As I kneel before your altar, I begin to cry
وقتی جلوی محرابت زانو میزنم، اشکم در میاد.
You were my perfect blue
تو آبیِ بینقصِ من بودی.
My hands together in a search for proof
دستامو مثل دعا به هم قفل میکنم، دنبال یه نشونه، یه مدرک…
Silence rang out from your window
ولی از پنجرهت فقط سکوت میریزه بیرون، اونم بلند و گوشخراش.
One is not the loneliest number
«یک» تنهاترین عدد نیست.
Won’t keep puttin’ all my faith in you
دیگه نمیخوام تمومِ ایمانم رو بریزم پای تو.
One is not the loneliest number
«یک» تنهاترین عدد نیست.
Got me turning far away from you
ولی تو کاری کردی ازت دور شم، خیلی دور.
I’m at your altar, baby
من هنوز جلوی محرابت ایستادم، عزیزم.
I once believed, I once believed I was free
یه زمانی باور داشتم… باور داشتم آزادَم.
I’m at your altar, baby, now I can see
من جلوی محرابتم، عزیزم، ولی الان دیگه میبینم.
You’re gonna end up killing me
آخرش تو قراره منو از پا دربیاری… نابودم کنی.
Oh, I must only be one
آه… انگار من فقط «یکی»ام.
As I lie awake in this room, I begin to pray
وقتی توی این اتاق بیدار دراز کشیدم، شروع میکنم دعا کردن.
You and I, so violently
من و تو… اینقدر خشن، اینقدر طوفانی…
Could be together in forbidden scenes
میتونستیم توی صحنههای ممنوعه با هم باشیم.
My mind is torturing my body
ذهنم داره بدنمو شکنجه میده.
One is not the loneliest number
«یک» تنهاترین عدد نیست.
I won’t keep putting all my faith in you
دیگه نمیخوام همهی ایمانم رو بذارم روی تو.
One is not the loneliest number
«یک» تنهاترین عدد نیست.
Got me turning far away from you
ولی تو باعث شدی ازت رو برگردونم و دور شم.
I’m at your altar, baby
من جلوی محرابتم، عزیزم.
I once believed, I once believed I was free
یه زمانی باور داشتم… باور داشتم آزادَم.
I’m at your altar, baby, now I can see
من جلوی محرابتم، عزیزم، ولی الان دیگه میفهمم.
You’re gonna end up killing me
آخرش تو قراره منو بکشی… ازم چیزی نذاری.
Oh, I must only be one
آه… انگار من فقط «یکی»ام.
I must only be one
من فقط «یکی»ام…
I must only be one
من فقط «یکی»ام…





نظرات کاربران