I’m tired. I’m tired. I’m tired of acting like I’m okay
خستهام. خستهام. خستهام از اینکه الکی وانمود کنم حالم خوبه
I smile. I smile. I smile, but the pain don’t fade.
لبخند میزنم. لبخند میزنم. لبخند میزنم، اما این درد محو نمیشه
I try, I try, I try to leave it all behind.
تلاش میکنم، سعی میکنم همهچیز رو پشت سرم جا بذارم
But night after night after night, still on my mind.
اما شب به شب، پشت سر هم، هنوز توی فکرمه
I wake up feeling heavy in my chest.
بیدار میشم در حالی که یه سنگینیِ بد روی سینهام حس میکنم
Like I lost something I never said.
انگار یه چیزی رو از دست دادم که هیچوقت به زبون نیاوردمش
I move fast so I don’t feel stressed, but it waits for me when I rest.
سریع حرکت میکنم (خودم رو مشغول میکنم) تا استرس نگیرم، اما وقتی استراحت میکنم، اون درد منتظرمه
Everybody thinks I’m cool.
همه فکر میکنن من حالم میزونه و بیخیالم
They don’t see what I go through.
اونا نمیبینن که دارم چه روزهای سختی رو میگذرونم
I don’t talk, that’s what I do. I just hold it, hold it.
من حرفی نمیزنم، کارم همینه؛ فقط میریزم تو خودم، تحملش میکنم
I remember this.
من این روزها رو یادمه
We didn’t fight back when wrong stuff felt right.
وقتی کارهای اشتباه به نظرمون درست میومد، باهاش نجنگیدیم
Now your name feels way too loud.
حالا اسمت توی سرم بیش از حد بلند اکو میشه
Even silence sounds like you.
حتی سکوت هم صدایی شبیه تو میده
I delete the text, not the pain.
من پیاما رو پاک میکنم، اما درد رو نه
Different faces, same mistakes.
آدمای جدید، همون اشتباهات تکراری
I say next time I’ll be changed, but I stay the same.
به خودم میگم دفعه بعد تغییر میکنم، اما باز همونجوری میمونم
I’m tired. I’m tired. I’m tired of acting like I’m okay.
خستهام. خستهام. خستهام از اینکه الکی وانمود کنم حالم خوبه
I smile, I smile, but the pain don’t fade.
لبخند میزنم، لبخند میزنم، اما این درد محو نمیشه
I try, I try, I try to leave it all behind.
تلاش میکنم، سعی میکنم همهچیز رو پشت سرم جا بذارم
But night after night after night, still on my mind.
اما شب به شب، پشت سر هم، هنوز توی فکرمه
I sit alone in crowded rooms.
توی اتاقهای شلوغ، تکوتنها میشینم
I play it cold.
سرد و بیاحساس رفتار میکنم
They don’t know my favorite move is disappearing.
اونا نمیدونن که حرکت موردعلاقه من، غیب شدن و رفتنه
I don’t hate love. I hate hope.
من از عشق متنفر نیستم، من از «امید» متنفرم
It makes it harder to let go.
چون رها کردن رو سختتر میکنه
Every contact feels like rope around my throat.
هر ارتباطی، مثل یه طناب دور گلوم حس میشه
I don’t know when to cross that line from healing to heartache.
نمیدونم کِی قراره از مرزِ بین «خوب شدن» به «درد کشیدنِ قلب» عبور کنم
I don’t cry, just feel numb.
من گریه نمیکنم، فقط کاملاً بیحس شدم
Like the tears already done.
انگار اشکام از قبل خشک شدن و تموم شدن
If pain had a favorite song, this would be the one.
اگه «درد» یه آهنگ موردعلاقه داشت، قطعاً همین آهنگ میشد
I see a shadow on my phone.
یه سایه روی گوشیم میبینم
Every time it lights up.
هر بار که صفحهاش روشن میشه
I know we both already gone.
میدونم که هر دومون دیگه از دست رفتیم (تموم شدیم)
I try love, or try space. Try moving on.
عشق رو امتحان میکنم، یا فاصله گرفتن رو؛ سعی میکنم ازش بگذرم و برم جلو
Same face. Every road leads to the same place.
اما همون چهره میاد تو ذهنم؛ همه راهها به همون جای قبلی ختم میشن
Back to you.
برمیگردن به تو
I don’t drink. Got too much to think.
من اهل نوشیدن نیستم. بیش از حد فکر تو سرمه
I replay words you didn’t mean, but they stay with me.
کلماتی رو که واقعاً منظوری ازشون نداشتی تو ذهنم مرور میکنم، اونا با من موندگار شدن
If I’m honest now, I’m scared.
اگه بخوام الان روراست باشم، من میترسم
That the feeling never ends.
از اینکه این حس هیچوقت تموم نشه
That my heart would never feel the same.
که قلبم دیگه هیچوقت مثل قبل نشه.
I used to dream about the future.
قبلاً عادت داشتم درباره آینده رویاپردازی کنم
Now I feel so empty.
اما حالا احساس پوچیِ مطلق میکنم
I don’t need nobody to save me.
به هیچکس نیاز ندارم که منو نجات بده
I just want some peace.
من فقط یه کم آرامش میخوام
Every night feels too long.
هر شب بیش از حد طولانی به نظر میرسه
Too long. Too long.
خیلی طولانی… خیلی طولانی
I talk to God.
با خدا حرف میزنم
Like He heard us all before.
انگار اون قبلاً همهمون رو شنیده
I don’t ask Him for much more
دیگه چیز زیادی ازش نمیخوام.
Just let it hurt less.
فقط میخوام بذاره دردش کمتر بشه
I’m not broken, just in pain.
من نشکستم، فقط دارم درد میکشم
Trying hard not to resend all the love I’m never meant to lose.
سخت تلاش میکنم که نسبت به اون عشقی که هرگز قرار نبود از دستش بدم، پر از کینه و تلخی نشم.
One day I’ll wake up late.
یه روز، دیر از خواب بیدار میشم
I can finally take a breath.
و بالاخره میتونم یه نفس راحت بکش
It ain’t going to hit my chest.
و دیگه اون سنگینی به سینهام ضربه نمیزنه
I just write these songs.
من فقط این آهنگها رو مینویسم
What if they’re the only thing keeping me alive?
چی میشه اگه اینا تنها چیزی باشن که منو زنده نگه داشتن؟
If I’m quiet now, you know why.
اگه الان ساکتم، خودت میدونی چرا
I’m surviving.
من فقط دارم دووم میارم.
I don’t need to be okay.
نیازی ندارم که حالم کاملاً خوب باشه
I just need another day.
من فقط به یه روزِ دیگه نیاز دارم
If I make it through tonight.
اگه بتونم امشب رو به سلامت صبح کنم
I’m alright.
حالم خوب میشه
Stay away.
همون دور بمون





نظرات کاربران