacred and pure. As a child she was mistreated by her father, and in some ways we’re not that shocked by that, which is a sad thing in itself, and her own mother didn’t help her. As a reader we’re less affected by that, I think, because that part of the story is revealed to us in the mother’s voice, the adult voice. But the reason the way she treats her own child is so much more shocking is that the child is telling us about it and we sympathise with her. It’s very clever how the author plays on our natural instincts to protect a child.
Presenter: Though we do feel sorry for the mother too. Or, at least, I did.
Helen: It’s hard not to. She’s trapped in her own unhappiness.
Presenter: And we’re trapped right there with her as the reader. It made me wonder, Anna, why is it that miserable books like this one sell so well?
Anna: Because all of us have families. I suppose the books play out things we all see in much smaller ways in our own family lives.
Presenter: The other hard-hitting book this week is We Need to Talk About Kevin by Lionel Shriver. Now there’s a family who have a problem!
Anna: They definitely do. Very few people will ever have a killer as a teenage son like the narrator in the book, but we can all identify with the challenges and often terrifying reality of raising teenagers!
Presenter: So can you give us the lowdown on Kevin, then, Anna?
Anna: This book is written from the point of view of the mother in letters she’s writing to her husband, Kevin’s father. Again, we shouldn’t say too much about the ending, but the way the author uses the letters is very clever.
Presenter: I have to admit, I really enjoyed this book. It’s a difficult topic, but it was much easier to read than Her Mother’s Daughter.
Anna: As Helen said before, it’s about the voice of the narrator. There’s no child’s voice and, in this story, the victims in many ways are the adults, though, of course, Kevin’s sister is a victim of her brother’s evil.
Helen: Yes, and the idea of where ‘evil’ comes from is a theme that comes out in both books. If you choose to call it ‘evil’ that is. I prefer to describe it as a complete lack of empathy. The mother in Her Mother’s Daughter had a terrible childhood, but Kevin’s from a happy home and good parents.
Presenter: Is he though? The mother often admits she found motherhood hard. Aren’t we supposed to think she might have caused Kevin to turn out the way he does? Just like in Her Mother’s Daughter.
Anna: Both books certainly look at how the mistakes of the parents affect children. And this is another reason we relate to these books. Parents are always worrying if they’re doing a good job.

مجری: امروز با دو کتاب در مورد خانواده های نه چندان خوشبخت به جنبه تاریک ادبیات نگاه می کنیم. و ما هلن اسلید نویسنده و آنا کیمورا منتقد کتاب را داریم که با آنها صحبت کنند. در ابتدا، ما به دختر مادرش نوشته آلیس فیتزجرالد نگاه می کنیم، رمانی که از دو دیدگاه نوشته شده است، یکی از یک کودک و دیگری درباره مادر بسیار مشکل او. هلن، من باید صادق باشم. خواندن این یکی برایم سخت بود. بسیار خوب نوشته شده است، اما، خوب، چگونه آن را پیدا کردید؟
هلن: منظورت را می دانم، اما به معنای واقعی کلمه نتوانستم آن را زمین بگذارم و تا سه صبح بیدار ماندم تا آن را تمام کنم. چیزی در مورد غوطه ور شدن در خانواده ای به این معیوب، این آسیب دیده، قانع کننده است. شما هرگز نمی خواهید خودتان در آن خانواده باشید، اما این چیزی است که خواندن به آن مربوط می شود، اینطور نیست؟ پوشیدن کفش های دیگران برای مدتی بدون نیاز به زندگی با واقعیت آن ها.
مجری: تو مرا غافلگیر کردی! خانواده‌های کتاب‌های شما میلیون‌ها مایل با این کتاب فاصله دارند.

