- عنوان کتاب: Yesteryear
- نویسنده: Caro Claire Burke
- سال انتشار: 2026
- تعداد صفحه: 357
- زبان اصلی: انگلیسی
- نوع فایل: pdf
- حجم فایل: 2.14 مگابایت
مثل همیشه، دو دقیقه قبل از اینکه زنگ ساعتم به صدا دربیاید، از خواب بیدار شدم. پنج و پنجاه و هشت و بینگ: چشمانی کاملاً باز، آماده برای استقبال از روز. من هرگز برای بیدار شدن در صبح مشکل نداشتهام. من هرگز از دکمه چرت زدن استفاده نکردهام، حتی یک بار در زندگیام. هوشیاری کمک میکند. من مشروب نمیخورم. نظم و انضباط هم کمک میکند. من با کلی نظم و انضباط به دنیا آمدم، عملاً سرشار از آن هستم – به همین دلیل است که فکر میکنم هرگز در زندگیام با هیچ چیز اینقدر مشکل نداشتهام. نه مادر بودن، نه ازدواج، نه ایجاد یک کسب و کار، نه خدمت به او. همه اینها برای من به عنوان یک سری وظایف به نظر میرسید که باید هر روز، در زمان مناسب و به ترتیب زمانی صحیح انجام شوند. میدانم که برای دیگران به این راحتی نیست، اما واقعاً برای من هست. به همین دلیل است که همه آن غریبهها من را خیلی دوست داشتند. آن، و پول. پول قطعاً کمک کرد. زمستان بود. ژانویه. یک جبهه هوای سرد تازه از گذرگاه عبور کرده بود. کنار پنجره اتاق خوابم، رادیاتور هوای گرم را به بیرون فوت میکرد. آسمان بیرون مثل مرگ سیاه بود و تا چند ساعت دیگر هم همینطور میبود. مزرعه ما در میانهی دو رشتهکوه در آیداهو قرار داشت، به این معنی که در ماههای زمستان تا حدود ساعت نه آفتاب را نمیدیدیم. ما در هشت کیلومتری یک جادهی روستایی طولانی و پر پیچ و خم قرار داشتیم. حتی هواپیماها هم از بالای سرمان پرواز نمیکردند. در تاریکی، به صدای دوردست ماغ کشیدن ساسافراس، گاو شیرده محبوبمان، گوش میدادم. از زیر و بم نالههایش میتوانستم بفهمم که شوهرم، کالب، دارد او را میدوشد. درست سر وقت. مرد خوبی بود. شوهرم قبل از اینکه با من آشنا شود، تنبیه نشده بود. او کوچکترین فرزند از پنج پسر بود، کوچکترین فرزند در یک سلسلهی آمریکایی. پدرش آخرین سناتور از صف طولانی سناتورهای ایالات متحده بود که در حال حاضر با سرعت در حال تلاش برای ریاست جمهوری بود (بار سوم جذابیتش همین است!). مادرش خانهداری بود که بیشتر عمرش را در شاردونی غرق شده بود. آنها با هم، از طریق ترکیبی تقریباً مهلک از بیتوجهی پدرانه و دلسوزی مادرانه، کالب را طوری بزرگ کرده بودند که مهربان، لوس و شیرین باشد. اما تنها چیزی که از فردی با ویژگیهای خدادادی ارزشمندتر است، فردی است که مایل به یادگیری باشد، و شوهر من، آن مرد، مایل به یادگیری بود. و من که بودم؟
I woke up two minutes before my alarm went off, like usual. Five fifty eight and bing: eyes wide open, ready to greet the day. I’ve never had a hard time waking up in the morning. Never used the snooze button, either, not once in my life. Sobriety helps. I don’t drink. Discipline helps, too. I was born with spades of discipline, I’m practically overflowing with it— which is why, I think, I’ve never had that much trouble with anything in my life. Not motherhood, nor marriage, nor building a business, nor serving Him. All of it appeared to me as a series of tasks to be accomplished each day, at the right time, in the correct chronological order. I know it’s not that easy for other people, but it really is for me. That’s why all those strangers liked me so much. That, and the money. The money definitely helped too. It was wintertime. January. A cold front had just blown through the pass. By my bedroom window, the radiator was puffing hot air. The sky outside was deep-as-death black, and would be for another few hours. Our farm was nestled in the rolling divots between two mountain ranges in Idaho, which meant we didn’t see the sun until nine or so in the winter months. We were located five miles down a long, winding gravel country road. Not even airplanes flew overhead. In the darkness, I listened to the distant mooing of Sassafras, our beloved dairy cow. I could tell by the pitch and register of her moans that my husband, Caleb, was milking her. Right on time. The man was good. My husband was not disciplined before he met me. He was the youngest of five boys, the runt of the litter in an American dynasty. His father was the latest senator in a long line of U.S. senators, currently barreling through a presidential bid (third time’s the charm!); his mother was a homemaker who had spent most of her life drowning in Chardonnay. Together, through a near-fatal combination of paternal neglect and maternal sympathy, they had raised Caleb to be soft and spoiled and sweet. But the only thing more valuable than a person with God-given traits is a person who’s willing to learn, and my husband, that man, had been willing to learn. And who was I?
این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:
Download: Yesteryear





نظرات کاربران