شنیدن جمله «خیلی خوب بود» خوشایند است، اما همیشه نمیگوید چه چیزی را ادامه دهیم. جمله «در ارتباط ضعیفی» هم ممکن است ناراحتکننده باشد، بیآنکه رفتار مشخصی را نشان دهد. اگر بخواهیم از نظر دیگران برای شناخت خود استفاده کنیم، باید از صفتهای کلی به موقعیت و رفتار برسیم.

درباره یک اتفاق مشخص سؤال کنیم
به جای اینکه بپرسیم «من چه جور آدمی هستم؟»، میتوانیم بگوییم «در ارائه دیروز، کدام بخش توضیحم روشن بود و کجا نیاز به مثال داشتم؟» سؤال محدود، پاسخ قابل استفادهتری میسازد. لازم نیست از یک گفتوگو، ارزیابی کامل شخصیت بخواهیم. همان یک موقعیت میتواند موضوع مشاهده و تمرین باشد.
وقتی بازخورد میگیریم، ابتدا مطمئن شویم منظور طرف مقابل را فهمیدهایم. میتوانیم نمونه بخواهیم و برداشت خودمان را با او بررسی کنیم. شنیدن یک نظر به معنای پذیرفتن بیچونوچرای آن نیست؛ نظر دیگران اطلاعاتی از زاویه دید آنهاست و باید در کنار شرایط و تجربه خودمان خوانده شود.
گزارش آزمون و نظر دیگران را یکی نکنیم
ممکن است نتیجه یک ابزار با تصویری که اطرافیان از ما دارند کاملاً یکسان نباشد. آشنایی با صفحه تست خود شناسی میتواند مسیر بررسی ابزارها را روشن کند. به جای تلاش برای انتخاب یک برچسب نهایی، بپرسیم هر نتیجه به کدام موضوع مربوط است و چه نمونهای از زندگی واقعی از آن پشتیبانی میکند.
مثلاً اگر در یک محیط کمحرف و در محیط دیگر فعالتریم، تفاوت شرایط را ثبت کنیم. آشنایی با جمع، فرصت آمادهشدن و نوع موضوع ممکن است در رفتارمان نقش داشته باشد. یادداشت این تفاوتها، گفتوگو درباره خودمان را دقیقتر از تعمیم یک تجربه به همه موقعیتها میکند.
بازخورد تخصصی را از چه کسی بخواهیم؟
برای بررسی یک نمونهکار، تجربه مرتبط با آن حوزه اهمیت دارد. برای روشنشدن هدف یا طراحی قدمهای تمرین، ممکن است نوع دیگری از گفتوگو بخواهیم. مرور تفاوت کوچ و منتور کمک میکند قبل از انتخاب همراه، بدانیم انتظارمان بازخورد تخصصی است یا کمک به فکرکردن و پیگیری تصمیمها.
یک بازخورد مفید باید به چیزی اشاره کند که بتوانیم درباره آن سؤال بپرسیم یا تمرین طراحی کنیم. برای مثال، «در جلسه بعد، درخواستت را در ابتدای صحبت روشنتر بیان کن» امکان تجربهکردن دارد. بعد از تمرین، دوباره همان رفتار را مرور کنیم؛ نه اینکه با هر نظر تازه، تصویر کلیمان از خود را عوض کنیم.
در همگزین میتوان مسیرهای مرتبط با خودشناسی و انتخاب متخصص را بررسی کرد. برای شروع، از یک فرد قابل اعتماد درباره یک موقعیت مشخص سؤال کنیم، پاسخ را یادداشت کنیم و یک رفتار کوچک برای امتحانکردن انتخاب کنیم. شناخت خود از ترکیب مشاهده شخصی، گفتوگو و تجربه دقیقتر میشود.
برای مقایسه برداشت شخصی با بازخورد دیگران، میتوان توضیحات تست نئو و تست دیسک را هم بررسی کرد. تفاوت میان گزارش و نظر اطرافیان را فوراً تناقض ندانیم؛ بپرسیم هرکدام به چه موقعیت و رفتاری اشاره دارد. ثبت مثالهای مشخص، موضوع بهتری برای گفتوگو و تمرین میسازد.





نظرات کاربران