I Must have left my house at eight, because I always do باید خونه ام رو در ساعت هشت ترک کنم چون همیشه انجامش میدم My train, I’m certain, left the station just when it ادامه مطلب
Through a different kind of silence در سکوتی مطلق دارم I’m waiting, I’m wasting Into the road of sadness انتظار می کشم، دارم در جاده ای دلگیر از بین میرم I’m walking without you درحالی ادامه مطلب
The light is bleeding out of me نور از من خارج میشود I can’t close my eyes قادر به بستن چشمهایم نیستم When tomorrow comes what’s left of me آنگاه که فردا رسد چه بر ادامه مطلب
You never liked to get هرگز دوست نداشتی بگیری The letters that I sent نامه هائی رو که من میفرستادم But now you’ve got the gist اما حالا باید لپ کلام رو بدونی Of what ادامه مطلب
I was reading Slim Aarons and I got to thinking that I thought داشتم مجله اسلیم آرونز رو میخوندم و به این فکر افتادم که فکر میکردم Maybe I’d get less stressed if I was ادامه مطلب
It’s a human sign نشانه ای انسانیت When things go wrong هنگامی که کارها نادرست پیش می رود when the scent of her lingers وقتی بوی خوش او باقی می ماند And temptation’s strong و ادامه مطلب
Све́тит незнако́мая звезда́, Сно́ва мы ото́рваны от до́ма, Сно́ва ме́жду на́ми города́, Взлётные огни́ аэродро́мов. ستاره ناشناس می درخشد، باز هم ما از خانه دور هستیم باز هم شهر ها بینمان هستند نور فرودگاه را ادامه مطلب
We’re riding down the boulevard به سمت پایین بلوار میرونیم We’re riding through the dark night, night از میان تاریکى میرونیم With half the tank and empty heart با یه باک نصفه و قلب خالى ادامه مطلب
On my naked back بر پشت عریانم A dance of the nocturnal sun رقص خورشید عشایی The tall grass crawls around me علفهای بلند به دورم میخزند In adoration bowing به نشانهی ستایش، تعظیم میکنند ادامه مطلب
My tea’s gone cold, I’m wonderin why i got out of bed at all چائیم سرد شده, تعجب میکنم که چرا از رختخواب بیرون اومدم The morning rain clouds up my window, and I can’t ادامه مطلب