6

پادکست شنیداری انگلیسی A1 – سازماندهی یک پروژه گروهی

بازدید 461

Cara: So for our group project, do you want to start this week?
Selim: Yeah, I want to start early so we have enough time.
Robert: Me too, but I’ve got a big maths project too.
Cara: How about we meet first to plan what we’re going to do? Just for an hour.
Robert: Good idea, Cara.
Cara: When are you free?
Robert: I can always do mornings before 10.
Cara: Robert … Uh …
Selim: I’m sleeping before 10!
Robert: OK! OK, so when are you two free?
Cara: Wednesdays are good for me. But not very early, please!
Selim: I can’t do the mornings on Wednesdays but I have 3 till 5 free.
Robert: I can do 4 o’clock, just before my maths class.
Cara: Great, 4 then. Where shall we meet?
Selim: The library?
Robert: I don’t know. The library isn’t a good place for a planning meeting as we can’t talk in there.
Cara: How about the university café? It’s near the library. We can talk in there. And eat cake.
Selim: Cake is good.
Robert: OK, so Wednesday at the café. I need to leave at ten to five to go to my maths class.
Cara: No problem. Planning will take less than an hour.
Selim: OK! See you Wednesday for cake.
Robert and Cara: See you, Selim!

کارا: خب، برای پروژه گروهی‌مان، می‌خواهی این هفته شروع کنیم؟
سلیم: بله، می‌خواهم زود شروع کنم تا وقت کافی داشته باشیم.
رابرت: من هم همینطور، اما من هم یک پروژه ریاضی بزرگ دارم.
کارا: چطور است اول همدیگر را ببینیم تا برنامه‌ریزی کنیم که قرار است چه کار کنیم؟ فقط برای یک ساعت.
رابرت: ایده خوبی است، کارا.
کارا: کی وقت آزاد داری؟
رابرت: من همیشه می‌توانم صبح‌ها قبل از ساعت ۱۰ انجام دهم.
کارا: رابرت … امم …
سلیم: من قبل از ساعت ۱۰ می‌خوابم!
رابرت: باشه! باشه، پس شما دو نفر کی وقت آزاد دارید؟
کارا: چهارشنبه‌ها برای من خوب است. اما نه خیلی زود، لطفا!
سلیم: من نمی‌توانم صبح‌های چهارشنبه را انجام دهم، اما از ساعت ۳ تا ۵ وقت آزاد دارم.
رابرت: می‌توانم ساعت ۴، درست قبل از کلاس ریاضی‌ام، انجام دهم.
کارا: عالیه، پس ساعت ۴. کجا همدیگر را ببینیم؟
سلیم: کتابخانه؟ رابرت: نمی‌دانم. کتابخانه جای خوبی برای جلسه برنامه‌ریزی نیست چون نمی‌توانیم آنجا صحبت کنیم.
کارا: کافه دانشگاه چطور است؟ نزدیک کتابخانه است. می‌توانیم آنجا صحبت کنیم. و کیک بخوریم.
سلیم: کیک خوب است.
رابرت: باشه، پس چهارشنبه در کافه. من باید ساعت ده و پنج بروم تا به کلاس ریاضی‌ام بروم.
کارا: مشکلی نیست. برنامه‌ریزی کمتر از یک ساعت طول می‌کشد.
سلیم: باشه! چهارشنبه برای کیک می‌بینمت.
رابرت و کارا: می‌بینمت، سلیم!

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. dororo گفت:

    سلام مرسی بابت سایت خوبتون !
    توی این نت ملی خیلی کمکم کردید …

    1. سلام. ممنون از محبت شما

      1. dororo گفت:

        راستی جساراتا این پادکست ها و ویدیو ها رو با نت ملی از کجا میارین ؟

        1. از قبل روی سیستمم داشتم، الان صرفا دارم بارگذاری میکنم.

          1. dororo گفت:

            آها اوکی …
            ادامه بدید ، من این روزا هرروز منتظر ویدیو و پادکست های جدیتونم 🙂

          2. در این آدرس انباشت ویدیوهای آموزشی زبان انگلیسی بصورت دسته بندی شده در دسترس است، وارد هر پوشه که شوید، ویدیوهای خاص همان حوزه قابل مشاهده است. موفق باشید.
            https://download.bibis.ir/Movies/Educations/English/

X