[Verse 1]
I don’t think you ever loved me and I have to believe that now
فکر میکنم هیچوقت دوستم نداشتی، و حالا ناچارم این را باور کنم
‘Cause otherwise, I’ll look for love like yours in every place around
وگرنه، باقی عمر را به دنبال عشقی شبیه عشقِ تو در هر گوشهای خواهم گشت
The love that flows like blood does, that I’ll search for through the years
همان عشقی که مثل خون در رگها جاریست، و من سالها به جستوجویش خواهم بود
You speak through gritted teeth, sayin’, “My darlin’, I’m right here”
با دندانهای فشرده به هم حرف میزنی و میگویی: «عزیز دلم، من همینجام»
(سخن از سر اکراه و دروغ، که حضوری سرد را پنهان میکند)
And it is not my fault, it’s something I was learnin’
و این گناهِ من نیست، چیزی بود که داشتم یاد میگرفتم
I only feel at home, now, in a home when it is burning
حالا فقط آنجا احساس در خانه بودن میکنم که در آتش میسوزد
(چنان با بحران خو گرفته که آرامش را تنها در ویرانی حس میکند)
After gathering this knowledge, I have to face the truth
بعد از جمعآوری این دانستهها، ناچارم با حقیقت روبهرو شوم
That you never loved me, but I tried so hard to love you
این که تو هرگز دوستم نداشتی، اما من تا جان داشتم برای دوستداشتنت تقلا کردم
[Chorus]
And I want you to try so that I can thank you for tryin’
و دلم میخواهد تلاش کنی، تا بتوانم بابت تلاشت از تو تشکر کنم
And then maybe that will make you try some more
و آنوقت شاید همین وادارت کند کمی بیشتر تلاش کنی
In the whites of your eyes, I can see they know of your crimes, but
توی سفیدیِ چشمانت میتوانم ببینم که از خطاهایت آگاهی
Confession won’t slip willingly past your lips until you’re on death’s door
اما اعتراف، تا پای مرگ نیفتی، هرگز به اختیار از لبانت خارج نمیشود
(تنها در واپسین لحظهٔ زندگی حاضر به اقرار میشوی)
It’s not in my nature to forgive bad behaviour except when it’s yours
اصلاً در طینت من نیست که رفتار بد را ببخشم، مگر وقتی که پای تو در میان باشد
[Verse 2]
And what makes me go crazy, I can never slam the door
و چیزی که دیوانهام میکند این است که هیچگاه نمیتوانم در را محکم بکوبم
If you walked in right now with a new lie, then I’d be yours
اگر همین حالا با دروغی تازه از در وارد شوی، باز هم مال تو میشوم
You’ve always got a foot in, you’ve always got a start
همیشه یک پایت لای در است، همیشه راه نفوذی باز داری
And the fact you never take that chance, it f*cking breaks my heart
و این که هیچوقت از آن راه نفوذ استفادهٔ واقعی نمیکنی، قلبم را بدجور میشکند
And now I’m unforgiving, my mother doesn’t understand
و حالا من نابخشاینده شدهام، مادرم دلیلش را نمیفهمد
I wasn’t born an angry child, but I became an angry man
کودکیام سرشار از خشم نبود، اما مردی پر از خشم شدم
[Chorus]
I want you to try so that I can thank you for tryin’
دلم میخواهد تلاشی کنی تا بتوانم از تو بابت تلاشت تشکر کنم
And then maybe that’ll make you try some more
و آنوقت شاید همان وادارت کند که بیشتر هم تلاش کنی
I can’t stem the flow and God only knows
نمیتوانم جلوی این خونریزی را بگیرم و فقط خدا میداند
(جریانِ درد و زخمهای عاطفی که بند نمیآید.)
Where you hide your stash of broken glass as the red pours
انبار شیشههای شکستهات را کجا پنهان کردهای، وقتی سرخی [خون] جاریست
(استعاره از زخمهایی که پنهان میکند و در عین حال جراحتی تازه میزند)
It’s not in my nature, it’s not in my nature
این در سرشت من نیست، در نهاد من نیست
[Bridge]
Forgiveness was never my strong suit
بخشش هرگز خصیصهٔ برجستهام نبود
But neither was givin’ up on you
اما تسلیم شدن در برابر تو هم هرگز نقطهٔ قوّتم نبود
Forgiveness was never my strong suit
بخشندگی هرگز هنر من نبوده است
[Chorus]
I want you to try so that I can thank you for tryin’
دلم میخواهد تلاش کنی، تا بتوانم به پاسِ تلاشت سپاسگزار باشم
And then maybe that’ll make you try some more
و آنوقت شاید همین ترغیبت کند به تلاشی بیشتر
I can’t stem the flow and God only knows
نمیتوانم جلوی جاری شدنش را بگیرم و تنها خدا میداند
Where you hide your stash of broken glass as the red pours
انبار شیشههای شکستهات را کجا پنهان کردهای، وقتی سرخی [خون] جاریست
[Outro]
I want you to try so that I can thank you for tryin’
میخواهم تلاش کنی تا بتوانم شاکرِ کوششت باشم
And then maybe that’ll make you try some more
و شاید آنوقت وادار شوی بیش از این تلاش کنی
I can’t stem the flow and god only knows
نمیتوانم سیل زخم را بند بیاورم و خدا میداند
It’s not in my nature to forgive bad behaviour, especially yours
در طبع من بخشیدن بدرفتاری نیست، بهخصوص وقتی پای تو در میان باشد





نظرات کاربران