0

دانلود رمان انگلیسی “خطرناک، کثیف، خشن و جوان”

بازدید 785
  • عنوان کتاب: Dangerous, Dirty, Violent, and Young
  • نویسنده: Zayd Ayers Dohrn
  • سال انتشار: 2026
  • تعداد صفحه: 403
  • زبان اصلی: انگلیسی
  • نوع فایل: pdf
  • حجم فایل: 12.7 مگابایت

یک شب سرد در ماه دسامبر، وقتی هنوز چهار ساله نشده بودم، مادرم در حالی که هوا هنوز تاریک بود، در حالی که صورتش را به گونه‌ام می‌فشرد و زمزمه می‌کرد: «باید همین الان برویم.» از روی تشکم غلتیدم، کورکورانه در آپارتمان کوچکمان تلوتلو خوردم تا دستشویی کنم، شلوار جین و کفش‌های کتانی‌ام را پوشیدم و بدون هیچ حرفی از پله‌ها پایین رفتم، روی نوک پا راه می‌رفتم تا همسایه‌ها را بیدار نکنم. در سرسرا توقف کردیم. بیرون، پدرم زیر نور چراغ‌های خیابان کار می‌کرد، نفسش از میان ریشش بخار می‌کرد، در حالی که یخ را از روی شیشه جلو می‌شکست و کیف‌ها و جعبه‌های ما را داخل هاچ‌بک یک استیشن واگن آبی زنگ‌زده می‌گذاشت. دوباره به مادرم نگاه کردم. زیر نور لامپ لخت، رنگ‌پریده به نظر می‌رسید، هرچند پوستش هنوز خیلی تیره‌تر از پوست من بود. موهایش که برای تغییر قیافه کوتاه نگه داشته و قرمز رنگ کرده بود، بالاخره شروع به بلند شدن کرده بود، صاف و تیره، تقریباً مشکی، تا شانه‌هایش. او بی‌حرکت در چارچوب در ایستاده بود، برادر کوچکم را در یک دست گرفته بود و دست دیگرم را گرفته بود، اما چشمانش مدام به سمت تقاطع می‌چرخید – هر ماشینی را که رد می‌شد دنبال می‌کرد، سایه مردان بیرون از مغازه کنار خیابان را دنبال می‌کرد و هر چیزی را که تکان می‌خورد از نزدیک زیر نظر داشت. پدرم دو بار سوت زد و مادرم مرا از در شیشه‌ای به داخل هوای سرد خیابان و صندلی عقب ماشینمان برد، بچه را روی پایش گذاشت، برگشت تا ببیند من آرام گرفته‌ام یا نه، و سپس بخاری را تا جایی که می‌توانست بالا برد تا هر دوی ما را به خواب ببرد. او سر تکان داد که آماده‌ایم. پدرم نگاهی به عقب انداخت تا ببیند کسی دنبالم می‌آید یا نه، از آینه عقب به من چشمک زد و ماشینمان را به سمت برادوی، به سمت بزرگراه بین ایالتی ۸۰، به سمت غرب هدایت کرد.

One cold night in December, when I was not yet four years old, my mother woke me while it was still dark, pressing her face against my cheek and whispering, “We have to leave. Right away.” I rolled off my mattress, stumbled blindly across our tiny apartment to pee, pulled on my jeans and sneakers, and followed her down the five flights of stairs without a word, walking on tiptoes so I didn’t wake the neighbors. We stopped in the foyer. Outside, my father was already working under the streetlights, breath steaming through his beard as he chipped ice off the windshield and loaded our bags and boxes into the hatchback of a rusted blue station wagon. I glanced up at my mom again. Under the bare bulb she looked pale, though her skin was still much darker than mine. Her hair, which she’d kept short and dyed red as part of her disguise, was finally starting to grow out, straight and dark, nearly black, down to her shoulders. She stood still in the doorway, cradling my baby brother in one arm and holding my hand with the other, but her eyes kept flickering to the intersection—following each car that passed, tracing the shadows of the men outside the bodega by the corner, keeping a close eye on anything that moved. My father whistled twice, and my mom led me out through the glass door into the cold air of the street and into the back seat of our car, arranging the baby on her lap, turning to see that I was settled, and then cranking the heat up as high as it could go to coax us both back to sleep. She nodded that we were ready. My father glanced back to see if anyone was following, winked at me in the rearview mirror, and swung our car onto Broadway, toward Interstate 80, heading west.

این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:

Download: Dangerous, Dirty, Violent, and Young

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X