Walk away before my mind starts to break
قبل از اینکه ذهنم داغون بشه، برو
Hurry up and rip the Band-Aid, f–k me up, kill me now
زودباش اون چسبزخم رو بکن، داغونم کن، همین الان خلاصم کن
One of us is getting sunlight, one of us is getting shade
یکیمون داره زیر نور آفتاب میگرده، یکیمون هم درگیر سایهس
Eyelids get heavier, I predict rain
پلکهام دارن سنگینتر میشن، حس میکنم قراره بباره
The ground beneath me fractured, now I’m shattered from the aftershock
زمینی که زیر پام بود ترک خورد، حالا هم از پسلرزههاش خورد و خاکشیر شدم
It’s getting harder to stay
داره سختتر میشه که بمونم
You’re so closed off
خیلی تو خودت و بستهای
Only love me with my clothes off
فقط وقتی لختم دوستم داری
Every reply is a roadblock
هر جوابی که میدی مثل یه سد راهه
Is this the part where we both admit it’s over?
این همون قسمته که دوتایی اعتراف کنیم همهچی تمومه؟
Is this the part where it’s over?
این همون قسمته که کارمون تمومه؟
I’ve been writin’ little notes to myself
داشتم واسه خودم یادداشتهای کوچیک مینوشتم
Playing out scenarios, but none of them help
هی سناریو میچینم تو ذهنم، ولی هیچکدومش دردی رو دوا نمیکنه
I heard our favourite song playin’ on the radio
شنیدم اون آهنگی که جفتمون دوست داشتیم داشت از رادیو پخش میشد
We sang it so well, but it sounded like hell
قبلاً چه خوب میخوندیمش، ولی الان انگار صدای جهنم میداد
The ground beneath me fractured now, I’m shattered from the aftershock
زمینی که زیر پام بود ترک خورد، حالا هم از پسلرزههاش خورد و خاکشیر شدم
It’s getting harder to stay
داره سختتر میشه که بمونم
You’re so closed off
خیلی تو خودت و بستهای
Only love me with my clothes off
فقط وقتی لختم دوستم داری
Every reply is a roadblock
هر جوابی که میدی مثل یه سد راهه
Is this the part where we both admit it’s over?
این همون قسمته که دوتایی اعتراف کنیم همهچی تمومه؟
Can’t we admit that it’s over?
نمیشه قبول کنیم که دیگه تموم شده؟
Can we go back to the days
میتونیم برگردیم به اون روزایی که…
Before heartbreak became our escape
قبل از اینکه دلشکستن بشه راه فرارمون
We were kids in the playground
توی زمینبازی بچه بودیم
But now all our days are made up from mistakes
ولی الان دیگه روزهامون فقط با اشتباهات پر شده
And our words are like madness
و حرفهامون انگار از سر جنونه
So can’t we admit that it’s over?
خب، نمیشه اعتراف کنیم که تموم شده؟
Can’t we admit that it’s over?
نمیشه قبول کنیم که کارمون دیگه تمومه؟





نظرات کاربران