같은 꿈속에서 만나
توی یه خوابِ مشترک همدیگه رو دیدیم
수없이 서로 건넸던 인사
بیشمار بار به هم سلام کردیم
눈을 떠보면 고요히
وقتی چشمامو باز میکنم، آرومآروم
떠오르는 예뻤던 모든 날들
همهی اون روزای قشنگ میان تو ذهنم
Hmm
هوم…
햇살을 닮았던 너의 미소는
لبخندت که شبیه آفتاب بود
Hmm
هوم…
슬픔도 별것 아니게 나를 안아
جوری بغلم میکرد که غم هم دیگه چیزی به حساب نمیاومد
나 비로소 이제 알 것 같아
فکر کنم تازه الان دارم میفهمم
얼마나 아름다웠는지
که چقدر قشنگ بود…
꿈에서라도
حتی توی خواب هم که شده
전하고 싶어
میخوام بهت بگم
넌 내게 빛이었다고
که تو برای من نور بودی
Hmm
هوم…
기억은 바람 속에 흩날리고
خاطرهها توی باد پخش میشن
Hmm
هوم…
너와 걷던 이 거리를 홀로 걸어
همون خیابونی رو که با تو میرفتم، تنها قدم میزنم
나 비로소 이제 알 것 같아
فکر کنم تازه الان دارم میفهمم
얼마나 아름다웠는지
که چقدر قشنگ بود…
꿈에서라도
حتی توی خواب هم که شده
전하고 싶어
میخوام بهت برسونم
넌 내게 빛이었다고, woah
که تو برای من نور بودی… ووه
가끔씩 힘이 들 때면
گاهی وقتا که بهم سخت میگذره
가려진 기억 속에 푸르게 빛나는
توی خاطرههای پنهون، یه نورِ آبیفام میدرخشه
그때의 우리가 들려주는
اون ماهای اون زمان که برام زمزمه میکنن
사랑이란 노래를 기억할게
آهنگِ «عشق» رو… یادم میمونه
온 세상의 빛을 다해도
حتی اگه تمام نورِ دنیا رو جمع کنم
널 대신하지 못하지만
بازم نمیتونه جای تو رو بگیره
어딘가에서
ولی اینکه یه جایی
웃고 있을 널
تو داری لبخند میزنی
그려보면 난 괜찮아
تصورش که میکنم… آروم میشم / حالم بهتره
나 이제야 알 것만 같아
حس میکنم تازه الان میفهمم
사랑이라는 말
معنیِ کلمهی «عشق» رو
꿈에서라도
حتی توی خواب هم که شده
전하고 싶어
میخوام بهت بگم
넌 사랑이었다고
که تو… خودِ عشق بودی





نظرات کاربران