هلن: بله، خوانندگان من همیشه می توانند مطمئن باشند که پایان خوشی خواهند داشت. که شما قطعاً … من نمی خواهم خیلی چیزها را در اینجا تقدیم کنم، اما مطمئناً احساس نمی کنید که پایان خوشی برای این شخصیت ها در راه است.
ارائه دهنده: خوب، پس پایان را ذکر نکنید، اما آیا می توانید فقط برای شنوندگان توضیح دهید که کتاب درباره چه چیزی است؟
هلن: بنابراین، این در مورد یک خانواده با اسرار است. مادر دوران کودکی پر دردسر خود را از شوهر و دو فرزندش پنهان کرده است، اما، البته، تمام شخصیت او و نحوه رفتار او به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر را شکل داده است. این امر به ویژه هنگامی آشکار می شود که ما بخش هایی را که با صدای کودک گفته می شود می خوانیم، حتی اگر خود دختر کوچک معنای همه چیزهایی که می بیند را درک نمی کند.
مجری: برای من چیزی که واقعاً خیلی تکان دهنده بود کمتر این بود که چه اتفاقی برای مادر در کودکی افتاد، بلکه این بود که مادر چگونه با فرزندان خود رفتار می کرد. به نظر شما چرا اینطور است؟
هلن: فکر می‌کنم همه ما طوری برنامه‌ریزی شده‌ایم که مادران را چیزی مقدس و پاک ببینیم. در کودکی پدرش با او بدرفتاری می‌کرد، و از برخی جهات ما از این موضوع شوکه نشدیم، که به خودی خود غم‌انگیز است و مادر خودش به او کمک نکرد. به‌عنوان یک خواننده، فکر می‌کنم کمتر تحت تأثیر آن قرار می‌گیریم، زیرا آن بخش از داستان در صدای مادر، صدای بزرگسالان، برای ما آشکار می‌شود. اما دلیل اینکه نحوه رفتار او با فرزند خود بسیار تکان دهنده تر است این است که کودک در مورد آن به ما می گوید و ما با او همدردی می کنیم. این بسیار هوشمندانه است که چگونه نویسنده با غرایز طبیعی ما برای محافظت از کودک بازی می کند.

مجری: اگرچه ما هم برای مادر متاسفیم. یا حداقل من این کار را کردم.
هلن: این کار سختی است. او در بدبختی خودش گرفتار شده است.
مجری: و ما همانجا با او به عنوان خواننده گیر افتاده ایم. این باعث شد تعجب کنم، آنا، چرا کتاب های بدبختی مثل این اینقدر خوب می فروشند؟
آنا: چون همه ما خانواده داریم. فکر می‌کنم کتاب‌ها چیزهایی را به تصویر می‌کشند که همه ما در زندگی خانوادگی‌مان به شکل‌های کوچک‌تری می‌بینیم.
ارائه‌دهنده: یکی دیگر از کتاب‌های پرفروش این هفته ما باید درباره کوین صحبت کنیم اثر لیونل شرایور است. الان یه خانواده مشکل دارن!
آنا: حتما این کار را می کنند. تعداد بسیار کمی از مردم به عنوان یک پسر نوجوان قاتل مانند راوی کتاب را خواهند داشت، اما همه ما می توانیم با چالش ها و اغلب واقعیت وحشتناک تربیت نوجوانان همذات پنداری کنیم!
مجری: پس آنا، می‌توانی کوین را به ما کاهش بدهی؟
آنا: این کتاب از دیدگاه مادر در نامه هایی که برای همسرش، پدر کوین می نویسد، نوشته شده است. باز هم در مورد پایان نباید زیاد بگوییم، اما نحوه استفاده نویسنده از حروف بسیار هوشمندانه است.
مجری: باید اعتراف کنم که از این کتاب بسیار لذت بردم. موضوع سختی است، اما خواندن آن بسیار راحت تر از دختر مادرش بود.
آنا: همانطور که هلن قبلاً گفته بود، در مورد صدای راوی است. صدای کودکی وجود ندارد و در این داستان، قربانیان از بسیاری جهات بزرگسالان هستند، البته، خواهر کوین قربانی شرارت برادرش است.
هلن: بله، و این ایده که «شر» از کجا می آید، موضوعی است که در هر دو کتاب مطرح شده است. اگر تصمیم بگیرید که آن را “شیطان” بنامید. من ترجیح می دهم آن را به عنوان فقدان کامل همدلی توصیف کنم. مادر در دختر مادرش دوران کودکی وحشتناکی داشت، اما کوین از یک خانه شاد و والدین خوب است.
مجری: آیا او با این حال؟ مادر اغلب اعتراف می کند که مادری را برایش سخت دیده است. آیا قرار نیست فکر کنیم که او ممکن است باعث شده باشد که کوین به شکلی که او انجام می دهد ظاهر شود؟ درست مثل دختر مادرش.
آنا: هر دو کتاب مطمئناً به چگونگی تأثیر اشتباهات والدین بر فرزندان می پردازند. و این دلیل دیگری است که ما با این کتاب ها ارتباط داریم. والدین همیشه نگران هستند اگر کارشان را خوب انجام دهند.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X