0

دانلود رمان انگلیسی “چشم طوفان” – نسخه‌ای از غرور و تعصب

بازدید 574
  • عنوان کتاب: THE EYE OF THE STORM -A Pride and Prejudice variation
  • نویسنده: Belén Paccagnella
  • سال انتشار: 2026
  • تعداد صفحه: 206
  • زبان اصلی: انگلیسی
  • نوع فایل: pdf
  • حجم فایل: 1.95 مگابایت

باد غرش می‌کرد و باران به پنجره‌ها می‌کوبید. تاریکی عمارت را فرا گرفته بود و تنها شمعی که در دست او سوسو می‌زد، آن را می‌شکست، در حالی که طوفان بی‌وقفه در بیرون می‌وزید. در یک طرف، ردیفی از پنجره‌ها زیر هجوم شدید باد می‌لرزیدند؛ در طرف دیگر، خطی از زره مانند نگهبانان خاموش ایستاده بود و سایه‌های شبح‌مانندی را در امتداد دیوارها می‌انداخت. لرزی در تمام بدنش دوید و شمع را بالا برد تا دورتر از راهرو را ببیند. عقل سلیم او را به عقب‌نشینی به اتاق امنش فرا خواند، با این حال او قدم به جلو گذاشت، کنجکاوی و سرسختی بر ترس‌هایش غلبه می‌کرد. او الیزابت بنت بود و شجاعتش همیشه در مواجهه با ارعاب افزایش می‌یافت. برق آذرخش تاریکی را شکافت و تالار را با نور سفید کورکننده‌ای پر کرد. درخشش برای چندین ضربان قلب ادامه یافت تا اینکه غرش کرکننده رعد زره را لرزاند. همانطور که درخشش محو می‌شد، منظره دیگری پدیدار شد: نیمرخ مردی در مقابل دیوار. او تنها نبود. الیزابت با وحشت از خواب بیدار شد، قلبش به تپش افتاده بود، در حالی که خواب، آشفته و واضح، ذهنش را تسخیر کرده بود. نور خورشید از پنجره کالسکه به داخل می‌تابید و مناظر بادخیز ولز را با درخششی طلایی رنگ غرق در نور کرده بود. آیا ظهر شده بود؟ سفر آنقدر طولانی شده بود که او حس زمان را از دست داده بود. پنج روز آخر، او با سر ویلیام لوکاس و دخترش ماریا به مقصد ساحل سِرِدیگیون سفر کرده بود. از آنجا، آنها به سمت جزیره روزینگز، جایی که دوست عزیزش شارلوت پس از ازدواج با آقای کالینز در آن اقامت گزیده بود، حرکت می‌کردند. ماریا با چهره‌ای برافروخته گفت: «بالاخره بیدار شدی، لیزی. دلت برای روستایی که از کنارش رد شدیم تنگ شده بود – خیلی دوست‌داشتنی بود! به بیدار کردنت فکر کردم، اما بابا گفت باید بگذارم استراحت کنی.»

The wind roared as rain lashed against the windows. Darkness enveloped the mansion, broken only by the candle that flickered in her hand while the relentless storm raged outside. On one side, a row of windows trembled under the wind’s fierce assault; on the other, a line of armour stood like silent sentinels, casting ghostly shadows along the walls. A shiver ran through her entire body, and she raised the candle to see farther down the passage. Common sense urged her to retreat to the safety of her room, yet she stepped forward, curiosity and stubbornness outweighing her fears. She was Elizabeth Bennet, and her courage always rose in the face of intimidation. A flash of lightning split the darkness, flooding the gallery with blinding white light. The glow lingered for several heartbeats before a deafening rumble of thunder rattled the armour. As the brilliance faded, another sight emerged: a man’s figure silhouetted against the wall. She was not alone. Elizabeth woke with a start, her heart pounding as the dream clung to her mind, unsettling and vivid. Sunlight streamed through the carriage window and bathed the windswept Welsh landscape in a golden glow. Was it noon already? The journey had stretched for so long she had lost the sense of time. For the last five days, she had been travelling with Sir William Lucas and his daughter Maria, bound for the coast of Ceredigion. From there, they would set sail for Rosings Island, where her dear friend Charlotte had settled after marrying Mr. Collins. “At last, you are awake, Lizzy,” Maria said, her face bright. “You missed the village we just passed—it was so lovely! I thought of waking you, but Papa said I should let you rest.”

این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:

Download: THE EYE OF THE STORM

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X